از همین رو است که در جریان جنگ ۴۰ روزه رمضان با وجود انواع مشکلات از همان روز اول تاکنون روز و شب در خیابانها حضور یافته تا از این طریق ایستادگی خود پای نظام و کشور را به جهانیان نشان دهد. هرچند که نباید از این مهم بگذریم که این اقدام قابل تحسین مردم باعث نمیشود تا سایر حقوق و مطالبات آنها از دولت و حاکمیت به بوته فراموشی سپرده شود. البته به اذعان موافقان، منتقدان و حتی مخالفان دولت در ایام جنگ رمضان عملکرد بسیار خوب و موفقی در حوزه تامین امنیت غذایی و معیشت مردم داشت و تلاش کرد جامعه کوچکترین مشکل یا مسالهای را حس نکند. با این حال جامعه امروز انتظار دارد که دولت در حوزههای مختلف به ویژه حوزه اقتصادی و معیشتی رویکرد شفافی در قبال آنها اتخاذ کند و با مردم سخن بگوید. انتظاری درست که پیش از این نیز بارها در خصوص آن به کرات صحبت کردیم، اما مساله این است که دولت تا کجا میتواند پاسخگوی جامعه باشد و اساسا این موضوعات تا چه حدی قابل پاسخگویی است. قدر مسلم پاسخگویی به مردم امری است که دولت و حاکمیت خود بدان تاکید دارند و دانستن را حق مردم میدانند، اما طبیعتا این پاسخگویی در مسائل کلان و تصمیمات مهم کشوری تبعا با محدودیتهایی مواجه است. مثلا در بحث مذاکرات با آمریکا اطلاعات کلی از چگونگی مذاکرات یا فضای کلی مذاکرات و خواستههای طرفین تا حد ممکن به مردم اطلاع رسانی میشود، اما اینکه اساسا با آمریکا مذاکره کنیم یا نکنیم یا چه کسانی برای مذاکره بروند و جزئیات مذاکره تا ریزترین موضوعات گفته شود، جزء مطالبات مردم محاسبه نمیشود و در سطوح عالیه نظام تصمیمگیری و اجرا میشود. همانطور که در حوزه اقتصادی نیز تصمیمات در سطوح بالایی گرفته میشود و به جامعه اطلاعرسانی میگردد و در مورد مسائل مختلف دیگر نیز به همین صورت؛ لذا مطالبات جامعه مشخص و حق مطالبهگری جامعه در جای خود محفوظ، اما اینکه انتظار داشته باشیم تمامی مسائل حساس و حتی محرمانه کشوری هم به مردم گفته شود اساسا نه به لحظ مدیریتی و حکومتی صحیح و نه به لحاظ امنیتی بجا است.
* به نام مردم
معمول است که هر چیزی وقتی جنبه مطالبه عمومی پیدا کند و مردم خواستار آن باشند و البته دولت یا بعضا حاکمیت نیز نیم نگاهی بدان داشته باشند به ثمر مینشیند و به عبارتی خواست مردم محقق میشود؛ لذا جایگاه مردم همانطور که در قانون اساسی و نظرات بزرگان آمده جایگاه بسیار بزرگی است و مردم نیز خود نسبت به مسائل مختلف از آگاهی لازم برخوردار هستند. مشکل در جایی پدید میآید که برخی جریانات یا اشخاص بخواهند اراده خود را در قالب حرف مردم بیان کنند و اینگونه به اقدامات و منویات خودشان مشروعیت و مقبولیت ببخشند. چیزی که طی سالهای گذشته از سوی برخی جریانات کم هم ندیدهایم و امروز نیز شاهد آن هستیم که حضور مردم در خیابان را به ابزاری برای فشار به دولت و مجموعه حاکمیت برای پیشبرد اراده خود تبدیل کردهاند. اینکه برای حاکمیت، مسئولان و تیم مذاکرهکننده ایرانی تکلیف تعیین کنند که چه مسائلی را مطرح کنند یا نکنن و چه چیزهایی را بپذیرند یا نپذیرند. در حالی که اساسا وقتی صحبت از اراده حاکمیت، شخص رهبر انقلاب و شعام میآید سایر ارادهها باید کنار بروند. از اتفاق، اما برخی جریانات از آنجایی که در حاکمیت چندان شنیده نمیشوند و نگاهشان پسندیده نمیشود میخواهند اهداف و منویات خود را به مردم گره بزنند تا به نام مردم و به کام خودشان حاکمیت را تحت فشار قرار دهند. امری مذموم که بارها مورد نکوهش بزرگان قرار گرفته است.
* داعیهداران حرف مردم
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در ارتباط با مطالبات جامعه و حرف مردم اظهار داشت: برای ارزیابی مطالبات یک ملت بایستی یک هویتی را همراه با مطالبات و نیازهایی که دارد مد نظر قرار بدهیم؛ بنابراین کسانی میتوانند مدعی حرف مردم باشند که همراه با قاطبه ملت و مطالباتشان یعنی حفظ تمامیت ارضی کشور و حفظ منافع ملی باشند. اسماعیل گرامیمقدم به «آرمان ملی» گفت: بر این اساس هر کسی میتواند داعیه این را داشته باشد که من از طرف مردم حرف میزنم، اما اگر قرار شد یکسری مطالبات جریانی و جناحی به اسم مردم مطرح شود دیگر نمیتوان آن را به کل ملت اطلاق کرد. نمیشود مطالبات جریانی یا گروهی را به کل مردم ایران تامین داد. مردم چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ رمضان نشان دادند که خواهان اقتدار ایران هستند و از میدان و دیپلماسی حمایت میکنند و دیدیم که دیپلماسی و میدان در اثر کارکرد خوبی که با هم داشتن توانستند نتایج خوبی را برای کشور رقم بزنند. قائممقام حزب اعتماد ملی بیان کرد: حال جریاناتی هستند که تصور میکنند اگر کشور رنگ آرامش ببیند یا به سمت و سویی برود که چالشهای کمی در مجامع بینالمللی داشته باشد احساس میکنند که جای آنها تنگ میشود و عقلانیت جای تفکرات آنها را میگیرد. به همین دلیل مدام خواستههای خود را به اسم خواست مردم مطرح میکنند. در حالی که مردم امروز صرفا حفظ انسجام و یکپارچگی ملت ایران را میخواهند. نکند که با ندانمکاری و اشتباهات سنگین و ترجیح دادن منافع جریانی به منافع ملی پیروزیهای در میدان را به کام مردم تلخ کنیم. وی تصریح کرد: بکنیم جنگ و مذاکره چیزی نیست که بخواهیم منافع شخصی خودمان را دخالت بدهیم.