آرمان ملي- صديقه بهزادپور: همزمان با اعمال تحريمهاي بيشتر آمريکا، همگرايي منافع اقتصادي و سياسي ايران با چين و روسيه اهميت بيشتري يافت و ايران نيز در تعاملات اقتصادي و غيراقتصادي خود با انعقاد تفاهمنامههايي بيش از پيش در دايره ارتباطات با اين دو کشور به ويژه چين قرار گرفت و به دنبال تغيير جريانهاي قدرتهاي جهاني به دنبال تامين منافع خود برآمد. اين درحالي است که ايران به دنبال کمرنگتر کردن اثرات تحريمها و کاهش فشارهاي اقتصادي بر خود است تا بتواند موازنه استراتژيک در حوزههاي مختلف را به نفع خود تغيير دهد که پس از آغاز حمله روسيه به اوکراين اين نگراني در مجامع بينالمللي پديد آمد که دولت پکن از درگيري جهان غرب در جبهه اوکراين بهره جسته و جزيرة تايوان را به اشغال خود درآورد. از طرف ديگر بسياري از تحليلگران بر اين عقيدهاند که در نظام چند قطبي جهان، مسکو و پکن با حلقه اتصال تهران جبهه واحدي را عليه ناتو تشکيل خواهند داد و وقوع سومين جنگ جهاني دور از ذهن نخواهد بود به طوري که در روزهاي اخير نيز تفاهمنامه همکاري مفصلي بين عربستان و چين به امضا رسيد که بسياري آن را به منزله جدايي سياسي- اقتصادي حزب کمونيست حاکم بر چين و ايران قلمداد کردند که در اين باره با فرزين رحيمي زنوز، کارشناس اقتصادي و استاد دانشگاه به گفتوگو پرداختهايم.
جايگاه چين و روسيه را در سايه تحولات در منطقه چگونه ارزيابي ميکنيد؟
جنگ اوکراين و عدم تحقق وعدههاي پوتين در خصوص تصرف کامل خاک اين کشور در کمتر از يک هفته و همچنين شکست ارتش روسيه در جبهههاي خارکيف و خرسون به همگان ثابت کرد که نه تنها نظام چند قطبي در جهان شکل نگرفته است، بلکه هژموني غرب همچنان بر جهان باقي است. اين مهم پس از سفر نانسي پلوسي به تايوان و بازديد از اين کشور تصديق مجددي گرفت؛ چراکه بسياري از باورمندان به نظام چند قطبي را دچار اين ترديد کرد که در خصوص جايگاه روسيه و چين در نظام بينالملل بسيار اغراق شده است چه در خصوص روسيه که در تأمين حداقلهاي نظامي ناتوان بود و چه در خصوص چين که توان ايستادگي در برابر سايه سنگين آمريکا در آبهاي جنوبي خود را نداشت، ما را مجاب ميکند تا نگاهي واقعبينانهتر به معادلات قدرت در سطح جهان داشته باشيم که بدين ترتيب روسيه فقط تأمين کننده انرژي براي اروپا و چين تنها کارخانه بسيار بزرگي براي تأمين مايحتاج ساکنان کره خاکي است.
موقعيت جمهوري اسلامي را در اين معادلات چگونه ارزيابي ميکنيد؟
اگرچه همسويي دولت تهران با کرملين مشهود است و قرارداد بيست و پنج ساله بين ايران و چين حاکي از حضور پررنگ اين کشور شرق آسيايي در عرصههاي مختلف اقتصادي کشور دارد، با اين همه ايران آنچنانکه برخي بر آن پافشاري دارند در سراب رابطه با اين دو کشور فرو نرفته است. آراي ممتنع و يا عدم مشارکت در رايگيريهاي محکوميت تجاوز روسيه به اوکراين نشان از عدم قطعيت دولت در حمايت از کرملين را دارد و قرارداد بيست و پنج ساله نيز با مخالفتهاي جدي از درون مواجه شد و بسياري را نگران کرد که مبادا نفوذ چين ابعاد گستردهتري به خود بگيرد. با استناد به اين موارد ميتوان گفت بيش از آنکه ائتلافي واقعي بين سه دولت اخيرالذکر صورت گرفته باشد، تنها همسويي سياسي در راستاي ضديت با دشمني واحد، آن هم به صورت مقطعي و موردي رخ داده است.
در خصوص قراردادهاي اقتصادي اخير فيمابين عربستان سعودي و چين ديدگاه شما چيست؟
تحليلهاي ارائه شده در اين زمينه بسيار سياست زده است. از يکسو عدهاي بر آن هستند که از اهميت اين پيوند بکاهند و برخي تلاش دارند آن را به منزله دور زدن کامل ايران جلوه دهند. به نظر من قضيه جاي تبيين بيشتري دارد. اولا از ياد نبريم که ارتباط رياض- پکن پيش از اين هم ارتباط قابل اعتنايي بود و جهش خيلي بزرگي در روابط دو کشور رخ نداده است که اتفاقا بيش از اينکه بازي دولت چين در اين معادله عطف به ايران داشته باشد، کشور هند را مورد هدف قرار داده است، چراکه به دليل روابط دو جانبه قدرتمند بين پاکستان و چين و اخيرا عربستان و چين، حضور چينيها در اقيانوس هند ابعاد گستردهتري به خود خواهد گرفت. مضافاً موتور رشد اقتصاد چين در ساليان اخير از توان افتاده و اين کشور نيازمند سرمايهگذاريهاي جديد در نقاط مختلف جهان است و اعتراضات اخير در چين اگرچه هنوز رنگ و بوي انقلاب به خود نگرفته است اما زنگ خطر را براي رهبران اين کشور به صدا در آورده است. در مقابل بازي عربستان معطوف به ايران است. بدين ترتيب که آل سعود بر آن است تا ضمن به دست آوردن سود اقتصادي حداکثري از جنگ اوکراين و همچنين تيرگي روابط غرب با چين، از حمايت سياسي اين عضو ثابت شوراي امنيت از جمهوري اسلامي بکاهد. با اين همه نبايد در اين زمينه راه اغراق در پيش گرفت. چينيها در چند دهه اخير ثابت کردهاند که بهخاطر منافع مادي خود ميتوانند با عموم دولتها رابطة دوستانه برقرار کنند و لزوما همکاري ايشان با آلسعود خلل چنداني در ارتباطشان با جمهوري اسلامي ايجاد نخواهد کرد. با اين حال، چينيها بيميل نيستند که از رابطه خود با کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس به سان شمشير داموکلسي بالاي سر ايران استفاده کرده و حس ناامني را به اين کشور منتقل کنند و بدين طريق قدرت چانه زني خود را با تهران افزايش دهند.