آرمان ملي: ابراهيم رئيسي که آمد، همه بر اين مورد واقف بودند که رئيسي؛ فردي که خود را منتقد حسن روحاني ميدانست و در انتخابات 1396 از او شکست خورده بود، تمامي مديران ارشد کشور که به ديدگاه روحاني نزديک هستند را کنار خواهد گذاشت. همين هم شد. او بهجز محمد اسلامي و سورنا ستاري همه وزيران روحاني را از دور خارج کرد و افرادي را به وزارتخانههاي مختلف فرستاد که بيشترين فاصله را با تفکر دولت دوازدهم داشتند. در اين ميان البته فضا براي تفکرات منتقدين دولت تنگتر شد و ستاري هم از معاونت علمي رياستجمهوري کنار رفت.
از حاکميت يکدست تا دولت يکدست
اصولگرايان که قبل از تشکيل دولت سيزدهم شعارحاکميت يکدست را سر ميدادند و صراحتا اعلام ميکردند که با يکدست شدن حاکميت تمام هم و غم مسئولين کشور در جهت عبور از مشکلات خواهد بود، يکباره خود را در شرايط نامطلوبي مشاهده کردند، تورم جهيد، پرونده هستهاي به نتيجه نرسيد، وقايع ماههاي گذشته ايجاد شد و در نهايت دولتي که آمده بود در کنار ساير قوا مشکلات را حل و فصل کند، موفق نبود؛ به طوري که دولت تنها در يک قلم و آن هم در نرخ دلار در طول يک سالي و اندي گذشته چنان با افزايش قيمت مواجه شد که حتي رئيس کل بانک مرکزي را هم تغيير داد. با اين وجود دلاري که درکانال 20 هزار تومان بود اکنون حتي نيمه کانال 40 هزار تومان را در نورديده و بعيد نيست که کانال عوضکند. يکي از موافقين نظريه حاکميت يکدست يعني محمد مهاجري به صراحت خود را هوادار پروپا قرص اين شيوه حکمراني اعلام کرده بود؛ اعلام کرده تئوري حاکميت يکدست شکست خورده است.
تغيير تا قلب دهياريها
جلال محمودزاده نماينده مجلس شوراي اسلامي در اين ارتباط گفت: انقلاب ما بر اساس مردم سالاري ديني و مشارکت مردم شکل گرفت. به دليل تندرويها؛ در بدنه دولت تعدادي از دوستداران نظام کنارکشيده، گوشه نشيني کردهاند. در اين رابطه دولت سيزدهم بسيار عجيب است؛ دولت به پاکسازي افراد منتقد در وزارتخانه و بدنههاي کارشناسي دست زده و اين موضوع به سطح دهياريها نيز رسيده است و حتي دهيار منتقد هم قبول نميکنند، چه برسد به بخشدار يا فرماندار! تمام اين افراد را جا به جا کردند. اين نماينده مجلس گفت: مشکل ديگري که در دولت رئيسي وجود دارد اعضاي ستاد وي است که بسيار زيادند و هر کدام مدعي هستند.
عدم بهبود شرايط
ابراهيم رئيسي را که از دولت کنار بگذاريم چرا که او با رأي مردم انتخاب شده است و در تلاش است که شرايط کشور را بهبود دهد اما رويههايي که در اين دولت در برخورد با منتقدان صورت گرفته است اساسا با جايگاهي که رئيسجمهور بايد براي منتقدين دلسوز قائل باشد؛ متناسب نيست. در نظام سياسي ايران بيش از 40 سال است که مديران زيادي با آزمون و خطا، رشد يافتهاند. افرادي که دلسوزند که رويه سياسي دولت فعلي را هم با چشم انتقاد مينگرند و علاقه دارند بتواند مشکلات کشور را در معرض حل و فصل شدن قرار دهد. از اين منظر گهگاه به رغم اينکه در دولت سمتهايي دارند نقدهايي را به مجموعههاي مختلف وارد ميکنند تا شرايط کشور بهبود يابد، اما از قرار معلوم اين انتقادها مورد پذيرش مديران نيست و هر ازگاه شنيده ميشود که يکي از مديران مياني و حتي پاييني اجرايي به رغم اينکه خواستار بهبود شرايط است و منتقد؛ از گردونه حذف ميشود و فردي نزديک به تفکر دولت در آن سمت قرار ميگيرد. از اين منظر دولت اگر چه تلاش ميکند فرمانش در مسير واقعي قرار گيرد اما اين فرمان کج است و با اين فرمان نميتواند شرايط را بهبود دهد. حذف منتقدين از ساختارهاي اجرايي موجب ميشود که صداي واقعي منتقدان دلسوز شنيده نشود و نشنيدن اين صداها باعث خواهد شد حتي دولت نتواند به سر مقصودي که در نظر دارد، برسد چرا که همه براي دولت کف ميزنند که شرايط رو به بهبود است اما صداي منتقدي که ميداند اينگونه نيست، شنيده نميشود.