دولت سیزدهم حدود یک سال و نیم است که فعالیت خود را آغاز کرده است. برخی نکات مثبت و منفی دولت قابل بیان است. عدم موفقیت دولت در برخی امور از جمله معیشت چند علت دارد یا رئیس جمهور میخواست در انتخابات رای آورد به همین دلیل هم شعارهایی در حوزههای مختلف مطرح میکرد که پیرو آن مطالبات مردم را محقق کند یا اینکه وی نسبت به فضای بینالملل و وضعیت برجام واقف نبود وشعارهایی در حوزه معیشت، کاهش تورم و رفع بیکاری و … مطرح کرد. در حالی که به نظر میرسد مسائل کشور با برجام گره خورده است. به هر روی فاصله عملکرد یکسال و نیمه دولت با شعارهایش زیاد است. اگرچه در انتخاباتهای گذشته هم شعارهایی که توسط روسای جمهور قبل از ورود به پاستور داده میشد تا عمل فاصله داشت اما فاصله شعار تا عمل در این دولت محسوستر است. چرا که به نظر او کار را بسیار ساده میدیده که تا به امروز نتوانست به برخی از وعدههایش عمل کند. البته عدم موفقیت دولت سیزدهم به نوع دیدگاه رئیس دولت نسبت به مدیریت کشور باز میگردد. به نظر رئیسی تصورش بر این بود که دولت و به طور کل قوه مجریه به دو قوه دیگر نزدیک است و با توجه به نزدیکی دولت با دو قوه مقننه و قضائیه و همچنین با صدور دستورات و بخشنامهها میتوان اوضاع کشور را ساماندهی کرد. البته به رغم اینکه دولت تا به امروز عملکرد مطلوبی در زمینه اقتصادی نداشته اما باید بازهم به دولت فرصت داد. زیرا تغییرات چیزی نیست که به همین سادگی حاصل شود. به همین دلیل برای تغییر نباید به دولت فشار آورد. اگر دولت را به عنوان یک تیم فوتبال در نظر بگیریم و رئیس آن را مربی، هیچ مربی به دنبال این نیست که در زمین بازی موفق نشود. مربیهای بزرگ در تلاشند که در تصمیماتشان خود محور نباشند و نظرات منتقدین را بشنوند و نظرات کسانی که به کارشان میآید را در نظر بگیرند و کسانی که به کارشان نمیآید را کنار بگذارند. به نظر باید به رئیسی وقت داد. او همچنان تصورش بر این است که با این کابینه میتواند کار دولت را پیش ببرد. اگرچه امید چندانی نسبت به برخی اعضای دولت نیست اما بازهم برای قضاوت کمی زود است و باید حداقل سه سال از عملکرد دولت بگذرد تا دید دولت چه در چنته دارد.