هادي مقدمدوست، کارگردان سينما معتقد است براي بعضي فيلمها 100 ثانيه هم زياد است و او فيلمهايي را ديده است که حتي ممکن بود حوصله مخاطب از همان صد ثانيهشان هم سر برود! هادي مقدمدوست، کارگردان سينما در آستانه برگزاري مجدد جشنواره فيلمهاي صد ثانيهاي، در گفت وگو با مهر درباره فيلم کوتاه گفت: براي بعضي فيلمها 100 ثانيه هم زياد است، شايد باور نکنيد اما فيلمهايي را ديدم که حتي ممکن بود حوصله آدم از همان فيلم صد ثانيهاي هم سر برود. ميخواهم بگويم صد ثانيه يک فرصت براي کشف استفاده از زمان است. زمانبندي فيلمهاي کوتاه و بلند غالباً محدوديتي ندارد. مثلاً شما ميتوانيد فيلم 10 دقيقهاي و يا 25 دقيقهاي بسازيد و فيلمتان را به جشنوارههاي فيلم کوتاه ارائه دهيد. در فيلم بلند هم همينطور است فيلمتان ميتواند 80 دقيقه و يا 90 و 120 و حتي بيشتر باشد. يعني آنجا براي زمان محدوديت زيادي وجود ندارد اما فيلم صد ثانيهاي تجربه فهم وقت است. مثل يک خنثيکننده بمب که بايد در صد ثانيه با تمرکز بالا کار انجام دهد. او از زمان نهايت استفاده ميکند؛ با قدرت ذهني خارقالعاده. فيلم صد ثانيهاي محل بروز قدرت خارقالعاده ذهن براي انجام يک کار کاملاً ظريف مثل مينياتور است.کارگردان سريال تلويزيوني «سرباز» در پاسخ به اين سوال که ساخت فيلم کوتاه چه کمکي به فيلمسازان در ابتداي راه فيلمسازيشان ميکند، گفت: جوابهاي نو و تکراري براي اين پرسش تاکنون زياد بوده، از اهميت تجربه کردن و آموختن و ايجاز و کشف قواعد و سياقهاي فيلمسازي براي يک علاقهمند. حالا بايد يک حرفي بزنم که به زعم خودم به خواندنش بيارزد و هم باعث شوق خواننده شود و هم حرف واقعي باشد؛ «فيلم ساختن جرأت ميخواهد». اين را در خيلي از افراد ديدهام که جرأت فيلم ساختن ندارند اما عاشق فيلم ساختن هستند؛ شايد يکي بگويد اين ديگر چه مرضي است؟ اما واقعيت دارد و خيلي هم فراواني دارد.مقدمدوست افزود: به عقيده بنده فيلم کوتاه ساختن به فيلمساز جرأت ميدهد. فيلمسازي براي فيلمساز اصولاً امري شفابخش است و فيلم کوتاه و به ويژه فيلم 100 ثانيهاي که ساخت آن دنگ و فنگ کمتري دارد و ميشود سالانه چند تا از آن را ساخت، باعث بهبود حال روحي فيلمساز نسبت به فيلمسازي ميشود. جمله خلاصه شده من اين است؛ هر وقت از فيلم ساختن ترسيديد يک فيلم 100 ثانيهاي بسازيد. مطمئن باشيد فيلم درجه يکي از آب در ميآيد. هادي مقدمدوست در ادامه در پاسخ به سوالي درباره تأثير جشنوارههاي فيلم کوتاه و حضور در آنها در ادامه مسير فيلمسازان، با بيان اين نکته که جشنواره بر خلاف نظر خيليها که گمان ميکنند يک امر زينتي و يا يک اسرافکاري محض است يک نياز واقعي براي فيلمسازان است، اظهار کرد: اين واقعاً نياز به توضيح ندارد که يک فيلمساز لازم است که اسم و رسمي به هم بزند. شايد گفتن اين حرف به صراحت قدري باعث سرخ شدن لپ آدم و خجالتشان بشود، اما فيلمساز براي موفق شدن نياز دارد معروف باشد. اين سرشت فيلمسازي و عرصه نمايش است. متأسفانه نميشود در اين کار از گمنامي لذت برد. فيلمسازي احتياج به شهرت دارد و جشنوارهها اين کمک را تا حد زيادي به فيلمسازان ميکنند. اصطلاح رسميتر اين شهرتبخشي، واژه معرفي کردن است. اگر مايل باشيم ميتوانيم از لفظ معرفي کردن هم استفاده کنيم. فيلمسازان در جشنوارهها معرفي ميشوند و جايزه، سند با استعداد بودن آنها و باعث اعتبارشان است.کارگردان فيلم سينمايي «عطرآلود» در ادامه با اشاره به اين نکته که امروز در سينماي ايران بيشتر از هميشه مشکل فيلمنامه دارد خودش را نشان ميدهد گفت: فيلمهاي کوتاه بسياري را ديدهام که از حيث تکنيک و فيلمبرداري درجه يک هستند و اين حاصل تکنولوژي جديد در امر فني تصوير و صدا و جلوههاي ويژه است. يعني فيلمها سر و وضع مرتب و شيک و خوبي دارند، خيلي هم خوشساخت هستند، اما داخل فيلم و در داستان فيلم خبر چنداني نيست. از قضا قبلترها که فيلمها آماتوريتر بودند، فيلمنامهها قويتر بود. به نظرم مهمترين جايزه جشنوارههاي فيلم کوتاه، جايزه فيلمنامه است، حتي از کارگرداني هم مهمتر. واقعاً پيشنهادم اين است که جايزه فيلمنامه از همه جايزهها سنگينتر باشد.