مهدي تاج به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال ايران وعدههاي زيادي داده و در مورد استفاده از تکنولوژي کمک داور ويدئويي در نيمفصل دوم ليگ برتر وعدهاش در مورد کمک داور ويدئويي بعيد است محقق شود. VAR چيزي نيست که نصب کنيد و در پايان بازي جمع کنيد و دوباره در بازي بعدي هم اين کار را تکرار کرد. اين سيستم يک امکانات سختافزاري و نرمافزاري است که نصب ميشود. چهار داور ويدئويي نشستند و با ديدن مسابقه به داور اول مسابقه مشاوره ميدهند. به غير از فولاد خوزستان و ذوبآهن ديگر باشگاهها مالک ورزشگاه نيستند و مسلما نميتوان از آنها انتظار داشت تا هزينهاي براي ورود و نصب اين تکنولوژي بپردازند. فوتبال ما اصلاً حرفهاي نيست. مشکل اصلي براي بهرهمندي از VAR هم سر همين حرفهاي نبودن است. اگر بنا را بر اين بگذاريم که بخش خصوصي هم ورود کند، اين بخش با کدام سرمايه ورزشگاه بخرد و سيستم کمک داور ويدئويي را نصب کند. در حقيقت يک شتر گاو پلنگ را در فوتبال ايران مشاهده ميکنيم. يعني تکليف معلوم نيست و تناقض در موضوع VAR موج ميزند. آن روزي که امثال روساي فدراسيون فعلي شعار ميدادند نميدانستند عمق قضيه چيست. آنها که مدعي آوردن اين تکنولوژي بودند يا ميگفتند جلوي محروميتهاي ادامهدار را ميگيريم از خيلي چيزها بيخبر بودند. VAR چيزي نيست که بتوان ذرهاي از آن را وارد فوتبال ايران کرد و بقيهاش را نياورد. شايد منظور از يک ذره اين است که دوربينهاي ويدئويياش بيايد و ذره بعدي اين است که باشگاهها ورزشگاهدار شوند، ذره بعدي ورود نرمافزار آن است و ذرههاي ديگر هم به مرور وارد شود. موضوعي که وجود دارد و به آن بايد اطمينان داشته باشيم اين است که اصلا موضوع ورود VAR به فوتبال ايران يک بهانه است. عدهاي موجي را به راه انداختهاند و عليه قضاوتهاي داوران هستند. با ورود VAR هم آنها بهانههاي جديدي ميتراشند. ميگويند چرا زمين کوچک است؟ چرا قد داور کوتاه يا بلند است و الي ماشاا... بهانه ميتراشند. در فوتبال آماتور اين حرفها و اين سخنها مطرح ميشود. در عين حال استفاده از سيستم کمک داور ويدئويي يک موضوع اجتنابناپذير است. در دنيا استفاده ميشود و کمک کرده به يک قضاوت نسبتا کمنقص، هرچند بعد از ورود اين تکنولوژي هم حرف و حديثها تمام نميشود. با شرايط کنوني ورود VAR به ايران خيلي دشوار است. باشگاهها خصولتي هستند و مالک ورزشگاهها نيستند و زير بار هزينه نصب VAR هم نخواهند رفت. VAR قضاوتها را اصلاح ميکند و آن قدري که براي اصلاح داوري مفيد است براي باشگاهها نيست. اين سيستم ضريب خطاي داوران را کاهش ميدهد، اما فراموش نکنيم هيچ داوري عاري از خطا نيست. در برخي بازيهاي اروپايي هم داوران گاهي دچار اشتباه ميشوند و خطاهايي را نميگيرند، اما داوران ما آن خطاها را ميگيرند. بالعکس اين موضوع هم صدق ميکند. با وجود VAR هم امکان اشتباه وجود دارد، اما استفاده از اين تکنولوژي ضرورت دارد، ضمن آنکه در ايران بايد فرهنگ فوتبالي ما درست شود. با آمدن اين تکنولوژي هم شاهد اعتراض به قضاوتهاي داوران خواهيم بود و بايد همه چيز در فوتبال ايران درست شود، در غير اين صورت با ورود VAR هم مشکلات به قوت خود باقي است.