فارس قضاوت کرد
فارس در ادامه نوشت: «پس از این اتفاق بود که در کمپینی، تعدادی از زنان و دختران ایرانی با فیلم گرفتن از رقصیدنهای خود، فضای مجازی فارسی زبان را با کمک تبلیغات رسانهای آن طرف آبی پر کردند و این کار خود را در حمایت از «دختران رقصنده» اکباتان، اعتراض و عملی مبارزانه نسبت به حاکمیت و قوانین اسلامی دانستند. طبیعتاً گفت و شنود درباره چنین اقداماتی گسترده و بیشمار است و کافی است با جستوجویی در فضای مجازی به تحلیلهای مختلفی که در این باره ارائه شده است، دسترسی پیدا کنیم. اما این عمل از ابعاد جامعهشناختی و روانشناختی هم قابل بحث و تدقیق است. به راستی آیا با رقص میتوان ساختاری را که ۴۴ سال در برابر جدیترین تهدیدات و تحریمهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی پایدار مانده است، از پا در آورد؟ این نوع اقدامات چه تأثیراتی بر جامعه و تحلیل معرفتی آنان دارد؟» اقدام دختران اکباتان اگر چه از سوی اکثریت جامعه مورد تایید نبود اما فارس معتقد است اعتراض به حکومت هدف آنها بوده است.
مخالفت نبود؛ انرژی بود
فارس در ادامه آورده است: «در وهله اول، کمپین رقصیدن برخی دختران و زنان ایرانی را باید نوعی «واکنش» دانست. واکنشها خالق انرژی هستند و اغلب این انرژی در افراد کنترل نشده است. برای همین افرادِ لجباز و دارای خویِ واکنشی یا به ورطه تفریط میافتند یا در وادی افراط. به عبارتی چه به درست و یا چه به غلط، موضوعی آنان را اذیت کرده و یا آنان «احساس» اذیت شدن از موضوعی را دارند (ولو به شکل کاذب و غیر واقعی)، حال این افراد برای تقابل با آن امر موذیانه که در انتزاع و فکر خودشان وجود دارد، دست به یک واکنش میزنند که فقط مخالفت و اعتراض خودشان به موضوع را نشان دهند و معمولاً توجهی به اثرات و نتایج آن ندارند. حاصل امر در چنین فضایی، ایجاد خشونت در ادامه روند لجبازی و واکنشی بودن است» فارس در تحلیل خود از ماجرای اکباتان در ابتدا مدعی بودحرکت آنها برای مخالفت با حکومت است و پس از آن ادعای دیگری را مطرح کرده که خالی کردن انرژیست! در ادامه فارس به تحلیل معنای رقص پرداخته و نوشته است: «کمپین رقصیدن دختران ایرانی و نشر آن در فضای مجازی نوعی «آنومی» یا به تعبیر دیگر« آشوب» را در سطح هنجار اجتماعی به وجود میآورد و آن انسجام
اجتماعی را با خلل مواجه میسازد؛ چرا که اساساً امری بیگانه است و این عمل نامأنوس میخواهد در سطح کلان اجتماعی خودنمایی کند. تأثیر روانی این قبیل هنجارشکنیها را باید جدی گرفت؛ چون رفتهرفته میتواند معیارها و مفاهیمی چون اخلاق، مردم، آزادی و ... را دگرگون سازد و از آن وحشتناکتر زمانی است که ساختمان ارزشهای تو را فرو میریزد، اما برای آن جایگزینِ تضمینکنندهای ندارد؛ چیزی که نیهلیسم مدرن که در ایران ردپایش خیلی وقت است، نمایان شده به آن دچار بود. بنبست نیهلیسم زمانی بود که وقتی قرار شد به جای آن هنجارها و ارزشهای گذشته، الگو و نمونهای را جایگزین کند، گفت: «کدام ارزش؟ تضمین برای چه؟ تضمین به چه کسی؟ « گاهی هم این آشوب و اغتشاش هنجاری از منشأ خیر است و خود سازماندهنده مجموعه عناصر انسجامبخش حول محور یک موضوع ارزشمند.»
انتقاد فعال اصولگرا
رفتارهای متناقض سبب واکنشهایی در میان اصولگرایان هم شد چنانکه دیروز محمدرضا صفری تالارپشتی، فعال سیاسی اصولگرا نوشت: «آقای نوباوه بهقول گفته آقای صدیقی اگر غیرت دینی داری چرا به افسر زن روسی که با بی حجابی کامل وارد جلسه رسمی تو کشورت شده نهی از منکر کنی و به وزیر امورخارجه خودت کارت قرمز بدی.»