در حالي که مقامات آمريکا و کشورهاي اروپايي عنوان ميکنند برجام به بنبست رسيده و از دستور کار خارج شده اميرعبداللهيان، وزير امور خارجه عنوان ميکند آمريکاييها اصرار زيادي براي مذاکره با ايران دارند؟
در فضاي سياسي تغيير مواضع و لحن سياستمداران مرسوم است و در همه کشورها وجود دارند. چهرههاي سياسي براساس شرايطي که در آن قرار دارد و وضعيت مخاطب عباراتي را انتخاب ميکند و به زبان ميآورند. اين در حالي است که اين عبارتها در شنونده يک مفهوم خاص را تداعي ميکند. به صورت کلي سياست جمهوري اسلامي اين است که به صورت مستقيم با آمريکا مذاکره صورت نگيرد. هر مطلبي که از مذاکرات و گفتوگوها به بيرون درز پيدا ميکند مطالبي است که توسط يک واسطه بيان ميشود. اين واسطه يا نماينده اتحاديه اروپاست و يا نماينده قطر و عمان. به هر حال در اين زمينه واسطههايي وجود دارند. نکته مهم در اين زمينه اين است که هنگامي که يک کشور به عنوان واسطه بين ايران و آمريکا قرار ميگيرد براساس فهم و درک خود از موضوع عمل ميکند. اين فهم ميتواند داراي روحيه راوي باشد که راوي نيز ميتواند نسبت به شرايط هر دوطرف به موضوع خوشبين باشد يا بدبين. اين روحيه نيز در نحوه گفتار بازتاب پيدا ميکند. به نظر ميرسد تا زماني که واسطه ديگري در گفتوگوهاي ايران و آمريکا وجود داشته باشد اين اختلاف در برداشتها نسبت به اظهارات طرف مقابل نيز وجود خواهد داشت.
آيا شرايطي را ميبينيد که واسطههاي ايران و آمريکا از بين برود و دو کشور به صورت مستقيم با هم مذاکره داشته باشند؟
از ابتداي انقلاب تاکنون دو ديدگاه نسبت به آمريکا وجود داشته است. آمريکاييها همواره به دنبال مذاکره مستقيم با ايران بوده و بارها اين موضوع را مطرح کردهاند. روساي جمهوري آمريکا اعم از دموکرات و جمهوري خواه هر کدام با توجه به شرايطي که در آن قرار داشتهاند نسبت به مذاکره مستقيم با ايران ابراز تمايل کردهاند. در شرايط کنوني نيز اين وضعيت وجود دارد و دولت بايدن تمايل دارد که به صورت مستقيم با ايران مذاکره کند. اين در حالي است که مسئولان ايران نسبت به مذاکره مستقيم با آمريکا هم حساسيت دارند و هم تا حدود زيادي نگران هستند. هنگامي که مذاکرات با واسطه انجام ميشود اين نوع حساسيتها و نگرانيها تا حدود زيادي از بين ميرود. به نظر ميرسد در اغلب اختلافاتي که کشورهاي مختلف با آمريکا داشتهاند اگرچه همه اين مذاکرات با واسطه آغاز شده، اما در نهايت زماني که مذاکره مستقيمي صورت گرفت توانستند به نتيجه روشنتري برسند. به هر حال بايد بپذيريم واسطههايي که در اين زمينه وجود دارند براساس فهم و درک خود عمل ميکنند و در نهايت بيش از هر چيزي به منافع ملي خود فکر ميکنند. اينکه کدام نتيجه بيشتر به سود آنها خواهد بود در نوع رفتار و اقداماتي که انجام ميدهند تأثيرگذار خواهد بود. اين وضعيت مانند شرايط برخي وکلاست که کار وکالت را به صورت کامل انجام نميدهند تا هميشه مشتري داشته باشند. وضعيت واسطهها نيز به همين صورت است. اين وضعيت درباره برخي پزشکان نيز وجود دارد و برخي پزشکان دلايل بيماري را به علل و عوامل مختلفي ارتباط ميدهند تا بيمار دوباره به آنها مراجعه کند. در چنين شرايطي اين پزشکان از مراجعه مکرر يک بيمار بهره بيشتري ميبرند. اين وضعيت در مذاکرات سياسي نيز وجود دارد. واقعيت اين است که نميتوان به مذاکرات غيرمستقيم به صورت صددرصد اعتماد کرد. اگر ما به دنبال مذاکره غيرمستقيم با آمريکا هستيم مشخص نيست که بتوانيم به اهدافي که داريم دست پيدا کنيم و احتمالات مختلفي در اين زمينه مطرح خواهد شد. کشورهاي مختلف براساس داشتن نيروي مذاکره کننده قوي، مطلع و متعهد به منافع ملي و اعتمادي که مسئولان طراز اول کشور به اين مذاکره کنندهها وجود داشته باشد ميتوانند نتايج بهتري حاصل کنند.
