روايت محمد علي ابطحي از رمان جديدش
«گذرخان» رماني در باب مناسبات زندگي روحانيون
حجتالاسلام سيدمحمدعلي ابطحي که او را در قامت سياستمدار - خاصه در دولت اصلاحات - ميشناسيم، به قامت يک نويسنده آمده و رماني نوشته با عنوان «گذرخان» از سالهاي پيش از انقلاب و مبارزات سياسي؛ آنهم نه داستان يک مبارز از دل مردم عادي، داستان مبارزي از جامعه روحانيت. او داستان خود را در گذرخان، يکي از محلههاي قديمي و پر رفتوآمد قم روايت کرده؛ جايي که ممدسن (شخصيت اصلي داستان) چشم و گوش پدرش شده و ناديدهها را به جاي پدرش ديده، رشد و نمو کرده، به پستوهاي بيت روحانيون وارد شده و مناسبات را بهخاطر سپرده است، عاشق شده، راه زندگياش را انتخاب کرده و در نهايت از دنيا رفته است. رمان از ماجراي يک روضه نهچندان معمولي شروع ميشود. شخصيتهاي داستان چندان تقديس نشدهاند، ابطحي خوب و بد را کنار هم ديده و سعي کرده شخصيتهايي بسازد که در اطراف خودمان ميبينيم. رمان «گذرِ خان» ابطحي را ميتوان يک رمان تاريخي و سياسي و گزارشي از مناسبات زندگي روحانيون دانست. البته نويسنده تأکيد دارد به دنبال بيان پروتکلهاي روحانيت پيش از انقلاب بوده و قصد داشته جامعه روحانيت را بيشتر به مردم بشناساند.
علاقهمند بودم واقعيت را منتقل کنم
محمدعلي ابطحي اظهار داشت: زندگي من به دو بخش تقسيم شده؛ قبل از 88 و بعد از آن. بعد از سال 1388 در دوران بحراني قرار گرفتم. پيش تراپيست ميرفتم. يکي از اتفاقات خوبي که به من توصيه شد و خودم هم پذيرفتم، اين بود که خودم را به فيلم و رمان ببندم. کاري هم نداشتم، در آن زمان کسي هم با ما کاري نداشت، شروع کردم به خواندن رمان. تقريبا رمانهاي معروف دنيا را خواندم و در قالب قهرمان داستان درميآمدم. البته رمان ايراني کم خواندم و بيشتر رمانهاي خارجي خواندم. آنقدر در خواندن رمان روان شده بودم که «صد سال تنهايي» را بدون اينکه اشتباهي در نسلها داشته باشم و نياز باشد به صفحات قبل مراجعه کنم، جلو ميرفتم. «مسيح بازمصلوب» کازانتزاکيس هم از رمانهاي برگزيده من بود. همچنين «زورباي يوناني» به دليل انسانيتي که داشت برايم جالب بود. با خواندن رمانها توانستم خودم را پيدا کنم. وي گفت: بعداز رمانخواني به رماننويسي علاقهمند شدم. کارگاهي بيسر و صدا تشکيل ميشد. يکي از دوستانم اين کارگاه را به من معرفي کرد. 6 ماه به آن کارگاه رماننويسي رفتم و آموزش رماننويسي ديدم. «گذر خان» در واقع دومين کتاب من است. کتاب اولم همانطور که گفتم، مجوز نگرفت. وزير ارشاد وقت که خود اهل کتاب بود، رمان را خواند و گفت درباره بحث 88 هرچه که باشد، ما مجوز نميدهيم. با اينکه رمان خاکستري بود. وي افزود: بحثي در ذهنم بود، که اين کتاب را چه کساني ميتوانند بخوانند، آيا کساني که با روحانيت آشنا هستند ميتوانند بخوانند يا همه ميتوانند. خيليها معتقدند فقط طلبهها اين کتاب و جزئياتش را ميفهمند. البته مشابه خارجي زياد داريم؛ داستانيهايي که در ارتباط با حوزه مسيحيت و کليسا اتفاق ميافتد و درباره جزئيات و پروتکلهاي کليساست خيلي زياد است اما در زمينه رمان فارسي چنين چيزي نداريم. به همين دليل علاقهمند بودم واقعيت را به نحوي به جامعهاي منتقل کنم.
اگر سياستمداران کتاب ميخواندند مشکلات کمتر ميشد
رئيس دفتر رئيسجمهور در دولت اصلاحات در اين خصوص که چرا بستر عاشقانه را انتخاب کرده عنوان کرد: خود اين واقعيتي در زندگي زنان روحانيون است؛ ابتدا داستان با چشم و همچشمي زنانه شروع ميشود که همسر کمالي روضه مفصلي گرفته خب ما چرا نگيريم. عشق جزئي از زندگي است، اگر نمينوشتم خيلي راه راحتتري بود؛ براي بيان اين عشق در سطح دو آيتا... در قم و بچههايشان، بايد خيلي با ملاحظه وارد ميشدم. من ميخواستم بخشي از واقعيت را بياورم و حس ميکردم بدون توجه به اين عشق، خوب نيست. من با ارشاد بحث داشتم که صيغه عنوان شرعي است و لزوما بحث ارتباط جنسي نيست. بايد از ناشر (ققنوس) هم تشکر کنم که اين کتاب را چاپ کرد، اگر درجاي ديگري چاپ ميشد، تصور ميرفت قصه کاملا مذهبي است. وي ادامه داد: از رمان و داستان، مهمتر فيلم است. در اي.ام.دي.بي صفحهاي دارم که فيلمهايي که ديدم خلاصهشان را ميگذارم. تجربيات دنيا در اين داستانها و فيلمها هست ولي متأسفانه کم ديدم که کتابخوان باشند. اين حرف را قبول دارم اگر کتاب ميخواندند خيلي از مشکلات کم ميشد. زماني که در حاکميت بودم، تنها چيزي که به گوششان خورده بود، يکي دو نکته منفي از وسط داستان که لحظهاي خواننده را متوقف نميکند، مثلا «بوسيدن» اينها را جمع ميکردند. آقاي مهدي نصيري که الان موضعش تغيير کرده، مسئول بولتن درباره کتاب بود. در دوران آقاي خاتمي، جملات اينچنيني را کنار هم ميگذاشتند. اهميت کتاب بسيار زياد است. اينستاگرام امکاني است دست همه است، تک و توک پستهايم يک ميليون لايک خورده است اما کتابي که حداکثر 1000 نسخه دارد، چرا بايد مراقبت کنيم که مبادا جملهاي در آن باشد!