در زندگي شخصي شاعر سعي ميکند بيشتر تجارب و روحيات شخصي و فردي خود را در شعرش لحاظ و تصوير نمايد. به شکلي که هرآنچه را که به شخصه در جامعه تجربه کرده است در شعر خود به تصوير ميکشد و اين تصويرسازي ميتواند به دو صورت عيني و ذهني باشد. در بخش عيني شاعر اغلب عينيّات تجربه کرده خويش را بيان ميکند و در بخش ذهني به تجربيات و تصورات ذهني ميپردازد و بيشتر سعي ميکند مواردي را بازگو نمايد که با روحيات شخصي آن همگون هستند. اما در زندگي اجتماعي دقيقا ما با رويکردي عکس زندگي شخصي (فردي) شاعر در شعرش سر و کار و تصادم داريم. بدين ترتيب که شاعر در زندگي اجتماعي شعرش را از آن حالت فردي مجزا ميسازد و به اصطلاح آن من اجتماعي را جايگزين من فردي ميکند. اغلب شُعرا در اين نوع رويکرد حالتي مترتب دارند به شيوهاي که عمر و تجربه هنري شاعر در رويکرد اجتماعي شاعر نسبت به زندگي و محيط پيرامون تأثير فراوان دارد. در اين فرآيند ميتوان پختگي و تجربه شعر شاعر را يک کفه ترازو برشمرد و عمر و فراز و فرود زندگي شاعر را کفه ديگر ترازو. با اين روند، تجربه نشان داده است که اغلب شُعراي جوان داراي رويکردي شخصي و فردي در شعرشان هستند به طرزي که در اين ازمنه در هنر بيشتر سعي ميکنند به شخصي سُرايي بپردازند ولي هر قدر سن و تجربه شاعر بيشتر ميشود و قدم در ميانسالي و پيري ميگذارد به مراتب شعرش از رنگ و لعابي متفاوتتر و بهتر از مؤلفههاي زندگي اجتماعي برخوردار ميشود. با اين تفاوت که ميتوان شاعران منحصر به فردي را هم برشمرد که در همان اوان جواني از گيسواني پير و سفيد بهره ميجويند و شعرشان داراي پختگي ويژهاي است که البته شمار اين گونه افراد شاعر نيز کمياب است! ديگر نکته حائز اهميت برميگردد به نوع تجارب شُعرا در زندگي اجتماعي که هر شاعري در زندگي اجتماعي داراي ديدگاهي توأم با تجاربي متفاوت با شاعر ديگر را تجربه ميکند و اين تفاوت رويکرد ميتواند ساختار و بافتار و محتواي شعر شاعر را با شاعر ديگر معين و شگرفتر جلوه نمايد. بنابراين حاصل اينکه، زندگي در شعر شاعران هميشه پررنگ و پر معنا بوده است، اما نوع نگاه و چگونه ترسيم کردن مقوله زندگي چه از حيث فردي و چه از لحاظ اجتماعي متفاوت نشان داده است، چراکه نوع نگاه سهراب سپهري به زندگي در شعرش با شيوه و متد شاملو در شعر کاملا در تفاوت است يا نوع نگاه مولانا به زندگي با سعدي و حافظ داراي تفاوت عمدهاي است. چه اينکه نگاه مولانا به زندگي نگاهي عرفاني است، اما نگاه سعدي کاملا نگاهي اجتماعي و فرهنگي است و اگرچه در مواردي شعر سعدي داراي چند لايگي معناست اما بستر فکري آن بر پايه شهودات عيني و اجتماعي است ضمن اينکه نگاه حافظ نيز اگر چه نگاهي عارفانه و فلسفي به زندگي است، اما شکل و بافتار آن با نگاه مولانا به زندگي کاملا در تفاوت است، چون مولانا صوفيانه و درويشانه به زندگي در شعرش مينگرد ولي حافظ داراي رويکردي رندانه است و هميشه نوعي زبان غيب و رندانه را در زبان شعرياش مشاهده ميکنيم که در زبان شعري مولانا شهودانهتر و صادقانهتر از نوع عرفان و شناخت است. با اين فهم درمييابيم که اين تفاوت رويکرد نيز در شکلگيري هنر شُعرا به عنوان هنر ماندگار هميشه تأثيرگذار و کارآمد بوده و خواهد بود. حسن کلام اينکه در زندگي فردي، شاعر بيشتر شاخصههاي فردي خويش را ميسُرآيد، اما در زندگي اجتماعي شاعر علاوه بر مشخصههاي فردي به نشانههاي اجتماعي نيز ميپردازد.
باشگاه کتابخوانان کوچک در کتابخانه استاد حکيمي
باشگاه «کتابخوانان کوچک» با مشارکت کودکان 6 تا 13 سال پنجشنبههاي هر هفته در کتابخانه استاد حکيمي فرهنگسراي خاتم(ص) برگزار ميشود. رضا باقري، مدير کتابخانه استاد حکيمي فرهنگسراي خاتم با اشاره به تشکيل باشگاه کتابخوانان کوچک در اين کتابخانه از تابستان امسال، گفت: «هدف اصلي اين باشگاه آشنايي بچهها با فضاي کتاب و کتابخواني و کتابخانه بودند، هميشه شاهد بودم که بچهها از فضاهاي ديگر استفاده ميکردند اما به سراغ کتابخانه نميروند و همين مساله دغدغهام بود.» وي افزود: «در اين ميان سعي کردم با تبليغات مختلف کتابخانه را به آنها معرفي کنيم، برنامههاي متنوعي را هم براي بچهها تدارک ديديم و فعاليت خود را با برنامههاي کتابخواني براي کودکان و نوجوانان شش تا 12 ساله آغاز کرديم.» باقري با بيان اينکه در ابتدا برنامه در قالب يک دورهمي بود، به ايبنا گفت: «به مرور حجم برنامه و کارهايي که براي حضور بچهها در کتابخانه انجام ميداديم توسعه پيدا کرد، به طوري که اين روزها در باشگاه کتابخواني حدود 80 نفر از کودکان و نوجوانان عضو هستند.» وي تاکيد کرد: «با توجه به بازگشايي مدارس، قرار و زمان فعاليت باشگاه به پنجشنبههاي هر هفته ساعت 10 تا 12 موکول شده است، براي بچههاي کوچک روخواني از يک کتاب انجام ميشود، سپس خلاصه يا نتيجه کتاب از آنها سوال ميشود تا درک مطلب برايشان ايجاد شود.» باقري با بيان اينکه براي اغلب براي کوچک ترها قصه کوتاه و براي بزرگترها داستانهاي بلند خوانده ميشود، گفت: «از بزرگترها ميخواهيم که خلاصهنويسي کتاب را براي جلسه بعد بياورند، گاهي هم يک کتاب ازسوي بچههاي مختلف روخواني ميشود.» به گفته او، اکنون حدود يکهزار و 200 نفر عضو اين کتابخانه هستند که حدود 400 نفر آنها کودک و نوجوان هستند.