فضــــاي انتخابــــات رياستجمهوري آمريکا به چه ميزان در آينده برجام تأثير خواهد داشت؟آيا اين احتمال وجود دارد که بايدن در فضاي انتخابات رياستجمهوري سعهصدر بيشتري نسبت به برجام نشان بدهد؟
برجام در سال2015 در دوران دولت دموکراتها در آمريکا به نتيجه رسيد. در شرايط کنوني نيز دموکراتها قدرت را در آمريکا در اختيار دارند. بايدن در دوراني که برجام امضا شد معاون رئيسجمهور بود و در شرايط کنوني رئيسجمهور آمريکاست. رويکرد دموکراتها در زمينه برجام نيز به اين صورت است که به دنبال اين هستند که به نتيجه برسند و برجام احيا شود. تلاش دموکراتها اين است که احياي برجام به عنوان يک موفقيت به نام دولت آنها ثبت شود. در ايران نيز اين وضعيت وجود دارد و جريانهاي سياسي همواره تمايل دارند موفقيتهاي سياسي در زماني اتفاق بيفتد که آنها قدرت را در اختيار دارند. به همين دليل نيز در حالي که اين امکان وجود داشت که در پايان دولت روحاني مذاکرات به نتيجه برسد اما برخي اصولگرايان تصميم گرفتند موضوع به نتيجه رسيدن برجام به دولت رئيسي منتقل شود تا اين دولت درباره آن تصميم گيري کند. برخي به صراحت عنوان کردند که احياي برجام نيازمند يک دولت قوي است تا بتوان از نتايج آن استفاده کرد. در شرايط کنوني نيز دولت از حمايت کامل نهادهاي حاکميتي در ايران برخوردار است و به همين دليل شرايط فراهم است که دولت بتواند برجام را احيا کند و با کشورهاي غربي به يک توافق دست پيدا کند. اين وضعيت در آمريکا نيز وجود دارد. با اين وجود در آمريکا موضوع برجام يک اولويت به شمار نميرود. در انتخابات رياستجمهوري آمريکا اولويت با کاهش تورم، کاهش ماليات، افزايش خدمات بيمهاي، درماني و عمومي است و مسائلي مانند برجام در اولويتهاي بعدي قرار دارد.
در آيندهاي نزديک رافائل گروسي به ايران سفر خواهد کرد. اين سفر به چه ميزان براي ايران حائز اهميت است و ايران بايد چه رويکردي نسبت به اين سفر و سياستهاي آژانس در پيش بگيرد؟
مذاکرات به آقاي گروسي حتما در روند مذاکرات احياي برجام تأثيرگذار است. اين سفر در موضعگيري آمريکا، کشورهاي غربي و اعضاي شوراي حکام تأثيرگذار است. ايران نيز در اين سفر به دنبال صحت عملکرد خود است و به همين دليل بايد منتظر ماند که آيا ايران ميتواند در اين سفر نظر آقاي گروسي و هيات همراه را تأمين کند و يا خير. ايران به دنبال اين است که به ميز مذاکره بازگردد و خواستار اين است که آژانس نکات منفي گذشته را دوباره زنده نکند. واقعيت اين است که نظر ايران براي احياي برجام پس از يک سال و نيم کم کم خود را نشان ميدهد. در شرايط کنوني مقامات دولت سيزدهم متوجه اين نکته شدهاند که بهبود وضعيت اقتصادي تنها به مجموعه عوامل داخلي ارتباط ندارد و بلکه به مجموعه بزرگتري از عوامل بينالمللي نياز دارد و بايد در اين راستا حرکت کنند. دولت به اين نتيجه رسيده که با تغيير شرايط و اتخاذ رويکرد جديد در عرصه بينالمللي ميتواند اقتصاد کشور را از وضعيت فعلي خارج کند.
