بايدن در يک سفر غيرمنتظره به اوکراين سفر کرده است. اين در حالي است که با توجه به سفر وزير خارجه چين به روسيه گمانهزنيها بر احتمال حمايت چين از روسيه در جنگ اوکراين حکايت دارد. ديدگاه شما در اين زمينه چيست؟
سفر بايدن به اوکراين غيرمنتظره بوده، اما از قبل برنامهريزي شده بوده است. غيرمنتظره بودن اين سفر بيشتر به دلايل امنيتي است که در اوکراين وجود دارد و به همين دليل رئيسجمهور آمريکا بدون اطلاع قبلي وارد کيف شده است. اينکه عنوان ميشود چين ممکن است در جنگ اوکراين از روسيه حمايت کند به نظر من غيرممکن است. چين محافظه کارتر از آن است که بخواهد به اين راحتي از منافع بينالمللي خود صرف نظر کند و وارد يک جنگ زيان بخش شود. در شرايط کنوني جنگ اوکراين به جنگ غرب و روسيه تبديل شده است. اين در حالي است که چين همواره بيطرفي خود را نسبت به اين جنگ حفظ کرده است. چين نيازي ندارد وارد چنين جنگي شود و ورود به اين جنگ را در راستاي منافع ملي خود نميبيند. در شرايط کنوني چين از بازار انحصاري روسيه و برخي کشورهاي ديگر برخوردار است بدون اينکه خود را درگير چالشهاي آنها کند. چين بيشتر براي حفظ بازارهاي اصلي خود يعني کشورهاي عربي، اروپايي و آمريکا تلاش ميکند. اين اتفاق به رغم همه مشکلاتي است که با آمريکا دارد. چين يک کشور بازرگان است و يک بازرگان معمولا وارد جنگ و نزاع نميشود.
بايدن از سفر به اوکراين چه اهدافي را دنبال ميکند؟ چرا وي در آستانه يک سالگي جنگ اوکراين وارد کيف شده است؟
هدف اصلي بايدن و آمريکا اين است که روسيه را به دليل حمله نظامي به اوکراين تحت فشار قرار بدهد. به هر حال روسيه فکر ميکرد با حمله نظامي به اوکراين ميتواند به اهداف خود دست پيدا کند. در چنين شرايطي آمريکا تلاش ميکند اجازه ندهد روسيه به اهداف خود در اين زمينه دست پيدا کند. روسيه ثروتمندترين کشور بالقوه جهان است و جاي تأسف است که چنين کاري از روساي کشورهايي سر ميزند که به جاي بهرهمندي از ثروت بالقوه خود و تلاش براي حرکت در مسير اقتصادي براي تبديل شدن به قويترين کشور اقتصادي جهان اقدام به حمله نظامي به کشور ديگري ميکند.
اين احتمال وجود دارد که آمريکا پس از سفر بايدن به اوکراين نقش پررنگتري در جنگ اوکراين ايفا کند؟
نقش پررنگ آمريکا طولاني و فرسايشي کردن جنگ اوکراين خواهد بود. آمريکا به خوبي به اين نکته آگاهي دارد که فرسايشي شدن جنگ باعث فقر و چالشهاي بيشتر اقتصادي در روسيه خواهد شد. به هر حال کشوري که واردجنگ ميشود پس از مدتي با ضعف بنيادي اقتصادي مواجه ميشود و اين وضعيت براي روسيه نيز وجود خواهد داشت. سياست آمريکا و کشورهاي غربي همواره فرسايشي کردن جنگها براي از بين بردن بنيه اقتصادي کشورهاي طرف مقابل بوده است. اين وضعيت امروز نيز وجود دارد و آمريکا چنين سياستي را در مقابل روسيه دنبال ميکند. متأسفانه زيان اصلي اين سياست نيز متوجه ملت اوکراين ميشود. اين در حالي است که وضعيت مردم اوکراين براي کشورهاي غربي اهميت چنداني ندارد و بيشتر به هدف خود براي ضربه زدن به روسيه فکر ميکنند.
يکي از مقامات آمريکا بهتازگي عنوان کرده که به دلايل حمايت ايران از روسيه در جنگ اوکراين برجام از دستور کار آمريکا خارج شده است. ايران چه نقشي در اين زمينه دارد و منافعش در راستاي حرکت به چه سمتي است؟
در شرايط کنوني کشورهاي غربي به ايران تنها به عنوان يک بهانه نگاه ميکنند. به هر حال ايران نيز يکي از کشورهايي بوده که در سالهاي اخير با غرب مواجه بوده و هست و به همين دليل با چالشهاي اقتصادي مواجه شده است. از سوي ديگر ايران در حال حمايت از محور مقاومت (سوريه، لبنان و يمن) نيز است و به همين دليل کشورهاي غربي به دنبال اين هستند که اين جنگهاي منطقهاي را نيز به درازا بکشانند. من معتقدم آمريکا در اوکراين به دنبال اتفاق خاص و حادي نيست که موضع کنوني که به سود آنهاست را تغيير بدهند. آنچه به سود آمريکاست اين است که ايران هزينههاي بيشتري در منطقه بپردازد و اين روند نيز حالت فرسايشي به خود بگيرد. هدف نيز تضعيف بنيه اقتصادي است که نتواند با ظرفيتهاي اقتصادي بالا به يک قدرت مهم بينالمللي تبديل شود. از سوي ديگر آمريکا به دنبال اين است که درباره سلاح هستهاي ايران نيز به يک اطمينان خاطر دست پيدا کند.
