مشکلات جامعه قابل حل است و اين قابل حل بودن نياز به 2 مساله مهم دارد. نخستين مساله اراده و مساله دوم نيز جسارت در انجام امور است. در مورد اراده که دولت ميگويد اراده انجام کارها را دارد و در زمان انتخابات و شعارهاي انتخاباتي نيز رئيسجمهور وعده انجام کارهايي در آينده را ميداد. اما در قسمت جسارت بايد چند اقدام صورت گيرد. نخست، متقاعد کردن مقامات سياسي به استفاده از ابزار اقتصادي براي حل مشکلات است. يعني فرض کنيد وزير اقتصاد يا رئيس بانک مرکزي مقامات را متقاعد کنند که براي اين کار بايد مثلاFATF را بپذيريم يا عضو فلان سازمان جهاني شويم. يا اينکه بالاخره بايد به سمت مذاکرات برويم و تحريمها را برداريم و اميدواري ايجاد کنيم. از طرف ديگر بحث مقابله با خود تحريمي و جريانسازهاست که جسارت ميخواهد جلوي اين افراد و جريانها گرفته شود تا آنهايي که در سازمانهاي مالياتي، بورس، واردات و ارز نفوذ دارند با اين جريانسازيها مقابله کنند. همانطور که آقاي دکتر فرزين، رئيس بانک مرکزي نيز اشاره کردند بانک مرکزي هم خودش بايد به دنبال يک جريان سازي براي ايجاد سامانه جديد برود. اگر نه ما حريف اين افراد و جريانها نميشويم و آنها نرخي اعلام ميکنند و داخل سيستم ميگذارند. اين جريان سازي نه فقط در حوزه ارز يا سکه بلکه در ساير حوزهها نيز وجود دارد و مشکل ميآفريند. در بحث توليد گوشت قرمز، برنج و خودرو هم که برويم همه اينها براي خود به نظر صاحب و سلطانهايي دارند که نميگذارند اين اقدامات شکل بگيرند. لذا دولت اگر قولهايي داده قدر مسلم با شناخت نسبت به شرايط جامعه اين وعدهها و قولها را به جامعه داده است. نميخواهيم بگوييم که همه اين وعدهها و شعارها انتخاباتي بوده و هيچ مسئوليت و پاسخگويي نيست. هر چند که شايد اگر ديگراني بودند که اگر قولي ميدادند و به آن قول عمل نميکردند سعي ميکردند که آن را جبران کنند. از طرف ديگر آدم به فکر برخي حرفهاي مسئولان ميافتد که در گذشته از افزايش نرخ ارز گلايه داشتند و خود ارز امروز به 51 هزار تومان رسيده و موضعي ندارند. جامعه نيز وقتي به يک کانديدايي رأي ميدهد بر اين باور است که زماني که قول يا وعدهاي به جامعه داده ميشود در راستاي تحقق آن عمل و اقدام ميشود. به نظر ميرسد که بخشي از اين مشکلاتي که دولت موفق نشده بهخاطر سختتر شدن تحريمهاست و اين ميطلبد که پيگيري مذاکرات را داشته باشيم. حال اينکه اکنون هيچ گونه خبري در اين خصوص نيست. حداقل قبلا چند نفري را نشان ميدادند که طي مذاکرات وارد هتلي ميشدند و بيرون ميآمدند و ما نيز فقط همين را ميديديم. در حالي که امروز ديگر همان اتفاق نيز رخ نميدهد و خبري از مذاکرات نيست. از طرفي هم بحث خود تحريمهاست. مافياي واردات، مافياي توزيع برنج، ميوه، خودرو و... هم هست که اساسا مربوط به تحريمها نيست. ولي در پوشش تحريمها بحث توليد داخل مطرح ميشود بعد ارز گرفته ميشود و به جاي اينکه به واردات و کالاهاي اساسي برسد و با همان نرخ توزيع شود با ارز 28500 توماني کالا ميآيد و با ارز 50 هزارتوماني اضافه ميشود. خود همين مساله نيز به مشکل افزايش نرخ تورم در جامعه منجر ميشود.