تئوري رايزمن اعلام ميدارد که جوامع انساني در مسير تحولات سه مرحله را طي ميکند. اول جوامع سنتي و سنتگرا. دوم جوامع دنبالهرو، سوم جوامع خودمختار. جامعه ايران نيز از اين سه دستهبندي جدا نيست. درگذشته جامعه ايران سنتي و سنتگرا بود. به طوري که بايد در نهايت نام آن جامعه را جامعه ارباب -رعيتي ميگذاشتيم. جامعهاي که مردم آن به آنچه وجود داشت يعني سنتها و رسوم باور داشتند. درمرحله بعد جامعه ايران به گونهاي پيشرفت کرد که وارد مرحله دنبالهرويي شد. به طوري که طبقههاي روحاني و روشنفکر رهبران جامعه ايران بودند. در اين مرحله تحولات مختلفي در جامعه ايران در عرصههاي سياسي و اجتماعي پديد آمد. تمامي اين تحولات موجب شد جامعه ايران به مسير سوم حرکت کند. مسيري که ديگر دنبالهرويي از آرا و ارزشهاي مختلف در آن جايگاه گذشته را ندارد و نسلهاي برآمده از اين جامعه خود پيشرو هستند و خود را نه مردم بلکه شهروند ميدانند و براي خود حقوقي تحت عنوان حقوق شهروندي در برابر دولتها و حتي ساير شهروندان قائل هستند. به عبارت بهتر اين جامعه وارد مرحله خودمختاري شده است. برخي نسل جديد را خودمختار و علماي سياست نيز اين نسل را به نوعي نسلي آنارشيسم ميدانند. حال اينکه بعيد است نسل فعلي به بيقاعدگي و بيقانوني معتقد باشد آنها هرچند هنجارهاي مخصوص به خود را دارند اما به وجود ساختارها و قوانين براي اداره جامعه معتقد هستند. اين نسل معتقد است که جامعه و آينده را خواهد ساخت و درخواست دارد که براي حق تعيين سرنوشت به آنها جايگاه و در نهادهاي مختلف به آنها پايگاه داده شود. آنها به سازندگي مدرن اعتقاد دارند و نوع سازندگي فعلي که مربوط به دهههاي گذشته است را عملا مسيري در جهت پيشرفت نميدانند. واقعيت آن است که امروز به واسطه توسعه علمي در کشور حدود 14 ميليون نفر داراي تحصلات عالي در حال زندگي در جامعه هستند که در مورد اداره جامعه داراي انديشه و نظر منحصر به فردند. ساختارجديد در خواستههاي طبقه تحصيلکرده فعلي خلاصه نميشود حدود 6 ميليون نفر در ايران درحال تحصيل هستند که حتي نظرهاي بهشدت جديدتر از نسلي که در حال حاضر در دانشگاهها در حال تحصيل هستند، دارند. از اين جهت بايد نوعي گفتمانسازي بين نسل فعلي يعني دهههاي 50 الي 60 با نسل دهه 80 و حتي 90 ايجاد شود تا از ظرفيتهاي دو سويه براي پيشرفت کشور در حوزههاي مختلف استفاده صورت گيرد. ايجاد اين گفتمان موجب خواهد شد جامعه از بسياري از روشهاي دور از تدبير فاصله گيرد و مسائل خود را در چارچوب خردجمعي حل و فصل کند.