توافقی که میان ایران و عربستان با میانجیگری چین صورت گرفته، تحول مهمی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی بخصوص در 19 ماه پس از دولت سیزدهم است و یک تحول منطقهای و جهانی هم محسوب میشود از این جهت که بازتاب بسیار زیادی در سطح منطقه و جهان داشت و اکثر کشورها نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند و تنها کشوری که نگران این توافق بود و از سیاستهای خودش ابراز نگرانی کرد رژیم اسرائیل بود که آن را یک شکست برای سیاست خارجی اسرائیل برشمردند. قطعا این توافق یک رویداد مهم محسوب میشود به این جهت که به هر حال هم ایران و هم عربستان دو قدرت منطقهای و تاثیرگذار در روند تحولات منطقه هستند و رقابتهای هر دو کشور باعث شده که کانونهای بحرانی در منطقه نیز تشدید شود. یمن، سوریه، لبنان و عراق از جمله کشورهایی هستند که هر موقع میان ایران و عربستان تفاهم بوده، قطعا سطح بحران هم در این کشورها پایینتر بوده. اینکه بعد از 7 سال قطع روابط دیپلماتیک این توافق صورت میگیرد، میتواند نقطه عطفی در سیاست خارجی و منطقهای ایران باشد و یکی از گرههای سیاست خارجی منطقهای ایران باز میشود ولی به این منزله نیست که این گام میتواند همه تحولات و چالشهای دیگر را نیز حل کند. نباید به این تصور باشیم که با چهار دیدار و ملاقات و بازگشایی سفارتخانهها در ریاض و تهران میتواند به تنهایی راه حلی برای تنشها و چالشهایی باشد که ایران در سطح منطقهای و جهان پیشرو دارد. قطعا توافق ایران و عربستان بخشی از یک پازل است و اقدامات سیاسی و اقتصادی دیگری باید صورت بگیرد تا این پازل تکمیل شود و ما بتوانیم از فرصتها و ظرفیتهای این توافق حداکثر بهرهبرداری را بکنیم. اگر چنین اتفاقی نیفتد، قطعا این توافق نیز نمیتواند آنچنان که امروز تصور میشود به همه چالشهای ما پاسخ بدهد. مذاکرات احیای برجام و روند تنشزدایی در روابط ایران با غرب و بخصوص آمریکا میتواند گامهای بعدی باشد که هم به احیای برجام و هم به موضوع الحاق ایران به افایتیاف منجر شود. باید منتظر بود در هفتههای آینده ببینیم روند تحولات به چه سمت و سویی هدایت میشود و اینکه این توافق تا چه حد میتواند در روند تحولات منطقهای اثرگذار باشد. ما در یکسالونیم گذشته فرصتهای بسیاری را برای احیای برجام و رفع تحریمهای اقتصادی از دست دادیم. اگر از آن فرصتها استفاده میشد شاید خیلی از مشکلات اقتصادی و اجتماعیای که در یکسال گذشته با آن مواجه بودیم، تحقق پیدا نمیکرد و شاید وضعیت اقتصادی ایران امروز بهتر بود. ولی باید از آنها درس گرفت و به آینده امیدوارتر بود از این روند تحولات که به امید خدا بتوانیم مسیر تنشزدایی و احیای برجام تحقق پیدا کند و شاید این تحولات بتواند مسکنی حداقل در کوتاه مدت در بهبود وضعیت اقتصادی کشور باشد. واقعیت این است که بین سیاستهای اعلامی و سیاستهای عملی آمریکا یک فاصلهای هست و قطعا آمریکاییها به این راحتی مشت خود را باز نمیکنند که در روند احیای برجام در موقعیت جدید قرار بگیرند. آنها اگر بخواهند به آن هدف خودشان که کنترل برنامه هستهای ایران است، دست پیدا کنند راهی جز احیای برجام وجود ندارد و راههای دیگر میتواند به تنش در منطقه سرعت ببخشد. واکنش مثبت آمریکا و اروپا به توافق ایران و عربستان میتواند یک نشانه مثبت از سیاستهای منطقهای آمریکا باشد از این جهت که یکی از مشکلاتی که در مذاکرات ایران و غرب همواره مطرح است، موضوع نفوذ منطقهای ایران است. بخشی از نفوذ منطقهای ایران به رقابتهای ایران و عربستان برمیگردد و هرقدر ایران و عربستان بتوانند از طریق گفتوگو و مذاکره مشکلات خود را در سطح منطقه حل کنند، قطعا به همان اندازه این موضوع در روند مذاکرات ایران و غرب تاثیر خودش را خواهد گذاشت و بحث توان موشکی تحت تاثیر همین بهبود روابط ایران با کشورهای عربی میتواند عملا از روی میز مذاکرات به حاشیه رود. به نظر میرسد با توجه به روند مذاکرات میان ایران و آمریکا و تبادل زندانیان که وجود دارد، سیگنالهای مثبتی است که میتواند روزنههایی از امید برای احیای برجام را نشان دهد.