پلتفرمها به سرنوشت صداوسيما دچار ميشوند؟
رئيس کميسيون فرهنگي مجلس اخيرا درباره برداشته شدن فيلترينگ و افزايش سرعت اينترنت گفته؛ داستان فيلتر و فيلترينگ بهدليل وضعيتي است که در حال حاضر در کشور پيش آمده اما در مجموع بايد براي فضاي مجازي، مديريت بهتري در نظر گرفت؛ منظور از مديريت بهتر فضاي مجازي، يعني اينکه بايد تنظيم مقررات حسابي براي اين فضا در نظر گرفته شود و در اين حوزه برنامهريزي صورت بگيرد. بر همين اساس مجلس به بحث مديريت فضاي مجازي ورود پيدا کرده، اما نيمهکاره مانده است. اگر همان کار مجلس درباره فضاي مجازي به نهايت برسد مديريت پلتفرمها در دست حاکميت قرار ميگيرد نه دست بيرون که هر کار ميخواهد انجام بدهد. در اين خصوص کارشناس فناوري اطلاعات، بر اين باور است که برداشتهاي متفاوتي ميتوان از اين گفته که مديريت پلتفرمها بايد بهدست حاکميت بيفتد، کرد و اين گفته نياز به شفافسازي بيشتري دارد.
کنترل محتواي فضاي مجازي تبعات اجتماعي دارد
محمد کشوري با بررسي دو روي سکه اين حرف؛ گفت: يک روي سکه اين حرف درست است؛ در تمام کشورها، حاکميت دوست دارد از صنايع غذايي گرفته تا پوشاک و از جمله رسانه را تحت مديريت خود در بياورد و تمام قانونگذاريها و نظارتها نيز به اين دليل صورت ميگيرد و روي دوم سکه نيز اين است که ما در مقابل پلتفرمها با فضاي متفاوتي مواجه هستيم، فضايي که کنترل آن بهراحتي فضاي فيزيکي نيست. محتواي فضاي مجازي بهواسطه يکسري ويژگيهايي که فضاي مجازي دارد از جمله ويژگي فرامرزي آن که ميتواند محدوديتهاي فيزيکي را تا حد زيادي دور بزند و اين موضوع که شبکههاي اجتماعي ميتوانند بهراحتي در تمام کشورها مورد استفاده قرار بگيرند، بدون اينکه از مرز فيزيکي گذر کنند، بهراحتي کالاي فيزيکي قابل کنترل و نظارت نيست و حتي اگر قابل کنترل نيز باشد نميتوان بهراحتي جلوي آن را گرفت چراکه تبعات اجتماعي قابل توجهي دارد، همانطور که تعداد کشورهايي که شبکههاي اجتماعي را مسدود کرده باشند انگشتشمار هستند و حتي اگر مسدودسازي صورت گرفته باشد نيز در خصوص برخي از پلتفرمهاي خاص بوده است و تنها کرهشمالي و چين هستند که اکثر پلتفرمهاي روز دنيا را مسدود کردهاند. وي افزود: مواجه با محتويات فضاي مجازي پيچيدگيهاي خاص خود را دارد؛ کشورهاي اتحاديه اروپا و يا کشورهايي که قدرت اقتصادي، سياسي و اجتماعي بالايي دارند، تلاش کردهاند تا با وضع قوانيني پلتفرمها را در چارچوب مقررات خود بگنجانند، البته اين کشورها نيز تا حدودي در اين راستا موفق عمل کردهاند، البته که نکته بسيار مهم در وضع اين قوانين در نظرگرفتن خواست عمومي بوده است و بهطور حداقلي ميتوان گفت که اين قوانين در تعارض با خواست عمومي نبوده است.
نبايد خود را با چين مقايسه کنيم!
بحث ساخت پلتفرمهاي اجتماعي سالهاست که در داخل کشور نيز مطرح است اما ساخت و توسعه اين پلتفرمها در کشور نتايج مطلوبي نداشته است و حتي قانونگذاري درستي نيز براي آنها انجام نشده است و همواره با طرحهايي همچون طرح صيانت جلوي رشد و توسعه آنها گرفته شده است و کاربران اشتياقي براي استفاده از اين پلتفرمها نداشتهاند؛ چنانکه کشوري، کارشناس فناوري اطلاعات، ميگويد: «پلتفرمها معاني خود و مدلهاي اقتصادي خود را دارند و زماني تعريف ميشوند که بتوانيد در مقياس بزرگ از آنها استفاده کنيد و اقتصاد ديجيتال ايجاب ميکند که پلتفرمها در اقتصادهاي بزرگ تعريف شوند تا بتوانند بازدهي مطلوب را داشته باشند به همين دليل است که هر چندباري که ما تلاش کرديم پيامرسان بسازيم و يا اينترنت ملي را مهيا کنيم با موفق نبوديم.» آنچه مسلم است چين بهدليل مقياس بالاي جمعيتي توانسته است در ساخت و توسعه پلتفرم ملي موفق عمل کند اما کشوري مانند ايران که از 80 ميليون نفر آن تعداد مشخصي به اينترنت دسترسي دارند و يا از شبکههاي اجتماعي استفاده ميکنند و در زمره مشترکان فعال هستند که براي شبکههاي اجتماعي مفيد هستند، بستر لازم براي ساخت و توسعه پلتفرمهاي اجتماعي را ندارد. چرا که اين پلتفرمها با کاربران بالاي چند صد ميليون نفر جوابگو هستند و مدل اقتصادي آنها بهگونهاي است که کاربران آنها حتي بايد به ميليارد نفر برسد تا تامين مالي اين پلتفرمها انجام شود چراکه درآمد اين پلتفرمها از هر کاربر بسيار پايين است.