برخی معتقدند افزایش قیمتها، رویکردی برای شرایط کنونی نیست و بخش اعظم آن فراتر از مسائل مرتبط با جنگ قابل بررسی است، اما در عین حال جنگ و مسائل مرتبط با آن در این رویکرد تاثیرگذار بوده و در عین حال مسائلی مانند افزایش هزینههای دولتی، برخی از مداخلههای مستقیم دولت در اقتصاد و اتخاذ برخی تصمیمات پوپولیستی که پارادوکسهای فراوانی در دل ساختار تصمیمگیری دارد از جمله نشانهها وایبسا عواملی است که اقتصاد کشور را بیمار کرده و نه فقط در شرایط جنگی بلکه از سالهای قبل برای یافتن راه درمان، نیازمند بررسی بوده است. آنچه که اکثریت بر آن اتفاق نظر دارند، مدیریت مطلوب دولت در تامین و توزیع اقلام معیشتی مردم در زمان جنگ است که روزنههای امیدی برای اصلاح اقتصاد و تولید درسطح کلان را موجب شده است و قطعاً در این میان، استفاده موثر از دیپلماسی برای بهره گرفتن از کارتهای برنده در فرآیند مذاکرات و پایان دادن به جنگ، ضمن حفظ منافع مردمی و ملی نقش موثری در تسریع و تسهیل شرایط اقتصادی به سمت بهبود و درمان خواهد داشت.
ناکارآمدی اقتصاد دستوری
مهدی پازوکی تحلیلگر اقتصادی در این باره به «آرمان ملی» گفت: در ارزیابی وضعیت اقتصادی کشور تأکید میشود که بهبود شرایط تنها با اتکا به تصمیمهای دستوری امکانپذیر نیست، بلکه سیاستهایی مانند افزایش بیرویه انتشار پول، اتخاذ تصمیمهای متناقض، رشد هزینههای دولتی بدون چارچوب مشخص و... از جمله عواملی هستند که خود به تشدید نابسامانیهای اقتصادی منجر شدهاند. این دسته از مشکلات با برگزاری جلسات و نشستهای کارشناسی به تنهایی قابل حل نیست و نیازمند تجدیدنظر در شیوه مداخله دولت در بخشهای مختلف اقتصادی است. او تاکید کرد: در برخی حوزهها توصیه میشود دولت از مداخلات دستوری فاصله بگیرد، اما در موارد دیگر لازم است ورود مستقیم برای مدیریت شرایط انجام شود. برای نمونه، در حالی که اقتصاد با سطح بالای تورم مواجه است، افزایش چندبرابری عوارض از سوی شهرداری، همزمان با پایان جنگ دوازده روزه، همزمان با رایگان کردن بلیت مترو، از جمله مسائلی است که در هیچ توجیه اقتصادی و غیراقتصادی نمیگنجد. چراکه افزایش دویست درصدی عوارض شهرداری و رایگان کردن بلیت مترو نمونه روشنی از وجود پارادوکس است. در حقیقت با اینکه مبلغ بلیت مترو چندان بالا نیست، اما همین درآمد میتوانست بهعنوان منبعی برای جبران بخشی از خسارتهای وارده به شهروندانی بهکار گرفته شود که در جریان جنگ شیشه ساختمانهایشان شکسته و تاکنون اقدامی برای تعویض آنها صورت نگرفته است، در حقیقت باید گفت، اقتصاد کشور نیاز به نسخههایی برای درمان ریشهای اقتصاد دارد، نه رفتارهای پوپولیستی که فقط تورم را بالاتر میبرد.
رابطه بین گرانی و نظارت!
این تحلیلگر اقتصادی اضافه کرد: بررسی وضعیت بازار و شاخصهای اقتصادی نشان میدهد که بهبود شرایط اقتصادی صرفاً با تصمیمهای دستوری یا سیاستهای کوتاهمدت امکانپذیر نیست. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که مجموعهای از سیاستهای متناقض، افزایش هزینههای جاری دولت و رشد انتشار پول در سالهای اخیر، بر پیچیدگیهای اقتصادی افزوده است. در چنین شرایطی، صِرف برگزاری نشستها و جلسات کارشناسی نمیتواند راهگشای مشکلات باشد و نیاز به اصلاح رویکردهای اجرایی و نحوه مداخله دولت در اقتصاد بیش از پیش احساس میشود. او افزود: در برخی حوزهها انتظار میرود دولت از مداخلات مستقیم و دستوری فاصله بگیرد و اجازه دهد سازوکارهای طبیعی بازار نقش خود را ایفا کنند، اما در بخشهایی نیز لازم است نظارت و مدیریت مؤثرتری اعمال شود. مواردی گزارش شده که برخی کسبوکارها بدون پشتوانه قانونی مبلغی را تحت عنوان مالیات مطالبه میکنند، در حالی که همان کالا یا خدمت در زمره موارد مشمول مالیات اضافی قرار نمیگیرد. او معتقد است: این وضعیت برای بخشی از مصرفکنندگان این تصور را ایجاد کرده که نظارت کافی بر بازار وجود ندارد.
