آرمان ملي: اگر از تعداد احزاب در ايران پرسشي صورت گيرد؛ شايد بيش از 200 حزب در ايران وجود داشته باشند اما در مجموع جز تعدادي حزب انگشتشمار با گرايشهاي مختلف از جمله اصلاحطلب، اصولگرا و نهايتا ميانهرو حزب ديگري در عرصه سياسي ايران فعال نيست. سوال مهمي که در اين ارتباط به وجود ميآيد اين است که چرا احزاب در ايران متولد ميشوند و جوان نشده و رشد نيافته پير و گاه منحل ميشوند؟ بسياري از فعالان سياسي و حزبي معتقدند فعاليت حزبي در ايران سختترين کار است چرا که اولا ايرانيها اهلکار جمعي نيستند و در ثاني اگر حزبي هم در ايران پا بگيرد و چه دولتساز باشد و در پر قو متولد شده و چه بر اساس اختلافات از حزبي ديگر منشعب و مستقل شده باشد با موانع مختلفي روبهرو خواهند شد. به طوري که برداشتن آن موانع شايد سختتر از انحلال حزب باشد. براي نمونه به هر علت حزب اتحاد ملت ايران اسلامي نتوانسته 300 عضو را به کنگره دعوت کند. همين مورد موجب شده هم وزير کشور به اين حزب پيشرو اصلاحطلب طعنه بزند که آنهايي که درخواست تجمع دارند حتي 300 عضو هم ندارند. هر صورت به نظر ميرسد کار حزبي و تشکيلاتي هر چند در ايران ريشه دارد اما بهخاطر موانعي که پيشرو دارد، هيچگاه نميتواند پا بگيرد.
ساختار سياسي ما حزبمحور و پارلماني نيست
شايد يکي ديگر از دلايل عدم توسعه تحزب در ايران موردي باشد که دبيرکل خانه احزاب به آن اشاره کرده است. منوچهر متکي رئيس خانه احزاب در گفتوگو با ايلنا با بيان اينکه خانه احزاب خانهاي است که عقل سياسي آن با حضور احزاب مختلف گردهم آمده که توانستند تمامي انديشههاي سياسي موجود را ساماندهي کنند، گفت: اين خانه اولين سازمان مردم نهاد با نگرشهايي مبتني بر اصولگرايي، اصلاحگرايي يا گروههايي است که مستقل در کنار هم قرار دارند. برخي فعالان سياسي ميگويند دولتها به احزاب توجهي نداشتند. ساختار سياسي ما حزبمحور و پارلماني نيست. وي با بيان اينکه بخشي از کارکرد احزاب بررسي مسائل اجتماعي است که بايد ديدگاه خود را بيان کنند، خاطرنشان کرد. خانه احزاب به عنوان سازمان مردم نهاد بايد تعامل با حکمراني و کشورداري داشته باشد که اين موضوع را در دستور کار قرار داديم و قرار است.
ايرانيها درکار جمعي موفق نبودند
مهدي آيتي در پاسخ به اين سوال که چرا احزاب در ايران پا نميگيرند به «آرمانملي» گفت: پاسخ به اين سوال ميتواند گره از مشکلات کشور بگشايد. جامعه ايران به لحاظ هويتي نتوانسته حزبگرا باشد. حداقل از مشروطه به اين سو که مفاهيمي چون دولت در ايران معنا پيدا کرد مفهوم حزب نيز هيچگاه جا نيفتاده است. در ايران هيچ حزبي نتوانسته دوام بياورد، جايگاه خود را حفظ کرده و در مصدر امور در بهبود شرايط کشور سهم داشته باشد. شايد علت در آن باشد که ايران جهان سومي است و هيچ کشور جهان سومي به مرحلهاي نرسيده که کار تشکيلاتي موضوعيت يابد. حزب و رفتار حزبي يعني احترام نهادن به تصميم گيري و خرد جمعي. در ايران نه تنها حزب در معناي واقعي وجود ندارد بلکه سازمانهاي مردم نهاد هم نميتوانند به مرحلهاي از رشد يافتگي دست يابند. البته در ايران اتحاديهها وجود دارند اما هيچ جايگاهي در نظام تصميم گيري ندارند. علت نيز آن است که هنوز مفهوم کار جمعي جا نيفتاده است. هرچند موارد مختلفي در اين ارتباط که چرا احزاب در ايران شکل نميگيرند وجود دارد اما اين موضوع بايد با در نظر گرفتن مطالعات جامعه شناسي، جغرافياي سياسي، جغرافياي تاريخي، پيشينههاي قديمي، سنتهاي ايراني مورد مطالعه قرار گيرد. ايرانيها در ورزشهاي جمعي نيز ضعيف هستند اما در کشتي و ساير ورزشهاي فردي موفق هستند. ايرانيها از نظر تاريخي و اجتماعي فاقد روحيه جمعي هستند.
در نهايت...
هرچند به نظر ميرسد ريشههاي مختلفي از جمله فقدان توجه دولتها به جايگاه احزاب مهم تلقي ميشود اما همان طور که فعالان سياسي اذعان کردهاند، ساختار سياسي در ايران براي احزاب جايگاهي قائل نيست و از سوي ديگر همه چيز هم به اين ساختار باز نميگردد زيرا ايرانيها نيز هيچگاه مشقي در ارتباط با کار همگاني حتي در عرصههاي غير سياسي انجام ندادهاند که به خوبيهاي کار جمعي و در عرصه سياسي کار تشکيلاتي و حزبي پي ببرند.