از دیرباز در کشورمان ساختن آلت موسیقی یا همان «ساز» ذیل فعالیت صنعتی در بخش هنر محسوب شده و همواره سازندگان ساز بهنوعی صنعتگران عرصه هنر بودهاند که موزیسینها با آنها حشرونشر و بده بستان دیرینه داشتهاند. از عکسهایی که از یحیی خان تارساز، هوهانس آبکاریان ارمنی، تارساز بزرگ اواخر دوران قاجار موجود است میتوان این موضوع را درک کرد که ساختن ساز اگرچه فعالیتی صنعتی در هنر است اما همواره بخشی بوده که هنرمندان آن را چرخاندهاند و برشدت فروش و جذب مشتری آنان تأثیرگذاردهاند. از تصاویر باقیمانده قدیم و روایات نقلشده مشخص است که همهساله یحیی خان ساختههای دست خویش را در مهمانی موزیسینهای تراز اول به محک دستان آن چیرهدستان هنر سپرده تا خوشصداترینها بماند و بدصداها سوزانده شوند. و این صنعت دستی تنها دردانهها را حفظ میکرده است که هنر چیزی جز یگانگی و برتری کیفی در خلق آثار نیست. لذا اهمیت کیفیت ساخت ساز در روزگاری که هنوز این صنعت در معرض انواع و اقسام تهدیدهای ماشینی و کامپیوتری قرار نداشت اینگونه بود ولیکن اخیراً شرایط بهگونهای دیگر رقم خورده است. فضای تنگ کار موسیقی چه ازنظر هنری، چه از منظر اقتصادی و پیدا شدن همه گونه افراد که در آن ادعاهای ساختن و صنعت و هنر را باهم دارند به برخی باورانده که باید در این خصوص نیز بررسی کیفی کرد و آن را دستهبندی نمود که البته از اساس قابل دفاع نیست، هرچند متصدیان خانه موسیقی اخیراً بر آن شدهاند تا به ارزیابی سازندگان ساز بپردازند و ازنظر کیفی آنها را درجهبندی کنند. از آنجا که تجربه نشان داده همواره در اینگونه ارزیابیها نحوه احراز صلاحیت قربانی رفاقتها و کدورتها گردد و هزار مورد دیگر در صدور مجوز صلاحیت و تعیین صلاحیت را منجر شودتا چه اندازهای مضرت آفرین است بهجای آنکه در جهت کمک باشد بیشتر به ساختن آشفتهبازار کمک میکند وگرنه کیست که نداند در عرصه موسیقی کدام سازنده چه کیفیتی در سازش حضور دارد یا ندارد. ضمن اینکه فضای صنعت هنری موسیقی فضایی دور از مناسبات اداری، سازمانی و یا گروهی است و بیشتر آنهایی که اخیراً به سمت این صنعت هنری روانه شدهاند نیز کمتر علاقهای به طی کردن روال اداری برای کارهای خویش دارند و بیشتر این مناسبات را تحمیلی میدانند که هرازگاهی از جانب خانه موسیقی مطابق سلیقه مدیران بالایی اعمال میشود تا به اسم صندوق اعتباری هنر وزارت ارشاد دستهبندی و مسائل اینچنینی انجام شود. البته چنانچه این موزیسینها در دستهبندیهای رایج وزارت ارشاد و خانه موسیقی قرار گیرند و اگر کارمندی کنند شاید مشمول مراتبی شوند اما اغلب سازندگان ساز که از این راه امرارمعاش میکنند در پی ارزیابی نیستند و هم بازار و هم مشتریها آنها را میشناسند و تنها این مدارک میتواند برای جورکردن کسری برخی مفید واقع شود که از دستگاه دولتی واداری بخواهند متنعم باشند. چراکه هنوز صنعت هنر در ایران سنتی است و از بازار کسبوکار قدیم تبعیت میکند و نیازمند دستهبندیهای رایج دولتی- اداری نیست.