مسعود يونسيان، استاد اپيدميولوژي دانشگاه علوم پزشکي تهران در رابطه با آمارهاي مرگ و مير منتسب به آلودگي هوا، گفته: برخلاف مرگ و ميرهاي کرونا يا مرگهاي ناشي از يک علت خاص که شمارش ميشوند، مرگهاي ناشي از آلودگي هوا محاسبه ميشوند، اين بدين معني است که به ازي يک واحد آلودگي هوا، يک تعداد مشخص به مرگ و مير افزوده ميشود، به طور مثال اگر 10 واحد به شاخص آلودگي هوا افزوده شود، تعداد مرگ و مير را در آن 10 واحد ضرب ميکنيم.او افزوده: موضوع ديگر اين است که وقتي ميگوييم افرادي در اثر علت مشخص فوت شدهاند، ميتوان به صورت مستقيم از آنها نام برد، اما مرگهاي در اثر آلودگي هوا را نميتوان به صورت مستقيم شناسايي کرد چرا که ما بر اساس يک سري محاسبات به اين تعداد رسيدهايم. مرگها قطعي بوده و اگرچه آنها را به آلودگي هوا منتسب کردهايم، اما يک به يک شمارش نکردهايم، بلکه بر اساس محاسبات و بر اساس نتايج مطالعات قبلي و انتظاراتي است که بر اساس افزايش يا کاهش شاخصها برآورد ميکنيم.مدير گروه پژوهشي روششناسي مطالعات و تحليل دادههاي پژوهشکده محيط زيست دانشگاه علوم پزشکي تهران اظهار کرده: وقتي مرگها را محاسبه ميکنيم، نميتوان دقيق آنها را شمارش کرد و از سوي ديگر يک عدم قطعيت نيز در آن وجود دارد به اين علت که ممکن است طرز محاسبه آلايندگي هوا متفاوت باشد. مثلا دادههايي که از ايستگاههاي سنجش آلودگي هواي شرکت کنترل کيفيت هواي تهران اخذ ميشود با دادههايي که از ايستگاههاي سازمان محيط زيست اخذ ميکنيم ممکن است متفاوت باشد و اين ايستگاهها امکان دارد در جاهاي متفاوتي باشند و غلظتهاي متفاوتي از آلودگي را ثبت کنند. از سوي ديگر يک نفر ممکن است، ميانگين آلودگي را بر مبناي جمع ميزان آلودگي ايستگاهها تقسيم بر تعداد ايستگاه محاسبه کند و يک فرد ديگر ممکن است بر اساس يک مدل آماري ديگر اين آمارها محاسبه کند.او تأکيد کرده: در نتيجه شيوههاي محاسبه، وزن دادهها و ضرايبي که بر اساس آن محاسبه را انجام ميدهيم کاملا در نتايج دخيل هستند لذا اينکه نهادي قبلا تعداد اين مرگها را در پايتخت سالي 4 هزار نفر و نهادي ديگر در يک سال ديگر 6 هزار نفر محاسبه کرده است را لزوما نميتوان به آن افزايش آمار مرگهاي انتسابي گفت، چرا که اين ممکن است ناشي از تغيير پارامترهايي باشد که ما براي محاسبه اين مرگهاي انتسابي به کار بردهايم.استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران در ادامه با بيان اينکه در علم سلامت اصطلاحي به نام دروکردن وجود دارد، گفته: همانطوري که در يک مزرعه داس بر ميداريم تا گندم دروکنيم، معمولا دستهها و خوشههاي بلندتر و بزرگتر درو ميشوند، خوشههايي که در سطحي پايينتر از داس ما قرار دارد درو نميشوند، لذا آلودگي هوا هم يک انسان جوان سالم و قبراق را نميکشد. آلودگي موجب فوت زودرس ميشود و مثلا يک فردي يک بيماري زمينهاي قلبي و تنفسي دارد و اگر قرار بود که مثلا تا 10 سال ديگر زنده باشد در اثر اين آلودگي هوا مرگ او زودتر رخ خواهد داد. لذا افرادي در اثر آلودگي هوا فوت ميکنند که انتظار داشتيم در يک آينده نزديک فوت کنند و اکنون به دليل آلودگي هوا مرگ آنها جلو افتاده است.او ادامه داد: معمولا افرادي که در مرز سلامت خود با بيماري قرار دارند، بيشتر احتمال دارد که آلودگي هوا موجب مرگ آنها شود. در صورتي که غلظت آلودگي افزايش پيداکند مانند اتفاقي که در 1962 در لندن رخ داد و غلظت آلودگي 100 برابر شد و در نتيجه تعداد بسيار زيادي از افراد فوت کردند که هيچگونه بيماري زمينهاي نداشتند. در زماني که غلظت آلايندگي زياد نيست معمولا افرادي فوت ميکنند که دچار بيماري زمينهاي هستند و ممکن است علت نهايي و مستقيم مرگ آلودگي هوا نباشد. اين موضوع در مورد کرونا و عفونت بيمارستاني نيز وجود دارد.به گفته او: کارکردن با دادههاي بهداشتي ظرايف خود را دارند و اگر کسي به اين ظرايف واقف نباشد، ممکن است نتايج درستي حاصل نشود. با اين حال اين نتايج محاسباتي که در مورد مرگهاي منتسب به آلودگي هوا وجود دارد به واقعيت نزديک است و از سوي ديگر عدد عجيبي هم نيست.