رويکرد علمي بيستوچهارمين جشنواره قصهگويي، مهمترين ويژگي اين رويداد فرهنگي بود که امسال به ميزباني يزد برگزار شد. برگزاري جلسههاي شبانه براي نقد و بررسي اجراها و برپايي نشستهاي تخصصي با حضور کارشناسان، پژوهشگران و مدرسان دانشگاه، از جمله بخشهايي بودند که به غناي علمي بيستوچهارمين جشنواره قصهگويي افزودند. محمد گودرزيدهريزي، دبير بيستوچهارمين جشنواره بينالمللي قصهگويي، درباره اهميت برگزاري جلسههاي نقد و بررسي آثار توضيح داد: تا جايي که من سابقه جشنواره قصهگويي کانون را تا پيش از سال 1400 دنبال ميکردم، در دورهها و سالهاي قبل، نه اينکه جلسههاي نقد و بررسي نبوده، ولي خيلي جدي نبوده است. ولي آنچيزي که در دورههاي اخير (23 و 24) برجسته و باب شده و تا حدودي تثبيت شده، اين است که قصهها بهطور اختصاصي و انحصاري نقد شدند. منتقدها به مدت 5 دقيقه براي هر قصهگو، نکاتي را گوشزد کردند و از اين راه به همه حاضران در جلسه، آموزش هم داده شد. او ادامه داد: پارسال به دليل فشردگي برنامه، جلسههاي نقد و بررسي قصهگوها را که برگزار کرديم، به ناچار نشستهاي علمي جشنواره کاهش پيدا کرد و تنها يک نشست آنلاين داشتيم که استادي برزيلي آمد و زبان بدن را گفت. امسال با توجه به اينکه جشنواره به شهر يزد منتقل شده بود، ما فضاي بيشتري پيدا کرديم تا نشستهاي علمي قصهگويي را که در سالهاي قبل هم بوده، پُربارتر برگزار کنيم. چهار نشست در دانشگاه فرهنگيان با موضوعهاي متنوع برگزار کرديم و سعي ما اين بود تا جايي که ممکن است، استادان بومي يزد محوريت علمي اين جلسهها را برعهده داشته باشند. خود من جلسهاي را شرکت کردم که با توجه به اينکه در آن روز دانشگاه تعطيل بود، متوجه شدم تعداد زيادي دانشجو در جلسه حضور داشتند. به نظرم نشستهاي علمي نبايد جاي نقدها را بگيرد و بالعکس چراکه هر کدام کارکردهاي متفاوتي دارند. اين نويسنده و پژوهشگر درباره مرجعيت علمي قصهگويي در کشور گفت: روند قصهگويي در کانون نبايد از دستاوردهاي علمي که در حوزه قصهگويي در جهان وجود دارد، غفلت کند. بهشدت اعتقاد دارم کانون بايد در حوزه قصهگويي مرجعيت علمي در کشور داشته باشد و هر نهادي يا سازماني خواست جشنواره قصهگويي راه بيندازد، بايد از اولين جايي که ميتواند کمک بگيرد، کانون باشد؛ از فرم داوري گرفته تا سازماندهي جشنواره و غيره. گودرزي در واکنش به اين پرسش که «قصهگويي به نظر او بيشتر يک علم، هنر يا مهارت است»، پاسخ داد: اعتقاد ندارم که قصهگويي هنر است. بلکه به نظرم يک مهارت است. نوشتن، خواندن و قصهگويي مهارتي است که با تمرين بهتر ميشود. «قصهگو» يي که تمرين ميکند، وقتي به اجرا ميرود کارش هنرمندانه است، اما خود قصهگويي مهارت است و هر مهارتي آموزشدادني است، با تمرين بهتر ميشود و با تمرين مستمر عالي ميشود. همه ما قصهگو هستيم و همه ميتوانند قصه بگويند. نويسندهاي گفته است «استعداد مثل آبهاي زيرزميني است و هيچکس صاحب آن نيست؛ کسي آن را به دست ميآورد که زمين را حفر کند.» دبير بيستوچهارمين جشنواره بينالمللي قصهگويي کانون در پاسخ به اين پرسش که چرا آموزش و پرورش از ظرفيتهاي قصهگويي کانون بهره نميبرد، پاسخ داد: اين يک توصيه خيلي خوب است که فکر ميکنم آموزش و پرورش بايد به آن جواب بدهد. بايد قصهگويي وارد کلاسهاي درس بشود؛ بهويژه در دوره ابتدايي. دغدغهمندان در حوزه فرهنگ سالهاست که ميگويند ما بايد در برنامههاي درسي، زنگ مطالعه، قصهگويي، موسيقي و نمايش داشته باشيم. اينها هستند که به برنامه آموزشي دبستان تنوع ميدهند؛ اينها برنامههاي واقعي پرورشي هستند. معلمهاي آموزش پرورش آنقدر قابليت دارند که با يک دوره فشرده آموزشي ميشود اين کار را انجام داد. ولي ما فقط ميتوانيم اين موضوع را توصيه کنيم و اجراي آن ديگر منوط به خواست مسئولان آموزش و پرورش است. بيستو چهارمين جشنواره بينالمللي قصهگويي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان روزهاي 25 تا 29 دي 1401 در يزد برگزار شد.