بستن
کد خبر: ۱۵۰۹۹۲۴
«آرمان ملی» مواضع مخالفان مذاکره را بررسی می‌کند

واقع‌بینی یعنی پایان جنگ با توافق خوب

واقع‌بینی یعنی پایان جنگ با توافق خوب
آرمان ملی- حمید شجاعی: «مذاکره یا جنگ»، این دوگانه همواره در جامعه میان طیف حامیان این دو نگاه وجود داشته است. بخشی معتقدند که همواره و تحت هر شرایطی باید مذاکره را در پیش گرفت و عده‌ای دیگر به طور کلی با نفی هر گونه مذاکره خواستار جنگ برای رسیدن به خواسته‌های خود هستند.

حال در این بین هر نوع خسارت یا هزینه‌ای نیز پرداخت شد از نگاه آنها طبیعی است و مشکلی ندارد. در حالی که اگر به دیده کارشناسی به موضوع نگاه کنیم هر دو طیف در نوع موضع‌گیری دچار اشتباه هستند. چرا که موضع‌گیری‌ها باید بر مبنای شرایط و موقعیت کشور باشد و نمی‌توان در هر شرایطی یک نسخه واحد برای کشور تجویز کرد. لذا هم کشور به دیپلماسی و مذاکره احتیاج دارد و هم به مقاومت و جنگ؛ اما آنچه که باعث می‌شود یکی از این دو رویکرد و استراتژی در دستور کار قرار گیرد شرایط کشور و نگاه حاکمیت به مسائل است. آنچه مسلم است دیپلماسی و میدان برای ایران دو روی یک سکه‌اند و از هر یک به فراخور زمان و بر حسب منافع ملی و تصمیمات کلان حاکمیتی استفاده می‌شود. اما نقطه تاریک ماجرا اینجا است که برخی افراد یا جریانات بخواهند بر اساس نگاه شخصی یا جناحی خود برای نظام نسخه بپیچند و بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب در کشور و نهادهای تصمیم‌گیر در این باره دولت و حاکمیت را تحت فشار قرار دهند که به سمت مذاکره برویم یا جنگ را از سر بگیریم. در همین راستا اگر اشخاص و جناح‌های سیاسی یک نکته را در نظر بگیرند شاید بیش از نیمی از مساله حل شود و آن اینکه قوه عاقله کشور با توجه به شرایط و موقعیت و منافع ملت بهترین تصمیم را اتخاذ خواهد کرد. لذا نباید خود را داناتر یا فهمیده‌تر بدانند و با طرح مسائل مختلف به جای تقویت اتحاد و انسجام ملی به اختلافات و دودستگی‌ها دامن بزنند. این در حالی است که روز گذشته رئیس‌جمهور در این باره گفت: «ملت ایران در برابر دشمن هرگز سر خم نخواهد کرد و اگر سخنی از گفت‌وگو یا مذاکره مطرح می‌شود، معنای آن تسلیم یا عقب‌نشینی نیست، بلکه هدف، احقاق حقوق ملت ایران و دفاع مقتدرانه از منافع ملی است». واقعیت این است که طرح مسائل اختلافی فقط باعث هزینه‌سازی برای کشور می‌شود و سود دیگری ندارد. 

