مجموعه اتفاقات نظامي سياسي شنبه شب تا يکشنبه شب از حمله پهپادي خرابکارانه به سايت نظامي در اصفهان و حمله به چندين کاميون در مرز عراق و سوريه و همچنين پيام آمريکا به ايران در جريان سفر دو روز پيش وزير امور خارجه قطر به تهران حوادثي جدا از هم نبوده و در يک قاب با يک پيام مشترک ميگنجد. پر واضح است که اسرائيل مستقيما پشت دو حمله قرار دارد، اما در مورد نقش احتمالي آمريکا ميتوان گفت که به دلايل و قرائن مختلف به احتمال زياد هر دو حمله با هماهنگي آن صورت گرفته است. اگر هم فرضا هيچ نوع هماهنگي در کار نبوده باشد، حداقل اين است که اسرائيل قبل از اجراي دو عمليات، دولت آمريکا را در جريان قرار داده باشد. جدا از اينکه اين هماهنگي مفروض ماهيت مناسبات تاريخي امنيتي و نظامي دو طرف فارغ از برخي تنشهاي سياسي مقطعي است، اساسا بنيامين نتانياهو در شرايط حساس کنوني بعيد است بدون هماهنگي با آمريکا منفردا دست به چنين حملاتي در فاصله زماني کم بزند؛ هر چند عملياتهايي از اين دست مسبوق به سابقه بوده؛ اما در شرايط فعلي که نتانياهو در صرافت بهره برداري از بنبست کنوني ديپلماسي و مذاکرات و اجماع آمريکايي و اروپايي عليه ايران است، دور از ذهن است که بخواهد بدون هماهنگي با آنها اينچنين سطح تنش را بالا ببرد. کما اينکه آنچه گمانه هماهنگي ميان آمريکا و اسرائيل در حملات پيشگفته را تقويت ميکند، انجام آن همزمان با دو اتفاق نظامي و سياسي ديگر است؛ نخست اين که حمله به سايت اصفهان و همچنين کاروان کاميونها در مرز عراق و سوريه يک روز پس از پايان مانور مشترک بيسابقه «سرو کوهي» (Juniper Oak) ميان آمريکا و اسرائيل صورت گرفت. بنابراين وقوع دو حمله به فاصله يک روز پس از پايان اين رزمايش اتفاقي تصادفي نيست و به احتمال زياد برونداد نوعي هماهنگي و همکاري بوده است. اما اتفاق دوم که سياسي است، اينکه حملات در هنگامه سفر آنتوني بلينکن، وزير امور خارجه آمريکا به منطقه و ديدارش از مصر و يک روز قبل از سفرش به اسرائيل رخ داد. کساني که با ماهيت روابط واشنگتن و تلآويو به خوبي آشنا هستند، نيک ميدانند که اسرائيليها در آستانه سفر مقامات آمريکايي به منطقه و اسرائيل ملاحظات مختلفي را مدنظر قرار ميدهند و معمولا تلاش ميکنند در بازه سفر از اقدامات تنشزا پرهيز کنند اما وقوع دو حمله به فاصله چند ساعت آن هم در اثني سفر وزير امور خارجه آمريکا به منطقه که ايران يکي از دستور کارهاي مهم او است، در نوع خود قابل تامل بوده و گمانه وجود هماهنگي پيشيني را تقويت ميکند. اما با فرض وجود هماهنگي پيشگفته ميان آمريکا و اسرائيل در دو حمله صورت گرفته به ويژه در سايت نظامي اصفهان، پيام سياسي آمريکا به ايران از طريق وزير امور خارجه قطر در اين راستا قابل تفسير و تامل است. هنوز درباره محتواي اين پيام حرف خاصي زده نشده، اما ميتوان حدس زد که واشنگتن خواسته است پيامي سياسي در يک بستهبندي نظامي (نظر به حملات اسرائيلي) بفرستد و به نوعي فازي ديگر از فشار را کليد بزند. بعيد است اين پيام متضمن پيشنهادي در جهت گشودن گرههاي مذاکرات برجامي باشد، بلکه آنچه به ذهن متبادر ميشود اين که احتمالا دولت آمريکا ضمن درخواست مذاکره مستقيم با تهران، شرط و شروطي را هم نظر به مواضع اخير آمريکاييها و اروپاييها درباره جنگ اوکراين و اظهارات آنها در باره کمک ايران به روسيه مطرح کرده باشد. در کنار نکات پيشگفته، چنانچه قبلا نيز بيان شد، بنيامين نتانياهو در صرافت تحميل اولويت خود (تقابل با ايران) بر متحدانش در کابينه است و نظر به بالا گرفتن تنشها با فلسطينيها پس از اظهارات و اقدامات شرکاي او به ويژه بن غفير و ديدارش از مسجد الاقصي و حمله به جنين و متعاقب آن عمليات فلسطينيها در قدس، به احتمال زياد بي بي در مورد به حاشيه رفتن اولويتش احساس خطر کرده و اين گونه در موقعيتي حساس خواسته است که با تحتالشعاع قرار دادن تنش فزاينده با فلسطينيها که آمريکا نيز خواهان آن نيست، به نوعي نگاهها و تمرکز را به سمت مواجهه با ايران ببرد.