سیاستهای پوپولیستی دولت
پازوکی افزود: افزایش حجم نقدینگی و انتشار پول در کنار بالا بودن هزینههای جاری دولت، از جمله عواملی است که فشارهای تورمی را تشدید میکند. در حالی که انتظا ر میرود برای کنترل تورم، سیاستهای مالی و بودجهای به سمت کاهش هزینهها و انضباط بیشتر حرکت کند، ادامه روند فعلی میتواند زمینهساز افزایش بیشتر قیمتها در آینده باشد. او سیاستهای پوپولیستی دولت را عامل رشد ناقص و رشد تورم ذکر و بیان کرد: موضوع سیاستهای حمایتی دولت در برخی صنایع نیز مورد توجه قرار گرفته است. بهعنوان مثال افزایش قیمت برخی از قطعات داخلی خودرو که مواد پتروشیمی تامین میشود، طبیعی است و باید افزایش یابد تا پروسه تهدید بیکاری کارگران شکل نگیرد، چرا دولت باید در شرایط بحرانی کنونی، یارانه این امر را پرداخت کند؟ پرداخت یارانه در چنین شرایطی خود نیازمند منابع مالی است و در صورتی که این منابع از طریق افزایش پایه پولی یا چاپ پول تأمین شود، میتواند آثار تورمی بیشتری به همراه داشته باشد. تداوم این چرخه در نهایت به تشدید تورم و گسترش مشکلات اقتصادی منجر خواهد شد. پازوکی مدیریت همزمان تورم، کنترل بازار و حمایت از تولید را نیازمند سیاستهای هماهنگ و پایدار دانست و گفت: بدون اصلاح برخی رویکردهای ساختاری در حوزه سیاستگذاری اقتصادی، احتمال ادامه نوسانات قیمتی و افزایش فشار بر معیشت خانوارها وجود خواهد داشت. از این رو، ایجاد توازن میان نظارت مؤثر بر بازار، کاهش هزینههای غیرضروری دولت و پرهیز از سیاستهای متناقض میتواند از مهمترین الزامات بهبود شرایط اقتصادی در دوره پیش رو باشد. او ادامه داد: برخی سیاستهای پوپولیستی دولت را میتوان در توزیع یکسان پول برخی منابع بین مادران نوزادان دید، در حالیکه باید با تهیه بانک اطلاعاتی قوی، فقط به مادرانی خاص، یارانه حمایتی تعلق گیرد، این مسأله حتی میتواند با توزیع کارت مترو رایگان که بهترین وسیله نقلیه است، هم صورت گیرد، نه رایگان کردن بلیت مترو که میتواند جبران هزینههای بسیاری برای شهرداری در شرایط کنونی باشد.
مدیریت دولت در جنگ
پازوکی تاکید کرد:، اما مسألهای که از آن نباید غافل شد اینکه، نحوه مدیریت دولت در تأمین و توزیع کالاهای اساسی در شرایط تنش و محدودیتهای اخیر، از جمله اقداماتی بوده که مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. مدیریت تأمین اقلام ضروری و تلاش برای حفظ ثبات نسبی در بازار کالاهای اساسی از جمله اقداماتی بود که در آن مقطع بهعنوان یک اولویت برای حفظ معیشت مردم دنبال شد و از نگاه بسیاری از ناظران، این رویکرد قابل توجه و قابل دفاع ارزیابی میشود. با این وجود، در ادامه مسیر، لازم است سیاستهای حمایتی با دقت بیشتری طراحی شود تا از بروز پیامدهای ناخواسته جلوگیری شود. به باور آنان، ارائه برخی خدمات یا کالاها بهصورت رایگان در کوتاهمدت ممکن است بهعنوان اقدام حمایتی تلقی شود، اما اگر منابع مالی پایدار برای آن در نظر گرفته نشود، میتواند فشار بیشتری بر بودجه عمومی وارد کند. در چنین شرایطی، اگر تأمین این هزینهها از طریق افزایش پایه پولی یا چاپ پول صورت گیرد، احتمال تشدید تورم افزایش پیدا میکند؛ موضوعی که در نهایت میتواند بر سطح معیشت مردم و رضایت عمومی اثر منفی بگذارد. مطلوب است سیاستهای حمایتی بهجای توزیع گسترده و عمومی، به سمت حمایتهای هدفمند حرکت کند. در این رویکرد، دولت با استفاده از دادههای دقیق اقتصادی و ایجاد بانکهای اطلاعاتی جامع، میتواند گروههایی را که بیشترین نیاز به حمایت دارند شناسایی کرده و منابع حمایتی را به شکل مؤثرتری به آنان اختصاص دهد. پازوکی توضیح داد: قطعاً در شرایط جنگی، دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی-مردمی شرط اصلی است و با توجه به آنچه که در این زمینه صورت گرفته است، باید قدردان تمام عزیزانی که در این زمینه متقبل زحمات شدهاند باشیم، اما بدیهی است، استفاده از دیپلماسی برای پایان جنگ ضمن حفظ تمامیت ارضی، مستلزم استفاده بهینه از کارتهای برنده در دیپلماسی در زمان مناسب است تا کارت سوختهای برای ما باقی نماند. در حقیقت در این میان، حتی اگر جنگ یک روز هم زودتر پایان یابد، البته ضمن حفظ آرمانها، ما برنده میدان هستیم تا هم اقتصاد هم سیاست را با بهترین رویکردها در اختیار بگیریم.