آمار، ارقام و شاخصها در برخي زمينهها نشانگر آن است که اوضاع مساعد نيست. اعتماد بين دولت و ملت در حال کاهش يافتن است و به رغم تبليغ مداوم رسانههاي دولتي برخي اخبار و تحليلهاي مورد نياز خود را نه از طريق صدا و سيماي جمهوري اسلامي، بلکه از کانالهاي تلويزيوني خارجي و شبکههاي مجازي کسب مينمايند. يکي از نگرانيهاي مردم مربوط به سياست خارجي است و از زماني که ترامپ از برجام خارج و بهويژه از تاريخي که اتهام همکاري ايران و روسيه در مناقشه اوکراين زده شد اين نگراني بيشتر شده است. درآمد کشور پاسخگوي هزينههاي جاري نيست، ميانگين سرانه ملي در رديفهاي آخر است و مجبور به چاپ پول و اين امر رشد نرخ تورم را بههمراه داشته و اکنون عدد بين 40تا50 را نشان ميدهد و خانوادههاي بيشتري را درگير مشکلات معيشتي کرده است. دستفروشي و تکديگري حتي با ظاهر دستفروشي به خصوص در چهارراهها و واگنهاي مترو، زبالهگردي و... از نمادهاي اين وضعيت است. درباره گرانيها حاجت به توضيح نيست!داشتن خودرو و مسکن براي بسياري آرزوي دست نايافتني شده است. به گفته مقام معظم رهبري، عدم اجراي صحيح و کامل سياستهاي صدر اصل 44 قانون اساسي و به تبع آن عدم پشيرفت در خصوصيسازي مقامات را وادار به فروش داراييهاي کشور به روش تحت عنوان «مولدسازي» کرده است که يکي از نشانههاي کسر بودجه است. مهمتر اينکه تا کي ميشود که کالا و خدمات عمده و داراي مصرفکننده بسيارمانند برق، بنزين، گاز، نفت گاز، نان، آب و.... را با نرخ بين يک بيستم تا يک چهلم قيمت تمام شده در قالب يارانه غيرمستقيم و تحت عنوان حمايت از اقشار آسيب پذير در بازار ارائه شود و عمده اين يارانه و بهويژه در سوخت و انرژي نصيب برخوردارها گردد! با عنايت به تجربه افزايش قيمت ارز نيمايي به28 هزار و500 تومان و واقعي کردن قيمت بخشي از کالاها و بهرغم قول آقاي رئيسي که اين برنامه تا واقعي شدن همه قيمتها ادامه خواهد يافت، اين امر غيرممکن و حتي کاري که دولتهاي آيتا... هاشمي رفسنجاني و خاتمي به صورت ساليانه و در قالب قانون بودجه مبلغ معقولي را به قيمت کالا و خدمات يارانهاي اضافه ميکردند را اين دولت انجام نميدهد و به نظر ميرسد که اگر وضع موجود قابل ادامه دادن باشد سالها درآمد دولت و پولي که چاپ ميشود صرف هزينههاي جاري شده و از فعاليتهاي عمراني چندان خبري نباشد. اگر به 50 ميليون نفر يارانه نقدي پرداخت ميشود، با ميزان امروز ماهيانه مبلغي حدود 15 هزار ميليارد تومان هزينه در بردارد. مثال کوچکتر، به دليل کمبود اتوبوس و واگن مترو و ترافيک سنگين و رو آوردن مردم به وسايط نقليه عمومي حمل و نقل داخل شهرها در حال قفل شدن است و شرايط حاکم در ايستگاههاي مترو و اتوبوسهاي واحد، واقعا دور از شأن و جايگاه آنهايي است که اکثريت جامعه را تشکيل ميدهند. به دليل آلودگي هوا به آساني مدارس و ديگر مراکز آموزشي تعطيل و لطمه شديدي به آموزش کشور وارد شده و ميشود. تا چه زماني کشور و مراکز توليدي تحمل آنرا دارند که براي تامين گاز مورد نياز واحدهاي مسکوني گاز کارخانهها، کارگاهها، ادارات و... قطع شود؟