استفاده ابزاري، رياکارانه و البته علني دولتهاي غربي از سازوکارهاي حقوقي در جهان، روند پرشتابي به خود گرفته و آينده و کارآيي اين نهادها را زير سوال برده است چنان که با تداوم اين روند در آيندهاي نه چندان دور، همين سازوکارها به تهديدي براي امنيت و صلح جهاني تبديل خواهد شد. هفتهها جوسازي سياسي و رسانهاي عليه جمهوري اسلامي ايران، شامگاه چهارشنبه 3 آذرماه در ژنو سوئيس نتيجه داد و شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد به بهانه اغتشاشات در ايران قطعنامهاي درباره آنچه «وضعيت حقوق بشر در ايران» خوانده شده را به تصويب رساند. با تصويب اين قطعنامه، شوراي حقوق بشر کميتهاي حقيقت ياب براي بررسي درباره ادعاهاي نقض حقوق بشر از سوي تهران در اغتشاشات اخير، تشکيل خواهد داد. اين قطعنامه با 25 رأي موافق، 6 رأي مخالف و 15 رأي ممتنع به تصويب رسيد. همزمان با آغاز اغتشاشات در ايران و فشار کشورهاي غربي عليه جمهوري اسلامي، آلمان در صف نخست اين فشارها بود، روندي که در نشست شوراي حقوق بشر هم تداوم يافت و اظهارات مقامات آلماني با واکنش مسئولان ايراني روبرو شد. فروزنده وديعتي، نماينده ايران در شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در واکنش به قطعنامه ضد ايراني و سخنان سخيف وزير امور خارجه آلمان، به وي توصيه کرد که توجه خود را به هزاران معترض مسالمتآميز در خيابانهاي آلمان معطوف کند که خواهان عدالت اجتماعي بيشتر هستند، ولي با خشونت پليس و نيروهاي امنيتي سرکوب ميشوند. تصويب قطعنامه حقوق بشري عليه ايران، پايان فشارها بر تهران نيست و به نظرميرسد غرب و يا دستکم رسانههاي پروپاگانداي آنها خوابهاي تازهاي ديدهاند! بلافاصله پس از تصويب قطعنامه تلويزيون ايران اينترنشنال، از قدم بعدي دولت آمريکا عليه ايران خبر داد و آن را افزايش فشار جهاني براي اخراج تهران از کميته زنان سازمان ملل اعلام کرد. فشارهاي حقوق بشري و تصويب قطعنامه عليه کشوري صورت ميگيرد که از همان روز نخست مرگ مهسا اميني و آغاز اعتراضات به صورت ويژه پيگير علت مرگ و برخورد قاطع با عوامل اين رويداد تلخ بود. براي نخستين بار است که چنين قطعنامهاي عليه کشوري صادر ميشود که در جنگ و تقابل با نيروي خارجي نيست و تلاش ميکند تا از حاکميت و تماميت ارضي خود در برابر گروهکهاي تروريستي دفاع کرده و آشوبهاي مُخل امنيت داخلي را مديريت کند. صادر کنندگان اين قطعنامه درحالي پيروزي خود را عادلانه ميدانند که هنوز ردپاي عدالت شان! در سينههاي مجروح کردهاي حلبچه وجود دارد و عوارض بمبهاي شيميايي که به صدام حسين دادند هنوز جان مي گيرد. شوراي حقوق سازمان ملل متحد در حالي درباره موضوعات داخلي و اغتشاشات در ايران نشست فوري تشکيل داده و نگران کودکان ميشوند که کمي آن طرفتر از ايران، کودکان يمني آنقدر گرسنه ميمانند که ميميرند! اروپا و آمريکا در حالي فشارهاي ترکيبي خود را عليه جمهوري اسلامي تشديد کرده و در پي تنوع بخشيدن به آن هستند که از چهل سال ايستادگي اين کشور در برابر فشارها، نياموختهاند و اين اشتباه محاسباتي را بار ديگر عليه ايران تکرار ميکنند. واقعيت آن است که نه جمهوري اسلامي ايران و نه هيچ کشور مستقل و آزادي در جهان، اجازه تشکيل و دخالت کميتههاي حقيقتياب جعلي را که بيشتر در پي فشار هستند، نميدهد اما پرسش آن است که اگر در همين کميته حقيقتياب و بر فرض محال، حقيقت، حقانيت جمهوري اسلامي ايران بود، آيا غرب جسارت اعلام آن را خواهد داشت؟ يا حقيقت تا زماني محترم است که در راستاي منافع آن ها تعريف شود!؟ افزايش فشارها عليه جمهوري اسلامي ايران در مقطع کنوني، در راستاي تکميل پازل شومي است که رژيم صهيونيستي براي منطقه چيده و در اين پازل ايراني متحد و يکپارچه و مقتدر بايد به ايران تکهتکه شده و ضعيف و در جنگ تبديل شود. در راستاي اين هدف، هر دروغ و نيرنگ و ابزاري ميتواند به کار آيد و استفاده شود.