جالب اینجاست که بیش از ۹۰ درصد این محمولهها هنوز مقصد نهایی مشخصی ندارد. این در حالی است که توقع بر این بود که تعلیق تحریمها به افزایش فوری فروش منجر شود، اما واقعیت نشان میدهد که جریان صادرات به شکل چشمگیری افزایش نیافته است. طبق دادههای شرکتهای رصد حملونقل دریایی، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام ایران بیش از یک هفته است که روی آبهای آسیایی در انتظار مشتری مانده است.
بلاتکلیفی نفت ایران
به گزارش «آرمان ملی»، در حالی که گمان اکثریت بر این بود که با باز شدن نسبی فضای فروش، ایران میتواند به سرعت محمولههای نفتی خود را به بازار برساند و از فرصت ایجاد شده برای افزایش درآمد ارزی استفاده کند، اما آمارهای تازه تصویری متفاوت ترسیم میکند که نشان میدهد بخش قابل توجهی از نفت ایران نه در حال ورود به بازار مصرف، بلکه بین مقصد نامطمئن و مشتری مردد سرگردان است. همچنین برآوردهای دیگر، از جمله گزارشهای ورتکسا و بلومبرگ، نیز نشان میدهد مجموع نفت ایران که روی آب در حال جابهجایی یا در انتظار فروش است، به بازهای بین ۵۸ تا ۶۸ میلیون بشکه رسیده است و بر این اساس، بیش از ۹۰ درصد این محمولهها هنوز مقصد نهایی مشخصی ندارند. این مساله، علاوه بر کاهش سرعت فروش، به معنای افزایش هزینههای لجستیکی، رشد ریسک نگهداری محمولهها و در نهایت کاهش جذابیت تجاری نفت ایران برای برخی خریداران بالقوه است. در این میان حتی هند و چین هم به عنوان خریداران مهم نفت ایران، تمایلی برای خرید نفت ایران در شرایط پرریسک بدون قیمتهای تخفیف خورده قبلی ندارند. هرچند چین در سالهای اخیر مهمترین مشتری نفت ایران بوده، اما در دوره کنونی نیز نشانههایی از احتیاط در رفتار پالایشگاهها و شرکتهای بازرگانی این کشور دیده میشود. دلیل این احتیاط، نه فقط ملاحظات اقتصادی، بلکه نگرانی از بازگشت فشارهای سیاسی و تحریمی در صورت تغییر فضای مذاکرات یا تشدید تنشهاست. این مسأله در باره هند نیز صادق است. اگرچه هند در مقاطع مختلف نشان داده که به دنبال تنوعبخشی به منابع انرژی است، اما در شرایطی که افق سیاسی کوتاهمدت روشن نیست، بسیاری از خریداران بزرگ ترجیح میدهند با احتیاط عمل کنند. برخی گزارشها حتی از این احتمال سخن میگویند که در پایان بازه ۶۰ روزه، با ازسرگیری تنشها یا بازگشت محدودیتها، مسیر تجارت نفت ایران بار دیگر با اختلال روبهرو شود.
ترس از بازگشت جنگ
محمود خاقانی مدیرکل سابق وزارت نفت در گفتوگو با «آرمان ملی» گفت: گشایش مقطعی مسیر صادرات، لزوماً به معنای بازگشت واقعی نفت ایران به بازار جهانی نیست؛ زیرا آنچه امروز بیش از هر چیز مانع فروش نفت ایران شده، نه فقط محدودیتهای حقوقی و تحریمی، بلکه بیاعتمادی خریداران، ابهام نسبت به آینده و ترس از بازگشت دوباره بحران است. در حقیقت در مقطع فعلی، بازار نفت با نوعی احتیاط و انتظار مواجه است؛ خریداران بالقوه، به خصوص شرکتها و دولتهایی که قبلاً هم مشتری نفت ایران بودهاند، ترجیح میدهند قبل از هرگونه تعهد جدی، تکلیف شرایط سیاسی و امنیتی را روشن ببینند. به گفته او، مشکل اصلی این است که هنوز معلوم نیست پس از پایان این مهلت ۶۰ روزه چه اتفاقی رخ میدهد، آیا روند تنشها دوباره به جنگ منتهی میشود، یا ممکن است حتی پیش از آن، بحران تازهای شکل بگیرد.
ریسک خرید نفت ایران
او افزود: همین شرایط پرریسک موجب شده که بسیاری از خریداران حاضر نباشند روی نفت ایران حساب باز کنند. در واقع، وقتی بازار از تکرار درگیری، تغییر ناگهانی شرایط و ناپایداری فضای منطقهای نگران باشد، حتی اگر نفت ایران از نظر رسمی در دسترس قرار گیرد، خریدار برای ورود به معاملهای بلندمدت دست نگه میدارد. این موضوع بهویژه در بازارهایی مانند چین و هند اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ بازارهایی که معمولاً از مهمترین مشتریان بالقوه نفت ایران بهشمار میروند، اما در شرایط ابهام سیاسی، آنها نیز با احتیاط رفتار میکنند و تا روشن شدن آینده، از خریدهای سنگین و پایدار فاصله میگیرند. خاقانی ادامه داد: نفت، کالایی فقط اقتصادی نیست بلکه به شدت تحت تأثیر سیاست، امنیت، حملونقل، بیمه و اعتماد قرار دارد. به همین دلیل، حتی اگر محدودیتهای صادراتی برای مدتی تعلیق شوند، این بهتنهایی تضمین نمیکند که ایران بتواند صادرات خود را به سطح پایدار و قابل اتکا برساند. او میگوید بازار جهانی نفت نسبت به ریسک بسیار حساس است و هر نشانهای از بازگشت تنش، خریداران را به سمت احتیاط سوق میدهد. در چنین فضایی، هیچ شرکتی تمایل ندارد وارد قراردادی شود که ممکن است چند هفته بعد، در اثر تغییر شرایط سیاسی، بیاعتبار یا پرهزینه شود.