* مخالفان چه می‌گویند

مذاکره را حرام می‌دانند و همواره تحت هر شریطی معتقد به ادامه درگیری و جنگ هستند. انگار ثبات، امنیت، آرامش و پیشرفت کشور برایشان تعریف نشده و منافع ملی در نظراتشان جایی ندارد. سخن در باب مخالفین مذاکره است که هر زمان صحبت از دیپلماسی می‌شود به خود لرزیده و «دلواپس» می‌شوند. جالب اینکه در مذاکرات اخیر نیز که با هماهنگی و نظارت رهبر انقلاب و شعام صورت گرفت و در تیم مذاکره کننده نیز شاهد چهره‌های مختلف حتی از بین تندروهای مخالف مذاکره بودیم اما باز هم عده‌ای از همان تندروهای دلواپس اصل مذاکره را زیر سوال برده و از همان زمان تاکنون از تریبون‌های مختلف چه در صداوسیما، چه در تجمعات شبانه و... مذاکره و مذاکره‌کنندگان را تخریب می‌‌کنند. برایشان نیز تفاوتی نمی‌کند چه کسانی در راس کار هستند هم قالیباف را تخریب می‌کنند؛ هم عراقچی را. نگاهی به برخی اظهارات و واکنش‌های این جماعت به خوبی رویکرد آنها به این مساله را نشان می‌دهد. چنانکه سیدمحمود نبویان که به مخالفت با مذاکره و توافق شهرت دارد و از قضا با تیم مذاکره‌کننده به اسلام‌آباد هم رفته بود، اخیرا در حمله به برخی اعضای تیم مذاکره‌کننده به  شائبه‌هایی دامن زده که در نهایت به اختلاف‌افکنی منتهی می‌شود. او در ایکس نوشت: «با حضور اصحاب توافق ذلت‌بار برجام در کنار آقای قالیباف در مذاکرات، هیچ امیدی به مذاکره و توافق مطلوب برای ایران وجود ندارد. لازم است آقای قالیباف، اصحاب توافق خسارت‌بار برجام را به‌طور کامل از تیم مذاکره‌کننده حذف کند». البته این پایان کار نبود و او در اظهار نظری دیگر گفته است: «اگر آقای قالیباف در مذاکرات اخیر نبودند، اتفاقات بدی می‌افتاد. عده‌ای دنبال هر گونه توافق بودند. وی پیش از این نیز سابقه بر هم زدن توافق و احیای برجام در زمان شهید رئیسی را دارد. البته او در این عرصه تنها نبوده و رفقای تندرو او نیز در این مسیر تنهایش نگذاشته‌اند. چنانکه مهدی کوچک‌زاده، پا را کمی فراتر گذاشت و در حمله‌ای آشکار مذاکره را غیر شرافتمندانه خواند و در واکنش به توییت اخیر سیدمحمود نبویان که خواستار بیرون انداختن اصحاب برجام از تیم مذاکره کننده شده بود، نوشت: «نایب رئیس محترم کمیسیون امنیت ملی! پیش از جنایت جنگ رمضان و به شهادت رساندن نایب ولیعصر عجل‌ا... تعالی فرجه‌الشریف و سربازان و مردم تابعش، مذاکره با آمریکا غیر عاقلانه، غیر هوشمندانه و غیر شرافتمندانه بود! پس از اینهمه جنایت هم چنین است، چه مجید و عباس مذاکره کنند چه باقر و باقری و تو» و در پی‌نوشت، آورد: «با پوزش از اظهار نظر علنی چاره‌ای باقی نگذاشتید! نمی‌دانم این «X» چه اثری روی قوه تفکر و تحلیل انسان می‌کذارد؟» و با وجود چنین مواضعی باید سوال کرد که در میانه این اظهارات منافع ملی کجا قرار می‌گیرد؟ ‌آیا قرار است جنگ تا ابد ادامه داشته باشد؟ با نگاه این جماعت هیچ مذاکره و توافقی در دنیا نباید انجام می‌شد. نگاه عجیبی که جز خسارت و زیان تاکنون حاصلی برای کشور نداشته و هنوز هم ندارد. از مجموع موضع تندروها می‌توان گفت این گروه دلواپس نگاهی صفر و صدی به جهان دارد و از این رو نمی‌تواند مواهب برجامی را ببیند که توانست به مدت 10 سال خطر جنگ را از سر کشور دور کند. چگونه ممکن است توافقی مانند برجام را که توانست بین اروپایی‌ها و آمریکا شکاف عمیقی ایجاد کند و سایه جنگ را از سر کشور بردارد، توافقی ذلت‌بار و خسارت‌بار دانست؟ چنین مواضعی از سوی دلواپسان و تکرار این مواضع نشان دهنده نگاه صفر و صدی به جهان است. تندروهای دلواپس نمی‌توانند پیچیدگی‌های چنین روابطی را درک کنند و حرف خود را درست می‌دانند و برای همین به مسئولان ارشد کشور توصیه‌های اکید می‌کنند و این از جمله عبرت‌های روزگار است.

* نگاه واقع بینانه 

یک فعال سیاسی اصولگرا در خصوص مخالفت‌ها با مذاکره اظهار داشت: آنهایی که با مذاکره مخالفت می‌کنند باید بگویند که چه چیزی را جایگزین آن می‌دانند؟ آیا جایگزین آن فقط جنگ است؟ یعنی قرار است که ما بجنگیم؟ و تا کجا بجنگیم؟ قرار است که ما در واقع تا نابودی آمریکا و اسرائیل پیش برویم؟ خب، اگر این اتفاق نیفتاد چه؟ یعنی اگر ما نتوانستیم آمریکا و اسرائیل را نابود کنیم، باید تن بدهیم به اینکه آنها ما را نابود کنند؟ کسی که از جنگ می‌گوید باید برای پایان جنگ برنامه داشته باشد. محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفت: اینها باید به این پرسش پاسخ بدهند که اگر نتوانستیم آنها را از بین ببریم، باید چه کنیم؟ دوم اینکه وقتی آمریکا می‌خواهد با ایران مذاکره کند، چرا تن به این کار می‌دهد؟ چون یا ما را پیروز جنگ می‌داند یا حداقل مساوی با خود می‌پندارد. لذا هر چه باشد ایران را شکست خورده قلمداد نمی‌کند، چرا که کسی با شکست خورده مذاکره نمی‌کند و شکست خورده تسلیم شده است. پس ما در موضع قدرتیم و وقتی در موضع قدرتیم با ما مذاکره می‌کنند. وی افزود: تمام کار جنگ، مذاکره و به طور کلی سیاست بهره‌گیری از فرصت‌ها است. الان ما شرایطی داریم که دشمن قبول دارد که ما دارای قدرتیم و می‌توانیم مقابله کنیم. اما چه کسی قسم خورده که این شرایط برای ما تا ابد محفوظ بماند؟ ب این فعال سیاسی افزود: بنابراین وقتی که ما در قدرت هستیم باید برویم از این قدرتی که داریم معامله کنیم و از آن امتیاز بگیریم. حال ممکن است کسی بگوید شاید در آینده قدرت‌مند‌تر شدیم. بله هر قدرتمندتر شدید شرایط برای مذاکره و معامله در وضعیت بهتری قرار می‌گیرد. مهاجری بیان کرد: بنابراین در حال حاضر کسانی که مخالف مذاکره هستند هیچ حرف منطقی به عنوان جایگزین ندارند و وقتی شما در خلأ حرف می‌زنید یا به امید سراب زندگی می‌کنید، پایان روشنی برای جنگ ندارید. جنگ در دو حالت تمام می‌شود یا شکست کامل یکی از طرفین یا توافق بین آنها. در حال حاضر واقع‌بینانه آن است که ما باید با یک توافق خوب جنگ را تمام کنیم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار