بستن
کد خبر: ۱۰۵۳۰۴۲

بازگفتی از گُفتمان هنر

بازگفتی از گُفتمان هنر
عابدین پاپی شاعر و منتقد

واژه هنر در زبان سانسکریت ترکیبی از دو واژه «سو»به معنی نیک و«نر»یا«نره» به معنای زن و مرد به‌کار رفته است . در زبان یونانی واژه هنر به معنی تکْنِسْ آمده است و در زبانِ اوستایی «س» به«ه» تبدیل شده که حاصلِ آن واژه «هون» است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی «هنر» درآمده که به معنی کامل و فرزانه است . تِکْنِسْ اسمی است که به طور اشتباه و به طور تقریبی وام واژه تِکْنالُجیْ به انگلیسی(technology)بوده که به معنای فناوری و می‌توان گفت که همان نوآوری محسوب می‌شود که حاصلِ تکنولوژی و فناوری است . هنر یک دستاورد روحی و روانی است. هر واژه‌ای تا خودش را و خود واقعی خودش را درجامعه به نمایش نگذارد و رفتارها و کردارهای آن را جامعه تجربه و لمس نکند در واقع اگزیستانس خود را به دست نمی‌آورد. هنر نوعی فکرآورد معنوی- انسانی است که درسلاله روح و روان و رفتار بشر خود را به دایره نمایش و بایش می‌گذارد. هنرخلاقیّت فکرآورد بشر است و همان چیزی است که آورده فکر بشر محسوب می‌شود . این آورده فکر می‌تواند هنری یا ادبی باشد و یا هرچیزِ دیگری که به وجود می‌آید. وجود هنرکار دستاورد و فکرآورد انسان خلاق و نوآور و مُخیّل است . هر دستاوردی که طعم نوآوری می‌دهد هنر است و هر فکرآوردی که آورده‌ای نو و تازه باشد می‌توان به آن هنر گفت. هنر به انواع مختلف تقسیم می‌شود که می‌توان به هنرهای هفتگانه یا هفت هنر اشاره کرد که عبارتنداز: 1- هنرموسیقی مانند:(نوازندگی، آهنگسازی و ...) 2-هنر حرکاتِ نمایشی مانند:( حرکات موزون،اُپرا،سیرک و ...) 3-هنرهای ترسیمی مانند:(طراحی،نقاشی،عکاسی،خطاطی و...)4-هنرهای تجسمی مانند:(معماری، دکوراسیون، مجسمه سازی، خیاطی و طراحی لباس، شیشه گری و ...)5-هنرادبیات مانند:(نویسندگی، شعر، داستان، فیلمنامه و شعرخوانی و ...)6-هنرهای نمایشی مانند:(تئاتر، اجرای نمایشنامه و شعرخوانی و ...)7-هنر سینما نظیر:(بازیگری ، کارگردانی و ...)8-انیمیشن(هنربازی سازی) مانند:(طراحی و ساخت بازی های ویدیویی و رایانه‌ای و...).از جانبی دیگر، مهم‌ترین عواملی که هنر را شکل و شمایل می‌دهند عبارتند از : 1- تخیل: به معنی صورِخیال یا بسامد ذهن هم هست که از مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری هنر محسوب می‌شود. 2- عاطفه و احساس که دو عامل مهم و سازنده در تولید و شکل‌گیری بافت و ساخت هنر به‌شمار می‌روند، به طوری که چشمه هنر از سرچشمه این دو مفهوم ارتزاق می‌کند 3- چند معنایی بودن و منشور مانندی است. سومین وجه مشترک در شکل‌گیری هنر همین مقوله چند معنایی بودن است و البته پلی‌فونیک (چندصدایی) نیز از دیگر عوامل مهمی است که در تولد هنرتأثیر بسزایی دارد. هنر برگرفته از طبیعت و جامعه و همه اصوات و آواهایی است که در بطن طبیعت و جامعه وجود دارند و هنرمند با کمک بایسته ازاین دو هنرخود را در شکل و شمایلی زیباشناسانه به تصویر می‌کشد. اگر چه عُقلای ادب و هنر تعاریف متفاوتی را از دنیای هنر ارائه داده‌اند اما هنردر واقع یک شورش غیر منتظره است که ذهن و باورداشت انسان کنجکاو را غافلگیر می‌کند. زبانی پرشور دارد اما شور و حال و هول و ولای خود را به طور نابهنگام به دایره هنگامه‌ها می‌کشاند. هنر خبر نمی‌کند و بی خبر صدها خبر را در قالبی زیباشناسانه به تصویر می‌کشد. زبانی است که روح و روان انسان را به وجد و هیجان می‌آورد و به او آرامش خاطر و آسایش روان خاصی را می‌بخشد. هنر رابطه نزدیک و تنگاتنگی با متافیزیک و اگزیستانسیالیزم و رئالیسم دارد به طوری که هم درآن فراسوها و مرزهای آسمانی وجود دارد و هم این که یک اصالت وجود دارد و هم نوعی واقع‌گرایی یا واقعیّت تام است که در زندگی همه ما وجود پیدا می‌کند. می‌توان گفت هنر نوعی صورِخیال است و یا دنیایی ذهنی است که پیامدهایی عینی را به دنبال دارد. تا به اکنون هیچ تفکرِ جامع و قابل اعتماد و اعتنایی سراغ نداریم که توانسته باشد به اثبات برساند که چه چیزهایی به طور قطع بنا و اساس هنر را تشکیل می‌دهند اما تجربه نشان می‌دهد که هنر ماهیّتی دارد که هویتش را مشخص می‌کند و چون به دایره تجربه و اجتماع کشانده می‌شود بنابراین بدون اساس و پایه هم نیست. هنر نوعی آنتولوژی ( هستی شناسی) است که در درون خودآکنده از مفاهیم و مصادیق هست. هنرکارِ هنرمند نیست بلکه کارِهنرآوری است که هنرمندی می‌کند. میدان داری هنر درمیدان هنرآور شکل می‌گیرد و زمانی می‌توان به کسی هنرمند گفت که هنرش توانسته هنرآوری کند. مانرو بریسیدی(1982) تعریفی کارآمد و کاربردی را از هنر ارائه داده به طوری که می‌گوید:« اثر هنری ترکیبی از شرایط مورد نظراست که به منظور ارائه تجربه‌های زیباشناختی ارزشمند قادر به نشان دادن ویژگی های زیباشناختی هنر باشد.»پائولو پازولینی نویسنده و شاعر برجسته ایتالیایی معاصر درباره هنرمی‌گوید:«هنر وسیله‌ای است برای به نمایش گذاشتن یک ایده ذهنی خیلی خاص که حداقل دو نفر دیگر ازآن اطلاع نداشته باشند.» ازاین نگاه هنر به دو دسته تقسیم می‌شود: نخست هنر آموختنی و دو دیگر: هنرِآمدنی است. هنرِ آموختنی به آن هنری اطلاق می‌شود که وجود دارد و ما این هنر را به عنوان یک پارادایم(الگوواره) یاد می‌گیریم. به اصطلاح به وجود آمده و ما مؤلفه‌های این هنر را می‌آموزیم، اما هنرِآمدنی آموختنی نیست بلکه هنری است که خود فرد بایستی بتواند این هنر را تولید کند و در واقع ذوق هنری مهم‌ترین می‌گویند. هنر به معنی آن درجه و مرتبت از کمال و جمال آدمی است که پی آمد آن می‌تواند هشیاری ، فراست، فضل، دانش، بینش، منش ، خلاقیّت و فضیلت باشد

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی