حادثه دردناکي که اخيراً در حرم احمدبن موسي (شاهچراغ) رخ داد، نتيجه وجود يک توطئه بينالمللي براي ايجاد تقابل بين مذاهب مختلف اسلامي در ايران بود. اقدامات اخير در ايران و حمله به برخي اماکن انتظامي نشان ميدهد اين اقدامات غيرقابل توجيه برآيند سناريوهايي است که از قبل براي ايران طرحي شده است. هدف قدرتهاي استکباري اين است که سناريو سوريه را در ايران مشابهسازي کرده و شرايطي را فراهم آوردند که ايران از تأثيرگذاري در رخدادهاي منطقه و جهان خارج شود و به کشوري غيرتأثيرگذار تبديل شود. اين برنامه از ابتداي پيروزي دموکراتها در ايالات متحده طراحي شد. به موازات اين اقدام 260 شبکه ماهوارهاي فعال که از سوي صهيونيستها، آمريکاييها، غرب و عربستان سعودي تغذيه مالي ميشوند فعاليت خود را به صورت هماهنگ از يک اتاق فکر مشترک براي به آشوب کشيدن داخل ايران آغاز کردند. اين رسانهها را بايد ناتوي آمريکا و رژيم صهيونيستي تلقي کرد. جريانسازيهايي که رسانهها در طول هفتههاي اخير انجام دادند در هيچ مرحلهاي از تاريخ وجود نداشته و اين موارد نشان ميدهد چنين سناريويي با شرکت اتاقهاي جنگ رواني غربيها صورت گرفته است و هدف
آنها ضربه زدن به ايران و محور مقاومت بود. خوشبختانه ملت هوشمند ايران از همان ابتدا صفوف خود را از افرادي که ديگر معترض نبودند، جدا کردند و موجب شدند معترضنماها به حاشيه رانده شوند. از اين منظر فاز دوم را در دستور کار قرار دادند و حمله به شاهچراغ تکميل پازلي بود که آنها در برابر تهران چيده بودند که قربانيان و شهداي آن جمعي از زائران بيگناه بودند. از اين منظر بايد نوعي خطکشي بين معترض نماها و کساني که مطالبات مشروعي دارند صورت بگيرد. ضمن اينکه دستگاه ديپلماسي و سازمانهاي فرهنگي ايران هم بايد در ارتباط با تقابل با جريانهاي رسانهاي ناتو برنامهريزي کرده و ضمن ارائه سازو کارهاي جديد و تعريف يک راهبرد رسانهاي در آينده تحريکات اين رسانهاي ناتو را خنثي سازند. از اين منظر ايران اکنون وارد مرحله جديدي از تاريخ شده است و بعد از 7 هفته ناآرامي ايران به اوضاع مسلط شده است. اکنون جمهوري اسلامي ايران بايد در سياستهاي فرهنگي خود و در ارتباط با کشورهاي خارجي تغييراتي را در سياستگذاريهاي خود ايجاد کند.