اکبر مناني:
ديگر فصل جوانهاست
اکبر مناني از مديران دوبلاژ و گويندگان پيشکسوت کشورمان، اين روزها تمايلي به کار کردن و حرف زدن ندارد. او دليل اين کناره گيري را اول شرايط جسمي خودش و سپس بيکيفيت شدن کارهاي دوبله عنوان ميکند. اين پيشکسوت عرصه دوبله با بيان اينکه بيش از 70 هزار ساعت در دوبله صحبت کرده است، ميگويد: آن زمانها هميشه نقشهاي اول کارهاي معروف را گويندگي ميکردم؛ يادش بخير. متأسفانه کارهاي دوبله ديگر ارزشمند نيستند و رغبتي در من ايجاد نميکنند. اکبر مناني در گفتوگويي با ايسنا با بيان اينکه مدتهاست که ديگر خيلي در دوبله کار نميکند از مشکلات اين روزهايش و دوري از دوبله گفت. اين مدير دوبلاژ پيشکسوت ابتدا درباره وضعيتش در اين روزها ميگويد: اين روزها کم و بيش کار دوبله انجام ميدهم شايد ماهي يک يا دو بار به ندرت، اگر کار کوچکي باشد يا مستند باشد انجام ميدهم. کمي خستهام.ديگر فصل جوانهاست نوبت ما تمام شد. ما ديگر نه توانش را داريم و از طرفي کارها آنقدر بيارزش شدهاند که رغبت آنچناني به دوبله ندارم. هستند گويندگاني که ما در ميان آنها گم باشيم.
آنها که در چشم بودند رفتند
او در صحبتهايش در واکنش به اين جمله که «امسال دوبلورهاي پيشکسوت زيادي را از دست داديم و همه از دوستان شما بودند» خاطرنشان ميکند: بالاخره آدمها ميآيند که بروند. همه ما بايد برويم هيچکس ماندگار نيست. ما هم روزي ميرويم و نميشود کاري کرد. فرقي نميکند همکار، قوم و خويش يا دوست، وقتي يک عمر با آنها زندگي کردهايم همين که از دستمان ميروند باعث ناراحتيمان ميشود و برايمان خوشايند نيست؛ به خصوص براي آدمهايي مثل من که هيچ وقت دنبال رقابت نبودم و نيستم. رفتن دوستانم خيلي دردناک است. اخيراً هم که آقاي شهروز مُلک آرايي از ميانمان رفت واقعا متاثر شدم. من با او رابطه نزديکي داشتم. دائم حالش را ميپرسيدم و همکاريهاي زيادي با هم داشتيم. سالهاي قبل هم خيلي از عزيزانمان را در دوبله از دست داديم اما امسال بيشتر بود. در واقع امسال آنها که در چشم بودند رفتند، افراد معروف و باسابقهاي که هيچ وقت تکرار نميشوند. گوينده نقشهايي چون «پوآرو»، «زبل خان»، «لورل» و «گاليور» سپس در پاسخ به اينکه به عنوان يک پيشکسوت عرصه دوبله چه توقعي از مسئولان دوبله داريد؟ چنين اظهار ميکند: هيچ توقعي ندارم چون دورهاي نيست که از کسي توقع داشته باشيم؛ به دليل اينکه الان نه کاري به آن صورت در دوبله انجام ميشود و نه کاري وارد ميشود که انجام شود. ما آن زمان بيشتر کارهاي خارجي دوبله ميکرديم. در گذشته کارها فاخرتر و مشکلات هم کمتر بود. الان جوانان بايد توقعاتشان را بگويند. من ديگر از کسي توقعي ندارم، کسي هم از من توقع نداشته باشد. به قول معروف کسي با ما دشمني نکند خودش خيلي است، ديگر توقعي نيست.
ديگر صدايم دلنشين نيست
اين دوبلور قديمي در بخشي از صحبتهايش درباره جذابيت صدايش هم ميگويد: ديگر صدايم دلنشين نيست. متأسفانه پيري که ميآيد به دنبالش انواع بيماري هم ميآيد. من مدتي است درگير بيماري هستم، هم فشار خون دارم، هم کمر درد شديد و آرتروز دارم؛ بنابراين همه چي هست. همانطور که گفتم ديگر خيلي حرف نميزنم. گاهي کارهاي مستند قديم، برنامه تاريخي شهرستانها يا حيات وحش را دوبله ميکنم ولي در کل خيلي در قيد و بند کار نيستم. پسرم هم در دوبله خيلي کم کار ميکند چون واقعا دوبلهاي نيست. انشاءا... براي جوانان در اين عرصه کار باشد از ما که گذشت. من تا پنج سال قبل بهتر کار ميکردم اما ديگر واقعاً کار خاصي انجام نميدهم. در حال حاضر همان انيميشن «شکرستان» را دارم که الان متأسفانه بيشتر گويندگانش فوت کردهاند.
«پوآرو» معروفترين کارم بود
او در پاسخ به اينکه کدام کارتان را بيشتر از همه دوست داريد؟ چنين اظهار ميکند: من هميشه همه رُلهايم را دوست داشتم چون وقتي در دوبله کاري را دوست نداشته باشيد خوب از آب درنميآيد. تقريبا يکي ـ دو سال پيش در فيلمي به نام «متصدي لباس» صحبت کردم که خيلي دوستش داشتم. به جاي کاراکتر يک پيرمرد صحبت کردم که واقعاً برايش کم نگذاشتم و همه حيرت کردند. نقش «پوآرو» هم که از قديميترين کارها و معروفترين کارهايم بود و خيلي دوستش داشتم. قبل از انقلاب من در تمام نقشهاي اول حضور داشتم. کارهايي که آن زمان بود به سن شما قد نميدهد؛ فيلمهايي مثل «بالاتر از خطر» و «پيشتازان فضا» که خيلي معروف و جذاب بودند و واقعا لذت بخش دوبله آنها لذت بخش بود.