ارمغان واحدهاي صنعتي استان مرکزي
در روزهاي اخير برخي شهروندان اراکي در حالي مجبورند بوي نامطبوعي را در شهر استشمام کنند که هنوز هواي اين کلانشهر آنقدر سرد نشده که شاهد مازوت سوزي در شهر باشيم، اما در چند روز گذشته مردم مناطق مختلف اراک از بوي نامطبوع شهر گلايهمندند. بر اساس گزارش شهروندان در مناطق مختلفي از جمله انتهاي هپکو، حافظيه، فاطميه، معلم، مصطفي خميني، جهرم و... اين بو تا پاسي از شب استشمام ميشود. به گزارش ايلنا، با بررسيهاي صورت گرفته مشخص شد که منشا اين بوي نامطبوع، ترکيبات آلي فرار است که توسط يکي از واحدهاي صنعتي مستقر در شهرکها و نواحي صنعتي استان مرکزي توليد شده و به سرعت انتشار يافته است. بايد عنوان کرد که ترکيبات آلي فرار مواد شيميايي هستند که به سادگي بخار و تبديل به گاز ميشوند و در ساختمان آنها اتم کربن وجود دارد. اين ترکيبات در برخي از فرآوردهها وجود دارند يا در فرايند برخي از فرآوردهها آزاد ميشوند. همچنين برخي از آنها ميتوانند با ساير گازها و آلايندههاي درون هوا واکنش ايجاد کنند و مواد زيان بار ديگري به وجود آورند. برخي از ترکيبات آلي فرار به خودي خود زيان بار هستند. تنفس ترکيبات آلي فرار ميتواند باعث تحريک چشمها، بيني و گلو شوند، اشکال در تنفس و همچنين تهوع ايجاد کنند، به دستگاه عصبي مرکزي و ساير اندامها آسيب بزنند و يا حتي سرطانزا باشند. البته بايد در نظر داشت که تمامي ترکيبات آلي فرار اثرات زيان بار بر سلامت را ايجاد نميکنند، اما بسياري از آنها چندين اثر زيان بار بر سلامت دارند. حميدرضا مهاجراني ،مديرعامل مؤسسه محيط زيستي بوم فناوران مرکزي نيز در اين رابطه گفت: موضوع آلودگي هواي اراک در روزهاي اخير، علاوه برآزار شهروندان به علت استنشاق بوي نامطبوع، از چند جهت ديگر نيز مردم و فعالان حوزه محيط زيست را نگران و ناراحت کرده است. مديرعامل مؤسسه محيط زيستي بوم فناوران مرکزي اظهار داشت: موضوع ديگر، خطرات جدي اين آلودگي براي سلامت شهروندان است که متأسفانه از سوي مسئولان ذيربط استان مرکزي از منظر بهداشت عمومي و محيط زيست انساني هشدارهاي لازم در اين باره، ارائه داده نشد. مهاجراني تصريح کرد: از جمله خطراتي که لازم است در مورد آلودگيهاي هيدروکربني حاصل از مواد نفتي، اطلاعرساني شود، اين است که آنها ميتوانند باعث سردرد و سرگيجه در سطح وسيع شوند. از سوي ديگر اين ترکيبات ميتوانند باعث اختلال عصبي به نام «نوروپاتي محيطي» شود که شامل بيحسي در دستها و پاهاست. وي بيان داشت: ساير اين ترکيبات، تحت عنوان TPH ميتوانند بر روي خون، سيستم ايمني، ريهها، پوست و چشمها تأثيرات منفي بلند مدتي بگذارند. اميدواريم اين خطاهاي بزرگ، دوباره توسط مسئولان مربوطه تکرار نشود تا شهروندان استان مرکزي از نظر سلامت عمومي، احساس امنيت لازم را داشته باشند.
تهي شدن تمام آبخوانهاي کشور
مسعود اميرزاده کارشناس آب ضمن اشاره به اينکه مساله کمبود کميت آب در ايران هميشه وجود داشته است، اظهار کرد: مسائلي همچون تغييرات اقليمي، احداث سد، حفر چاه در دشتهاي ممنوعه و تهيسازي آبخوانها وهمچنين فعاليتهاي توسعه محورانه و برهم زدن پيکر آبخيز کشو از جمله عوامل مهم تاثيرگذار بر بحران کم آبي هستند. تغييرات اقليمي از جمله عواملي است که برايجاد وضعيت بحراني تاثيرگذاشته است. ما بر اثر تغييرات اقليمي ميزان قابل توجهي از بارشهاي ساليانه را ازدست دادهايم. الگوي بارشها تغيير کرده است و از بارشهايي که بهصورت برف بودند به بارانهاي مقطعي و سيلآسا تغيير کردهاند که اين مساله موجب ميشود تا قدرت نفوذ آب را از دست دهيم. اين کارشناس آب با تاکيد بر کاهش ميزان بارندگيها به مساله افزايش دماي کره زمين نيز اشاره کرد و گفت: با افزايش دماي زمين، هرآنچه که از بارش و ريزشهاي آسماني دريافت ميکنيم همچون سابق نميتواند در سطح زمين باقي بماند و به سرعت تبخير ميشود. وي در ادامه به برداشتهاي نامتوازن از منابع آبي به عنوان دومين عامل تاثيرگذار بر بحران کمآبي اشاره و اظهار کرد: ما معيارهاي گذشته در برداشت آب را برهم زديم. در دهه 40 بسياري از دشتهاي ما ممنوعه شده بودند اما براي بهرهبرداري از آنها بيش از 700 هزار چاه در آن دشتهاي ممنوعه احداث کرديم. عنوان مجاز يا غيرمجاز بودن اين چاهها چندان اهميت ندارد وقتي نتيجه نهايي آن مشترک است. در يک بازه زماني 50 ساله تمام آبخوانهاي کشور تهي شده است. اين آبها حاصل صدها هزارسال ذخيره کره زمين براي کارکردهاي خود زمين و بهنوعي ذخيره استراتژيک سرزمين ما بود ولي ما با بيمبالاتي از آنها استفاده کرديم. اميرزاده افزود: مساله برداشت بيرويه تنها به آبهاي زيرزميني ختم نميشود چرا که برداشت ما حتي از آبهاي سطحي نيز بيشتر از اجازه طبيعت بوده است. بخش مهمي از اين آبها مربوط به محيط زيست بوده و بايد در چرخه طبيعي قرار ميگرفت و به تالابها، مسيرهاي جنگلي و مرتعي ميرسيد تا طبيعت بتواند کارکرد طبيعي خود را داشته باشد.