عرصه سیاسی و اجتماعی میدان آنچه ممکن و نه آنچه مطلوب است، میباشد. به عبارتی بسیاری مواقع الزامات و مقتضیات تحقق آرزوها و ایدهآلهای مطلوب مهیا نیست و باید برای تحقق آنها صبر و برنامهریزیهای بلندمدت کرد. در تلاش برای کمهزینه، کارآمد و عقلانی کردن عرصه سیاسی برخی مواقع دلسوزان و دغدغهمندان ایران، پیشنهادهایی را مطرح میکنند. به منظور حصول درک مشترک، این موجز تلاش دارد تا نکاتی کاربردی و کلی پیرامون «تبیین انتخابات رقابتی» ارائه کند. پدیده انتخابات محصول یک «نظم سیاسی و حقوقی خاص(دموکراسی)» است. به عبارتی محصولات سیاسی و حقوقی برآیند یک ساختار سیاسی و حقوقی خاص هستند. یا رابطهای علت و معلولی میان ساختار سیاسی و محصولات سیاسی وجود دارد. شاید بیان مثالی موضوع را شفافتر کند. درخت خرما متعلق به مناطق گرمسیر و بیابانی مناطق جنوبی کشور است. آیا کسی باور دارد که در آب و هوای سرد اردبیل میتوان درخت خرما کاشت و خرما تولید کرد؟ بنابراین امری کاملا بدیهی و شفاف است که محصولات سیاسی برآیند نوع ساختار سیاسی و حقوقی است. پدیده انتخابات، محصول نظم سیاسی و حقوقی دمکراسی است. همانگونه که همگان میدانند، ساختار حکمرانی دمکراسی مبتنی بر قانون اساسی به عنوان نقشه راه تحقق منافع ملی(جمعی) است. اینکه برجسته و بنیادیترین ویژگی حکمرانی مبتنی بر قانون اساسی(حاکمیت قانون)، تلفیق منافع و اراده فردی یا یک اقلیت در منافع جمعی(ملی)، بدین معنی که منافع فردی از طریق منافع جمعی محقق میشود، است. به بیانی کاربردی و بدیهی، حاکمیت قانون در تناقض آشکار با حاکمیت اراده افراد یا یک اقلیت است. رقابت؛ به کلی و کاربردیترین بیان رقابت معطوف به تلاش فردی، گروهی و ملی با دیگر افراد، گروهها و ملتها به منظور حصول هدف(منافع) مشترک است. به عبارتی، برای کسب یا تحقق برخی نیازها، منافع، آرزوها و اهداف مشترک افراد و گروهها بطور مجزا تدبیر، برنامهریزی و عمل میکنند. به عبارتی، رقابت در جهت مخالف همکاری برای حصول اهداف مشترک میباشد. رقابت سیاسی؛ از دستاوردهای عصر روشنگری که برآیند توسعه خردجمعی به واسطه توسعه علوم گوناگون، به ویژه علوم انسانی و علوم اجتماعی است. رابطهای اجتنابناپذیر میان اذهانی که به رقابت سیاسی باور دارند با درک و پذیرش دادههای علوم انسانی و علوم اجتماعی نوین وجود دارد. به عبارتی، پذیرش رقابت سیاسی از طرف اذهانی که به دادهها، پدیده و محصولات علوم انسانی و علوم اجتماعی نوین و کاربردی اعتقادی ندارند، یک امر یا امکان محال است. برای تولید و برداشت خرما(انتخابات رقابتی، رفراندوم و...) «باید» درخت خرما (حاکمیت قانون) کاشته شود. اگر نکات و استدلال فوق منطقی و کاربردی تلقی شود، آنگاه، طرح برخی پرسشها لازم و کاربردی است. آیا «انتخابات رقابتی، رفراندوم و...» مستلزم تغییر و اصلاح نیست؟ آیا انتخابات رقابتی مستلزم درک، پذیرش و پیگیری منافع ملی نیست؟