ضرورت اعتماد مشتریان
مدیرکل سابق وزارت نفت تاکید کرد: مسأله فقط «فروش» نیست، بلکه قابلیت تداوم فروش اهمیت دارد. از نگاه او، اگر خریدار احساس کند که ایران ممکن است فقط در یک بازه کوتاه بتواند نفت صادر کند و بعد دوباره با محدودیت، اختلال یا بحران روبهرو شود، طبیعی است که از بستن قراردادهای بلندمدت خودداری کند. به همین دلیل، او معتقد است که باز شدن موقت درها، بدون ایجاد اطمینان درباره پایداری وضعیت، نمیتواند برای ایران دستاورد جدی و ماندگار ایجاد کند. او توضیح داد: در دورههای تنش، بازار معمولاً به جای خرید فوری، وارد فاز انتظار میشود. خریداران تصور میکنند ممکن است در آینده نزدیک قیمتها تغییر کند، شرایط سیاسی روشنتر شود یا فشارها کاهش یابد؛ بنابراین ترجیح میدهند خرید خود را به تعویق بیندازند. این تعلل، هرچند در ظاهر به معنای رد کامل نفت ایران نیست، اما در عمل باعث میشود صادرات ایران با کندی و محدودیت روبهرو شود و توان برنامهریزی اقتصادی کشور کاهش پیدا کند. او اضافه کرد: حتی اگر بازار دوباره به سمت خرید نفت ایران حرکت کند، مسئله اصلی آن است که آیا ایران میتواند اعتماد از دسترفته را بازسازی کند یا نه، از این رو بازسازی اعتماد در بازار انرژی زمانبر است و صرفاً با اعلام رسمی یک توافق یا تعلیق محدودیتها حاصل نمیشود. خریدار باید مطمئن شود که شریک عرضهکننده، هم از نظر سیاسی پایدار است و هم از نظر اجرایی میتواند تعهدات خود را انجام دهد. بدون چنین اطمینانی، بازار به سمت منابع جایگزین میرود.
پا پس کشیدن چین و هند
خاقانی با تاکید بر اینکه، رقابت در بازار نفت شدید است و کشورهای صادرکننده دیگر منتظر نمیمانند تا ایران دوباره جای خود را پیدا کند، افزود: وقتی عرضه از سوی بازیگران مختلف وجود دارد و بازار جهانی نیز با احتیاط نسبت به آینده نگاه میکند، هرگونه ابهام درباره نفت ایران به سرعت به کاهش سهم بازار منجر میشود. در چنین فضایی، کشورهای خریدار ترجیح میدهند از میان گزینههای کمریسکتر انتخاب کنند؛ حتی اگر از نظر قیمت، نفت ایران جذابیتهایی داشته باشد. وی معتقد است: مسأله اصلی ایران امروز این نیست که آیا درِ صادرات باز شده یا نه، بلکه این است که آیا بازار به ایران بهعنوان یک عرضهکننده مطمئن نگاه میکند یا نه. اگر پاسخ منفی باشد، حتی تعلیق موقت تحریمها نیز نمیتواند مشکل را حل کند. از دید او، آنچه ایران نیاز دارد تنها تخفیف یا فرصت کوتاهمدت نیست، بلکه یک تصویر پایدار از ثبات، قابلیت اعتماد و تداوم در عرضه است؛ چیزی که در شرایط فعلی هنوز شکل نگرفته است. خاقانی در پیشبینی وضعیت صادرات نفت کشور در شرایط کنونی گفت: بازار جهانی نفت در حال حاضر بیش از آنکه به وعدههای کوتاهمدت واکنش نشان دهد، به دنبال نشانههای پایداری است. تا زمانی که چشمانداز سیاسی منطقه روشن نشود و احتمال بازگشت جنگ یا تشدید تنشها از میان نرود، بسیاری از خریداران، حتی مشتریان سنتی مانند چین و هند، از ورود قطعی به خرید نفت ایران خودداری خواهند کرد. به همین دلیل، او معتقد است که تعلیق ۶۰ روزه محدودیتها اگرچه میتواند یک پنجره کوتاه ایجاد کند، اما بهخودیخود تضمینکننده بازگشت نفت ایران به بازار نیست. او تاکید کرد: ایران برای حضور مؤثر در بازار جهانی نفت، فقط به گشایش مقطعی نیاز ندارد؛ بلکه باید بتواند اعتماد بازار را بازسازی کند، آینده عرضه را قابل پیشبینی سازد و ریسک سیاسی را کاهش دهد. در غیر این صورت، بازار همچنان با احتیاط به نفت ایران نگاه خواهد کرد و فرصتهای صادراتی، یکی پس از دیگری، از دست خواهد رفت.