سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با بسيجيان در برگيرنده محورهاي کليدي و راهبردي است که بخشي از آن مربوط به سياستهاي هژموني آمريکا در منطقه غرب آسياست. توجه به تجربه ايران در طول سالهاي گذشته در مذاکره با کشورهاي غربي که منجر به توافقنامه برجام در سال 2015 ميلادي شد، نشان ميدهد که آمريکاييها به هيچ کدام از توافقنامههاي بينالمللي به ويژه آنچه مربوط به جمهوري اسلامي ايران است، پايبند نيستند از همين منظر است که رهبري انقلاب بر گرفتن تضمين از غربيها در مذاکرات اخير تاکيد داشتند. آمريکا در سال 2018 ميلادي با خروج از توافقنامه برجام بيش از 1700 تحريم عليه جمهوري اسلامي ايران اعمال کرد. از اين منظر اطمينان به آمريکا و ادامه روند مذاکرات با غربيها در حقيقت نتيجهاي براي ايران و کشورهاي منطقه نخواهد داشت. غرب آسيا منطقهاي استراتژيک و به اصطلاح هارتلند جهان است از اين منظر آمريکاييها براي تسلط بر اين منطقه حساس دست به هر اقدامي ميزنند. اشغال عراق، بحرانسازي در سوريه، افغانستان، فلسطين و لبنان بخشي از سياستهاي تهاجمي آمريکا براي تسلط بر منطقه تلقي ميشود. به همين دليل با توجه به اينکه ايران در طول سالهاي گذشته همواره از رهگذر مذاکره با آمريکا تلاش داشت تا از سياستهاي تهاجمي آمريکا بکاهد و اهداف اقتصادي خود دست يابد اما متأسفانه مذاکرات نتيجه مطلوبي نداشته و تاثير مثبتي نيز بر عرصههاي رفاهي نداشته. به همين علت رهبر انقلاب اسلامي در ديدار اخير تاکيد کردند که از دشمن نبايد غافل مانده. محور ديگري که رهبر معظم انقلاب اسلامي به آن اشاره کردند در اين ارتباط بود که ايران از رهگذر مذاکره با آمريکا نميتواند مشکلات داخلي خود را حل کند و با تاکيد بر انسجام و وحدت ملي است که مشکلات ايران حل خواهد شد. از اين منظر محورهاي سخنان مقام معظم رهبري نقشه راهي براي دولتمردان ايران است تا در پرتوي اين سخنان بتوانند ضمن اينکه به آمريکا باج ندهند با تکيه بر امکانات و ظرفيتهاي داخلي و بومي کشور را از شرايط فعلي خارج کنند و ايران به مرحلهاي از پيشرفت و ترقي برسد که نيازي به ايجاد گفتمان يک سويه با آمريکا و غرب نداشته باشد. ايران با تکيه بر امکانات بومي خود در جهت ايجاد توسعه پايدار گامهاي بلندي بردارد تا بتواند از نظر داخلي نوعي رضايت عمومي را ايجاد کند.