مطبوعات و خبرگزاريها در دنياي مدرن ابزارهايي هستند که مردم با آنها زندگي ودر شيوه زندگي و کسب و کار از آنها استفاده ميکنند. به همين دليل در کشورهاي پيشرفته به فرهنگ مکتوب مثل کتاب، روزنامه و مجله کمک ميکنند و پول ميدهند تا مسائل را تجزيه، تحليل و تفسير کنند. اما در کشورمان اين مساله مخصوصا از نگاه اصولگرايان جدي گرفته نميشود. دولت قبل نگاه ويژهاي به فرهنگ مکتوب داشت و با پيگيريهاي انجام شده از سوي مديرانمسئول مطبوعات در سال پاياني دولت آقاي روحاني 40 ميليون دلار ارز 4200 توماني براي حوزه نشر و مطبوعات اختصاص دادند که در واقع 20 ميليون دلار آن مربوط به نشر است و 20 ميليون مربوط به مطبوعات. البته در نهايت معلوم نشد که سرنوشت اين رقم چه شد و کاغذي اندک به يک روزنامه دادند و مشخص نشد که باقي چه شد. منظور نظر اينکه نگاه آن دولت نسبت به مطبوعات حمايتي بود. اما ماجراي معافيت مالياتي مطبوعات و حوزه نشر از دولت سازندگي آغاز شد و در دولتهاي آقاي خاتمي، احمدي نژاد، روحاني و مجالس پنجم، ششم، هفتم تا دهم از اين معافيت حمايت ميشد. اما معلوم نيست که با چه انگيزهاي نمايندگان مجلس يازدهم که خود را هم انقلابي ميخوانند به جاي اينکه به سراغ اخذ ماليات از برخي نهادهاي ديگر بروند به سمت مطبوعات آمدهاند که گردش مالي چنداني ندارد و عدد چنداني نميشود. بنابراين به نظر نميرسد که اين کار دولت سيزدهم که برداشتن معافيت مالياتي مطبوعات را در لايحه بودجه قرار داده است چندان عمل درست و مطلوبي باشد. لذا بهتر است که اين مساله به حالت اول باز گردد و اين اصلاح در لايحه بودجه حداقل در حوزه معافيت مالياتي مطبوعات مدنظر قرار گيرد و تغييري در قانون سابق ايجاد نشود. البته آنطور که شنيده شده سقفي در نظر گرفتهاند که روزنامههايي که در سال تا 320 ميليون تومان سود داشته باشند از پرداخت ماليات معافند. البته نقطه قوت اين مساله نيز همين است که مثلا روزنامههاي ضعيفتر احتمالا مشمول ماليات نميشوند. بالاخره مطبوعات در سالهاي گذشته از سال 97 به بعد مخصوصا سال گذشته و امسال که هزينه چاپ بالا رفته به علت اينکه زينک مورد نياز روزنامهها به ارز وابسته است و کاغذش نيز وارداتي است و بالاي کيلويي 40 هزار تومان شده است به مشکلاتي در اين حوزه برخورد کردهاند. در حالي که در دولت اصلاحات کاغذ خوب روسي کيلويي 150 تومان از سوي فروشندگان با چک سه ماهه داده ميشد که روزنامه چاپ کنيم.