حاجی فیروز یا عمو پیروز و خواجه پیروز، عمو نوروز، همان سیاه یا مبارک، ننه سرما، پیر بابا، آروس، ننه مریم، بیبی نوروزک، همگی شخصیتهای نمادین در فرهنگ ما ایرانیها هستند که در بازه زمانی نزدیک به عید نوروز و فرا رسیدن بهار، جلوه و بروز بیشتری پیدا میکنند. از این نظر که هنوز هم که هنوز است، کوچه و خیابانهای شهر رنگی هرچند دور از اصل ماجرا و ماهیت اصلی آن به خود میگیرند. اما این حاجی فیروزی که با لباسی مخصوص و چهرهای سیاه، سازهایی مثل تنبک و دایره زنگی میزند، چه کسی است و از کجا آمده؟
دکتر کتایون مزداپور، پژوهشگر زبانهای باستانی، در توضیح پیشینه این کارکتر نمایشی، نوشته: «زمانی که الهه تموز که ایشتر، نام دارد، برای ازدواج، شاه دوموزی را در نظر میگیرد، روزی ایشتر به دلایلی نامعلوم به زیر زمین سفر میکند. با ورود او به زیر زمین، جریان باروری و حیات در زمین متوقف میشود. خدایان برای رفع این مشکل تصمیم میگیرند، دوموزی را به زیر زمین بفرستند. وقتی دوموزی به زمین بازمیگردد، فصل بهار آغاز میشود. او هنگام بیرون آمدن از زیر زمین، تنبک و دایره زنگی در دست داشته و صورتش کاملا سیاه بوده است. بهاین ترتیب حاجی فیروز در پیشینه اساطیری ما شکل گرفته است.»
مهرداد بهار، اسطوره شناس، هم حاجی فیروز را با جشنهای باستانی سیاوش پیوند میدهد. سیاوش خود نیز نمادی از زنده شدن دوباره یا نوزایی است؛ سیاوشی که با گذر از آتش دوباره متولد میشود. قرمز حاجی فیروز، نماد روی آوردن به شادی است و تحولی عظیم در زندگی را نشان میدهد. حاجی فیروز به ما شادمانی در شروع سال جدید را یادآوری میکند.
اما برخی دیگر حاجی فیروز را همان عمو نوروز، میدانند که در جاهای مختلف ایران، با نامهای متفاوتی شناخته میشود. برخی هم البته به اشتباه، حاجی فیروز را بهدلیل چهره شبیه به بردهها و لباسهای مضحک، نمادی نژادپرستانه میدانند؛ تفکری که به ویژه در سالهای اخیر به دلایلی که از سر ناآگاهی شکل گرفت؛ آنها گفتند که این چهره سیاه از دورههای بردهداری در ایران به جا مانده است. این در حالی است که مورخان بزرگ و زبان شناسان و نیز بزرگان عرصه نمایش ایرانی، حاجی فیروز را نماد فردی آزاده میخوانند که خنده و شادی را روی لبها میآورد.
اما این حاجی فیروزی که میزند و میرقصد و نماد زدودن ناپاکی و آغاز فصل جدیدی از زندگی است، شعرهایی هم میخواند، مثل؛ شعرهایی را که از حاجی فیروز در ایام نوروز میشنوید، میتوانید در این قسمت مشاهده کنید:
حاجی فیروزه، سالی یه روزه/ همه میدونن، منم میدونم/ عید نوروزه، سالی یه روزه
ارباب خودم، سامبولی بلیکم/ ارباب خودم، سرتو بالا کن/ ارباب خودم، لطفی به ما کن/ ارباب خودم، به من نیگا کن/ ارباب خودم، بزبز قندی/ ارباب خودم، چرا نمیخندی
بشکن بشکنه، بشکن!/ من نمیشکنم؛ بشکن/ اینجا بشکنم یار گله داره/ اونجا بشکنم یار گله داره/ هرجا بشکنم یار گله داره/ این سیاه بیچاره چقد حوصله داره!