در روزهاي اخير رسانههاي مختلف جهان به موضوع قطببندي نظامي در جهان و احتمال وقوع يک جنگ جهاني اشاره ميکنند. به چه ميزان اين موضوع محتمل است؟
آنچه محتمل است اين است که بين ايران و روسيه با کشورهاي غربي تخاصم به وجود بيايد. اين در حالي است که در چنين شرايطي کشورهايي مانند کانادا، استراليا، ژاپن و کره جنوبي و کشورهاي عربي نيز ممکن است در اين تخاصم به شکلهاي مختلف مشارکت داشته باشند. با اين وجود من بعيد ميدانم کار به چنين جايي کشيده شود. ايران در شرايط کنوني تنها يک بهانه است. بهانه براي تشديد تحريمها و محاصره اقتصادي بيشتر که ممکن است به محاصرههاي ديگر نيز بينجامد.
در آستانه يک سالگي جنگ اوکراين هستيم. چرا اين جنگ تا به اين اندازه طولاني شد؟آيا روسيه پيشبيني ميکرد اين جنگ تا به اين اندازه طولاني شود؟
اگر در روسيه به جاي پوتين يک فرد فکور و داراي آگاهيهاي سياسي و اقتصادي بيشتري رهبري اين کشور را برعهده داشت هرگز وارد چنين درگيرياي نميشد که هزينههاي زيادي را به کشور خود تحميل کند. به هر حال پوتين يک افسر اطلاعاتي بوده و داراي آگاهيهاي لازم سياسي و اقتصادي براي رهبر يک کشور نيست. اگر رهبران روسيه سياست و برنامهريزي داشتند به عنوان ثروتمندترين کشور بالقوه جهان ميتوانستند اوکراين را به عنوان يک متحد اقتصادي به سمت خود جذب کند. روسيه و اوکراين داراي اشتراکات فرهنگي و سياسي زيادي هستند. تاريخ مشترک دارند ويک ملت هستند و شعبه همديگر به شمار ميروند. اينکه رهبران روسيه تصميم ميگيرند عليه ملتي که جزئي از خود آنها هستند دست به اقدام نظامي بزنند يک موضوع شخصي و خصوصي است که بنا به خواست و اراده شخصي به نام پوتين صورت گرفته است. استالين نيز در همين سرزمين روسيه انسانهاي زيادي را کشت. شرايط به شکلي بود که هنگامي که اتحاد جماهير شوروي دچار فروپاشي شد جمهوريهاي تازه استقلال يافته مانند قزاقستان، تاجيکستان، ارمنستان و... دچار چه فقر و فلاکتي شدند.
آقاي رئيسي به تازگي به چين سفر کردند؛ سفري که گمانه زنيهاي زيادي بههمراه داشت. هدف رئيسجمهور از سفر به چين چه بود و اين سفر چه دستاوردهايي بههمراه داشت؟
چين پنجره بازرگاني ايران رو به جهان خارج است؛ پنجرهاي که تاکنون براي ايران مفيد بوده است. در شرايط کنوني نيز چين يکي از مشتريهاي مهم نفت، پتروشيمي و ميعانات گازي ايران است. اين ارتباط در برخي زمينهها به صورت مستقيم است و در برخي زمينهها به صورت غيرمستقيم و با واسطه و دلالها صورت ميگيرد. چين در سالهاي اخير به صورت مستقيم و غيرمستقيم توانسته نيازهاي ايران را برآورده کند. ايران تلاش ميکند با چين يک تجارت پاياپاي داشته باشد. اين در حالي است که اين تجارت چه از نظر واردات و چه از نظر صادرات در اختيار چين قرار دارد. شرايط به صورتي است که توليد کننده ايراني بايد در يک پروسه طولاني و سخت به صورت نقد پول لازم را پرداخت کند اما مشخص نيست چه زماني به خواستههاي خود ميرسد و ميتواند به مواد اوليه خود دست پيدا کند. واقعيت اين است که اگر پنجره چين بسته شود آسيب جدي به توليد و اقتصاد ايران خواهد خورد. به همين دليل آقاي رئيسي تصميم گرفتند به چين سفر کند. اينکه دستاوردهاي اين سفر به خصوص در زمينه تواققنامه25 ساله که در بيانيه نهايي سفر نامي از آن برده نشد جاي سوال دارد.