بستن
کد خبر: ۱۰۵۱۲۳۲

شنیدن کی بود مانند خواندن

شنیدن کی بود مانند خواندن
مهدی زارع پژوهشگر زلزله‌شناسی

بسياري از خسارت‌هاي جاني هنگام وقوع زلزله، حاصل عملکرد اشتباه افراد است که اگر تصحيح شود، درصد فوت و آسيب روحي و رواني کاهش بسياري پيدا مي‌کند. اينکه هنگام زلزله بدانيد کجا برويد و چه رفتاري داشته باشيد، باعث کاهش صدمات جسمي مي‌شود. بسياري از مطالعات نشان داده است که پس از زلزله، افراد زيادي به‌شدت دچار ترس و استرس مي‌شوند و بيشتر اين ترس‌ها ناشي از اطلاعات نادرست است که توهمي بيش نيست. مردم از زلزله آگاهي دارند، اما اين ميزان آگاهي نه کافي و نه مبتني بر علم است، چرا که دانش به‌دست‌آمده، حاصل شنيده‌هايي است که از سوي خود مردم دهان به دهان چرخيده و بيشتر برمبناي مشاهدات و تجربيات آنهاست. از سوي ديگر، فرآيند نشر اطلاعات در زمينه افزايش آگاهي‌بخشي در کشور استاندارد نيست و بيشتر به‌صورت پراکنده انجام مي‌گيرد. حتي شماري از مردم تلاشي براي کسب آگاهي نمي‌کنند و اگر تلاش هم کنند، روند دسترسي به اطلاعات و کسب آگاهي دشوار است و به‌طورمعمول با يک‌سري محتواي تکراري مواجه مي‌شوند. اين در حالي است که برگزاري کلاس‌ها يا رويدادهاي آموزش‌محور مي‌تواند نقش مهمي در يادگيري افراد براي کاهش خسارت‌هاي زلزله باشد، همچنين بپذيريم که صنعت نشر پويايي نداريم و کتاب‌هايي هم که در اين عرصه نوشته و تدوين مي‌شوند، فروش خوبي ندارند. دولت نقش مهمي در اشاعه اطلاعات دارد، از تبليغ‌هاي تلويزيوني گرفته تا حمايت از نهادها و سازمان‌هاي مربوطه و انتشار کتاب‌هاي درخور افراد با هر رده سني. نکته مهم در زمينه انتشار محتواي مربوط به زلزله اين است که بيشتر مردم براي آگاهي از اين مساله به‌طورمعمول به‌دنبال افرادي هستند که ظرف مدت زمان کوتاهي نکات آموزشي را انتقال دهند. کمبود اطلاعات در زلزله چه در حوزه عمومي که آحاد جامعه را شامل مي‌شود و چه درباره افرادي که فعاليت‌شان به زلزله مرتبط مي‌شود، نظير ساختمان‌سازها، مهندسان عمران و... به‌دليل اينکه اطلاعات کافي ندارند، در برخورد با زلزله به‌شکل واقعي يا نشر برخي محتواها، دچار هراس يا باورهاي غلط مي‌شوند. به‌اعتقاد من، نبايد بگذاريم کار از کار بگذرد و بعد از برخورد با حوادث طبيعي، تازه به ياد اين بيفتيم که آموزش بدهيم. اکنون فرصت خوبي است که عموم مردم درباره زلزله و نحوه برخورد با آن، اطلاعات دقيق‌تري کسب کنند. آموزش بايد با سليقه جامعه همراه باشد، متأسفانه ميان جامعه علمي و مردم شکاف افتاده است. در اين شرايط است که هر فردي مي‌تواند اطلاعات غلط را ترويج کند و از چيزي که نمي‌داند، سخن بگويد. حال اينکه چه نوع آموزشي درباره زلزله ارجحيت دارد؟ آموزش وابسته به نياز مردم است. اينکه مردم چه چيزي را مي‌خواهند از زلزله بدانند، ارتباط مستقيمي به ميزان تحصيلات و سطح سواد مردم دارد. برخي محتواها در اين زمينه جنبه اطلاع‌رساني عمومي دارد و برخي ديگر براي گروه‌هاي خاص مردم تاليف مي‌شود. براي نمونه، يک کارشناس نفت مي‌خواهد بداند که در صورت رخداد زلزله چه آسيبي به منابع نفتي زيرزميني وارد مي‌شود يا چه آسيبي به پالايشگاه‌هاي نفتي مي‌زند؛ در اين شرايط فرد مي‌خواهد اطلاعات موردعلاقه‌اش را دنبال کند. از طرف ديگر، برخي اطلاعات بايد به مردم داده شود تا مردم با ادبيات زلزله آشنا شوند. براي مثال، بايد بدانند که اصولا گسل چيست يا وقتي مي‌گوييم گسلي در پوسته زمين فعال است، اين به چه معناست؛ بنابراين با 2 دسته اطلاعات و محتوا مواجهيم. يکي از کتاب‌هايي که براي اطلاعات اوليه مردم تاليف مي‌شود و ديگري کتاب‌هايي که علاوه بر مباحث اوليه زلزله، ‌شناختي از ديگر آسيب‌هاي آن متناسب با ديگر ساختارها ارائه مي‌دهد. بي‌شک شرکت‌هاي دانش‌بنيان مي‌توانند افزون بر ساخت دستگاه‌ها و ابزارها مرتبط با کاهش خسارت‌هاي زلزله و ايمن‌سازي در برابر آن در زمينه اطلاع‌رساني هم تاثير جدي داشته باشند؛ نظير بازي‌هاي رايانه‌اي و پلت‌فرم‌هايي که در نهايت منجر به آگاهي‌بخش عموم مردم مي‌شوند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی