اگر ترس از تاريکي باعث ميشود فعاليتهايتان را محدود کرده، از حضور در موقعيتهاي خاص خودداري کنيد و بهدليل نبودن نور اضطراب بگيريد، شايد دچار «نيکتوفوبيا» باشيد. دانشمندان دريافتهاند که تاريکي نوعي پاسخ وحشتزا در مغز ايجاد ميکند که باعث ميشود مادهاي شيميايي آزاد شده که باعث ميشود فرد بيشتر از حالت عادي احساس اضطراب کند، برخي افراد ميتوانند آن را آرام کنند، اما برخي ديگر قادر به اين کار نيستند و بزرگش ميکنند و در نتيجه ترس شديدي به آنها دست ميدهد. علاوهبر تغييرات مغز که در غياب نور رخ ميدهد و باعث افزايش اضطراب ميشود، ترس از تاريکي ممکن است با ترس از خشونت يا حمله مهاجمان احتمالي ارتباط داشته باشد، يعني چون فرد در تاريکي جايي را نميبيند، تهديدهايي احتمالي را تصور ميکند که ممکن است در تاريکي پنهان شده باشند، بنابراين مهمترين علت ترس از تاريکي بهخود آن مربوط نيست، بلکه بهخاطر خطرات ناشناخته پنهان در آن است، به همين دليل سازندگان فيلمهاي ترسناک اغلب از تاريکي براي ترساندن بينندگان استفاده ميکنند. ناامني و نداشتن اعتمادبهنفس نيز ممکن است علل ترس از تاريکي باشند، بهخصوص اگر فرد هنگام تنهايي از تاريکي بيشتر ميترسد. نشانههاي نيکتوفوبيا از فردي به فرد ديگر و با توجه به شدت آن متفاوت است، گاهي ممکن است در حد دلهرهاي خفيف باشد و گاهي به حملات پانيک يا هراس يا نشانههاي فيزيکي منجر شود. اختلال خواب يکي از پيامدهاي نيکتوفوبياست، اگر ترس از تاريکي درمان نشود، ممکن است فرد مبتلا با پيامدهاي آن مواجه شود، گاهي ممکن است فرد از مشارکت در برخي فعاليتهاي اجتماعي يا حتي سرگرميهايي مانند سينمارفتن يا قدمزدن شبانه اجتناب کند. ترس از تاريکي را ميتوان به دو صورت خانگي و تخصصي درمان کرد، يکي از درمانهاي خانگي پيداکردن عبارتي براي کاهش اضطراب است، در اين شيوه فرد بايد جملاتي مانند «تاريکه اما من در امانم» را با خودش تکرار کند، فرد بايد تمرينات تمدد اعصاب مانند تنفسعميق انجام دهد، در تاريکي بر تصاوير مثبت تمرکز کند و تمرين آرامسازي پيشرونده عضلاني انجام دهد. درمان فوبياهاي خاص مانند نيکتوفوبيا تقريبا 90درصد موفقيتآميز بوده و بسياري از روشهاي درمان اين فوبيا از درمان شناختيرفتاري استخراج شدهاند.