اظهارات اخير آقاي رئيسي در بحث بازنگري در قوانين و ضوابط حاکم بر مسائل فرهنگي، نتيجه و برآمده از شرايط سالهاي اخير است که بايد به چند بخش توجه خاص داشت. -1 هرچند اين سخنان ديرهنگام بود اما اگرمتناسب با واقعيتهاي اجتماعي باشد، ميتواند به عنوان اولين قدمهاي قابل توجه بهشمار آيد. -2 اين سوال از آقاي رئيسجمهور و مسئولين حال و گذشته کشور کماکان باقي است که چرا قوانيني در کشور وضع ميشود که قبل از آن، نياز افکار عمومي مورد مطالعه و آسيبشناسي قرار نميگيرد. تجربه تاريخي نشان داده که با استفاده از اقدامات سلبي نميتوان مردم را وادار به پذيرش الگوهاي فرهنگي کرد.-3 صرفنظر از ارزيابي سياسي که در صلاحيت افراد ذيصلاح و انديشمند در خصوص حوادث اخير است، از لحاظ آسيبشناسي سياسي با در نظر گرفتن اثرات منفي مديريت اقتصادي و فرهنگي و فشار به اکثريت جامعه عامل فرهنگي در واقع نقطه عطف و اتصال اثرگذاري تمام عاملها بايد تلقي شود که نتيجه آن بروز رفتاري است که نشانه از نارضايتي برخي از شرايط اقتصادي و فرهنگي کشور دارد. -4 حتما آقاي رئيسي و هيات همراه ايشان از خود پرسيدهاند که چرا موفقيتي حاصل نشده تا فرزنداني که بعد از انقلاب به دنيا آمدهاند به گونهاي آماده شوند که نظراتشان را جلب کنيم و از لحاظ رفتاري به آنها الگوهاي درستي داده شود. علاوه بر اينکه طاقت و توانايي پذيرش در آنها را فراهم کنيم. در واقع اين نوع واکنشها تجلي اعتراض به شرايطي است که مديران جامعه بايد مسئول آن تلقي شوند. -5 آيا اگر ما زمينه گفتمان اجتماعي و سياسي را از دو سه دهه گذشته به اين طرف با مردم و يا آن بخش از افرادي که مطالبه ميکردند، برقرار ميکرديم امروز در شرايط موجود قرار داشتيم؟ -6 مديران جامعه از جمله شخص آقاي رئيسي به خوبي ميدانند که براي اداره کشور نگاه جزيرهاي و جداسازي امور امري غيرمنطقي و ضد مديريتي است. اگر بحث بازنگري و آسيبشناسي شرايط موجود و روشهاي برون رفت از آن مطرح است بايد تا حد ممکن آب رفته به جوب بازگردد، اعتماد مردم ترميم شود، مطالبات مردم با احترام و کرامت طبق قانون اساسي مورد لحاظ قرار گرفته و تامين شود.