با توجه به شرايط موجود اگر برجام به پايان راه خود رسيده باشد چه آلترناتيوي براي برجام قائل هستيد؟
من معتقدم هيچ آلترناتيو ديگري براي برجام وجود ندارد. آمريکاييها نيز به خوبي به اين موضوع آگاهي دارند که در شرايط کنوني بينالمللي نميتوان جايگزيني براي برجام در نظر گرفت. اين وضعيت درباره دولت رئيسي نيز وجود دارد. امروز طرفين به خوبي به اين نکته پي بردهاند که راه و گزينه ديگري به جز برجام وجود ندارد و برجام کم هزينهترين گزينه براي رسيدن به توافق است. از سوي ديگر با توجه به وضعيت اقتصادي که در کشور وجود دارد برجام ميتواند گشايشهاي مثبتي در وضعيت اقتصادي کشور به وجود بياورد. آمريکا نيز ميداند که بهترين گزينه براي توافق برجام است و گزينه ديگري وجود ندارد. اگر هم صحبت از گزينههاي ديگر مطرح ميشود بيشتر نوعي شانتاژ خبري و تبليغات براي امتيازگيري بيشتر است. برجام حتي ميتواند مانع از خسارتهاي بيشتر اعتباري به ايالات متحده آمريکا در منطقه و عرصه جهاني شود. به همين دليل بازگشت به برجام براي ايران و آمريکا بهترين گزينه موجود به شمار ميرود. با اين وجود بايد بپذيريم شرايط احياي برجام مانند گذشته نيست. شايد در گذشته اگر ايران تصميم بهتري درباره برجام ميگرفت امتيازات بيشتري به دست ميآورد. اين در حالي است که اگر احياي برجام صورت بگيرد با تأخير زيادي اين اتفاق خواهد افتاد و از سوي ديگر نتايج کمتر و ضعيفتري به دست خواهد آمد. امروز کشورهاي غربي جز موضوع برجام به موضوعات ديگري درباره جمهوري اسلامي نيز ميپردازند که شرايط را نسبت به گذشته پيچيدهتر کرده است. کشورهاي اروپايي پس از اتفاقاتي که در ماههاي گذشته در ايران رخ داد نسبت به مسائل حقوق بشري در ايران جديت به خرج ميدهند و مطالباتي از ايران مطرح ميکنند که در گذشته وجود نداشت. امروز جمهوري اسلامي دو راه حل پيش روي خود ميبيند. نخست اينکه همه مسائل و مشکلات با کشورهاي غربي را به صورت يکجا و در يک مجموعه واحد مورد بحث قرار بدهد و به نتيجه برسد يا اينکه تلاش کند به صورت موردي درباره مسائل مختلف مذاکره کند و به نتيجه برسد. اين در حالي است که در شرايط کنوني مهمترين موضوعي که بين ايران و کشورهاي غربي وجود دارد موضوع برجام است. واقعيت اين است که جمهوري اسلامي بايد همه محاسبات را درباره احتمال احياي برجام يا پايان برجام داشته باشد و همه گزينههاي روي ميز را بررسي کند. اين وضعيت به خصوص در زمينه اقتصادي وجود دارد و ايران بايد همه پيشبينيها را درباره آينده برجام داشته باشد.