مواجهه دولت با پديده مهاجرت نخبگان امتياز محور است. در اين معنا که به نخبگان امکانات ميدهند و شرايط تحصيل و تدريس آنان را فراهم ميآورند، مجوزهاي فعاليت علمي از جمله شرکتهاي دانشبنيان و وام در اختيارشان قرار ميدهند تا مجاب شوند که در ميهن خود بمانند و به خدمت به جامعه بپردازند. اين درحالي است که بايد بررسي کرد که اين امتيازات تا چه ميزان پاسخگوي جايگاه علمي نخبگان است و اين شرايط ميتواندشان و جايگاه علمي و شخصي آنها را پوشش دهد؟ همچنين اگر نخبهها اين امتياز را پذيرفت که با گرفتن اين تسهيلات درکشور بماند آيا آن امکانات درحدي است که در مقايسه با شرايطي که خارج از کشور براي آنها فراهم است، آنها را اقناع کند که در ايران بماند؟ به نظر ميرسد اينگونه نيست و مسأله بزرگتر از اين حرفهاست. زيرا اگر موقعيت شغلي و مالي مناسبي براي نخبگان در داخل کشور فراهم شود، نميتوان به سادگي موقعيت علمياي در خارج از کشور ميتوانند داشته باشند را براي آنان فراهم کرد. مريم ميرزاخاني وقتي به آمريکا رفت به لحاظ تخصصي که داشت جايگاه ويژهاي براي او قائل شدند و او توانست به لحاظ شخصي سودمندي خود را بالابرد و جايگاه علمي خود را ارتقا دهد. از اين منظر اگر قرار است شرايطي فراهم شود که نخبگان در ايران بمانند بايد به لحاظ علمي نيز روند رشد علمياي که براي آنان در خارج از کشور فراهم ميشود در داخل کشور هم آن شرايط فراهم شود. بسياري از نخبگان به ايران بازميگردند اما در نهايت يک پست مناسب در اختيار آنها قرار ميگيرد که شبيه به ماشين امضاست! در حالي آنها به کشور بازميگردند که خدمت کنند. مشوقهايي که در اختيار نخبگان قرار ميگيرد، اقدام بسيار مناسبي از سوي دولت است و چنين اقداماتي تا حدودي از خروج نخبگان جلوگيري ميکند اما در آينده هم بايد شرايطي براي يک زندگي مطلوب مدنظر آنان در داخل کشور فراهم شود که ديگر تمايلي به زندگي در کشورهاي غربي نداشته باشند. بسياري از پزشکاني که در سالهاي اخير از ايران رفتهاند از درآمد خوبي برخوردار بودند اما حتما دلايل ديگر موجب مهاجرت آنها شده است. قشر فرهيخته جامعه به دنبال زندگي مناسب و استاندارد است و زماني که ميبيند که به هر علت آن سطح از زندگي اجتماعي مدنظرش براي وي فراهم نيست با وجود اينکه از درآمد خوبي هم برخوردار است، به خارج از کشور مهاجرت ميکند. از اين منظر بايد ديدي جامع به مسأله خروج نخبگان از کشور داشت و پديد آوردن امکانات و سپردن تسهيلات به آنان را نبايد به مثابه تمام کاري که براي آنها بايد انجام داد تا در کشور بمانند، دانست.
بادامچيان:
قوه قضائيه صريح و شفاف ابعاد اتفاقات اخير را بيان کند
دبيرکل موتلفه اسلامي گفت : قوه قضاييه صريح و شفاف ابعاد فتنه اخير و اقدامات فتنهگران را براي ملت بيان کند. اسدالله بادامچيان تاکيد کرد: اصل فتنه و طراحي آن عليه مردم قهرمان ايران و ميهن عزيزمان و اسلام انقلابي است، زيرا اين ملت به رهبري ولي فقيه ايران را به استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي رسانده و اقتدار و شکوه آورده و بايدن، دولت هاي استعماري اروپا و صهيونيستها اين فتنه را براي براندازي نظام طراحي کرده بودند. وي گفت: انتظار اين است که قوه قضاييه درمحاکمه حقوقي عاملان ومباشران فتنه، با اطلاع رساني صريح همگان را بي پرده از ابعاد فتنه، آگاه کند. دبيرکل حزب موتلفه اسلامي ادامه داد: اصل مدارا و رعايتهاي مبنايي و مصلحتي را در مجازاتها بايد بهکار برد اما در اطلاعرساني و بيان واقعيتها تساهل و تسامح جايز نيست. وي همچنين گفت: خانوادههاي شهدا وآسيب ديدگان اين فتنه از بايدن، مکرون، سران انگليس و عاملان و مباشران فتنه، شکايت کنند و قوه قضاييه با محاکمه آنان در جريان زيانهاي وارده اقدامات لازم را پيگيري کند. وي تصريح کرد: همه افراد و گروههاي سياسي مخالف يا غير مخالف داخلي که ندانسته آب به آسياب آمريکاييها و صهيونيستها ريختند بايد به صراحت مواضع خود را پس از آگاهي رسما اعلام کنند؛ زيرا به اندازه اشتباه در تشخيص فتنه در ايجاد مشکلات براي کشور مقصرند. بادامچيان اضافه کرد: آنان که پس از روشن شدن واقعيت فتنه، فتنهگري کنند، همدستان فتنه بطور عمد ميباشند و با قاطعيت بايد تحت پيگرد قانوني قرار گيرند.دبيرکل حزب موتلفه اسلامي گفت: اکنون که ثابت شده در فتنه هاي 78، 88،96، 98 و فتنه اخير بانيان و حاميان اصلي اين فتنه ها مستکبرين ديکتاتور و ضد حقوق بشر آمريکايي و اسراييلي و انگليسي هستند، ملت ميخواهد زمينه فتنهسازي براي هميشه پايان يابد و مسئولان ذيربط با قاطعيت و تدبير اقدام کنند. بادامچيان درباره برجام اظهار داشت: برجام پايان يافته و تحريم هاي آمريکا وغرب به صورت مضحکه در آمده است.وي افزود: آمريکا دچار سردرگمي است و از يک طرف پيام ميدهد از سوي ديگر تحريم ميکند . وي همچنين گفت: عقلاي دولتهاي اروپايي ميخواهند از وابستگي به آمريکا و اتحاديه اروپا رها شوند و به طور مستقل منافع خود را حفظ کنند؛ به ويژه آنکه اوکراين که رييس جمهور فريب خورده آن ازآمريکا اين همه مشکلات ومصائب براي قاره اروپا پديد آورد. بادامچيان افزود: منافع آمريکا در بحران هرچه بيشتر اروپا و وابستگي اين قاره به آمريکاست.وي اضافه کرد: در اينصورت، سياست اصولي ايران مي تواند به اروپايي ها بگويد که راهشان را در تحريم ها از آمريکا جدا کنند و منافع قاره سبز را درنظر بگيرند. دبيرکل حزب موتلفه اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود اظهار داشت: دولت محترم با تغيير برخي مديران اقتصادي نابلد و ضعيف، راه را براي حل مشکلات معيشتي جاري باز کند و دشمنان ايران و اسلام را از نقشه و فتنه ها به کلي نا اميد کند. وي تصريح کرد: همه توان آمريکا، صهيونيسم، غرب و مزدوران آنها در اين فتنه معلوم شد که تا چه اندازه فرسوده و کاهش يافته است و اجتماع برلين نيز نشان داد که ضدانقلاب فراري از ميهن درچه سطح نازلي قرار دارد.