امروزه چاقي و اضافهوزن به يکي از مشکلات شايع در تمامي کشورها تبديل شده است که بهجز دريافت زياد کالري، عوامل مختلفي در ايجاد اين مشکل نقش دارند. علت اصلي اضافهوزن و چاقي، عدم تعادل بين کالريهاي دريافتي و کالريهاي مصرفي توسط فرد است. به عبارتي ميتوان گفت اضافهوزن نتيجه عدم تعادل بين غذاي مصرفي و فعاليت فيزيکي است. بهطورکلي، در اضافهوزن و چاقي مشکلاتي مانند دريافت زياد غذاهاي پرانرژي و پرچرب و کاهش فعاليت فيزيکي ناشي از طبيعت بيتحرک بيشتر مشاغل، تغيير سبک حملونقل و افزايش شهرنشيني وجود دارد. مصرف زياد غذاهاي پرکالري، بدون افزايش متناسب فعاليت فيزيکي، منجر به افزايش ناسالم وزن ميشود. کاهش سطوح فعاليت بدني نيز منجر به عدم تعادل انرژي و در نتيجه افزايشوزن ميشود. تغيير در الگوهاي رژيم غذايي و فعاليت فيزيکي اغلب نتيجه تغييرات محيطي و اجتماعي مرتبط با توسعه و کمبود سياستهاي حمايتي در بخشهاي سلامت، کشاورزي، حملونقل، محيط، فرآيند غذا، توزيع، بازاريابي و آموزش است. بهطورويژه، علل و عواملي مانند وراثت و ژنوميکس تغذيهاي نقش موثري در چاقي و اضافهوزن ايفا ميکنند. بيشتر عوامل هورموني و عصبي دخيل در تنظيم وزن، بهطور ژنتيکي تعيين ميشوند. اين امر شامل علامتهاي کوتاهمدت و بلندمدت است که سيري و تغذيه را تعيين ميکنند. نقايص کوچکي در بيان يا تداخل ژنها ميتواند بهطور قابلملاحظهاي در افزايش وزن دخيل باشد. بنابر اعلام دفتر بهبود تغذيه وزارت بهداشت، تعداد و اندازه سلولهاي چربي، توزيع منطقهاي چربي در بدن و RMR (ميزان متابوليسم استراحت) نيز تحتتاثير ژنها قرار ميگيرند. مطالعات دوقلوها نشان ميدهد که ژنها، 50 تا 70 درصد استعداد به چاقي را تعيين ميکنند. انتخابهاي تغذيهاي و شيوه زندگي ميتوانند ژنهاي چاقي را فعال يا غيرفعال کنند.
فعاليت فيزيکي ناکافي
عدم ورزش و شيوه زندگي عموما بيحرکت، همراه با پرخوري مزمن نيز از علل افزايش وزن هستند. طبيعت بيتحرک جامعه عاملي در افزايش مشکل روبه رشد چاقي است؛ بهطوريکه افراد کمتري ورزش ميکنند و زمان زيادي در فعاليتهاي با مصرف انرژي پايين، تماشاي صفحهنمايش مانند تماشاي تلويزيون يا فيلم، استفاده از کامپيوتر، انجام بازيهاي ويدئويي، نشستن در ماشين و رانندگي به محل کار يا مقصد صرف ميشود.
التهاب
بافت چربي بهطور فعالانه طيف وسيعي از سيتوکينهاي پيش التهابي و ضدالتهاب را ترشح ميکند. اثرات اين سيتوکينها عبارتنداز: عدم حساسيت به انسولين، هايپرليپيدمي، کاهش پروتئين عضلاني و استرس اکسيداتيو. دانشمندان ارتباط مستقيمي بين چاقي و بيماريهاي التهابي مانند اختلالات قلبيوعروقي، برخي سرطانها و ديابت نوع 2 يافتهاند. در انسانها پرخوري مزمن کليد التهاب را تحريک کرده و به افزايشوزن و مقاومت انسوليني منجر ميشود. به علاوه چاقي مرکزي با فاکتورهاي التهابي بهويژه CRP ارتباط قوي دارد. تغييرات ساده در رژيم غذايي و شيوه زندگي ميتواند التهاب مربوط به چاقي را تغيير دهد. موادغذايي مانند پرتقال ضدالتهاب هستند، در حاليکه خامه ممکن است پيش التهاب باشد. آنتياکسيدانها و اسيدهاي چرب غيراشباع امگا3 شدت التهاب را کاهش ميدهند.
محروميت از خواب
خواب کم، تنظيمات اندوکريني مربوط به گرسنگي و اشتها را تغيير ميدهد. بنابراين هورمونهاي موثر بر اشتها تحتتاثير قرار گرفته و ممکن است سبب دريافت زياد انرژي شوند. بنابراين محروميت مداوم از خواب ميتواند مقدار غذاي دريافتي را تغيير داده و در اپيدمي چاقي سهيم باشد. برخي افراد ممکن است کارشيفتي يا مواجهه با نور زياد در شب داشته باشند، اين کار ميتواند در ريتمهاي شبانهروزي اختلال ايجاد کرده و شيوع چاقي را افزايش دهد.
استرس
استرس عامل ديگري براي چاقي است. تحت شرايط استرسي، کورتيزول آزاد شده و سبب تحريک ترشح انسولين جهت حفظ قند خون در وضعيت ثابت ميشود. بنابراين اشتها افزايش مييابد.
طعم، مزه و اشتها
غذا و مزه آن، پاسخهاي لذتبخش را باعث ميشوند. تنوع بيپايان غذاهايي که در هرلحظهاي و با قيمت معقول در دسترس هستند، ميتوانند در دريافت کالري زياد، دخيل باشند؛ زيرا افراد زمانيکه انواع مختلفي از غذا به آنها ارائه ميشود، نسبت به زمانيکه فقط يک نوع غذا ارائه ميشود، بيشتر غذا ميخورند. بهطور طبيعي، وقتي غذايي مصرف شد اشتياق و علاقه به مصرف آن کاهش مييابد.
اندازه پرسهاي غذايي
پرخوري فعالانه تا حدي نتيجه اندازه بزرگ پرسهاي غذايي است. پرسها و کالريهايي که رستورانها و فروشگاههاي فستفود در يک وعده ارائه ميکنند، اغلب بيشتر از نيازهاي انرژي يک فرد براي کل روز است.
ترکيبات شيميايي
Obesogens؛ ترکيبات شيميايي بيگانه با بدن هستند که سبب اختلال در متابوليسم طبيعي چربيها شده و نهايتا منجر به چربي زياد و چاقي ميشوند. ميتوان اين ترکيبات را مختلکنندههاي اندوکرين ناميد. زيرا اين ترکيبات هموستازليپيد، ذخيرهسازي چربي و نقطه تنظيم متابوليک را تغيير داده، تعادل انرژي را مختل کرده يا تنظيم سيري و اشتها را جهت افزايش تجمع چربي و چاقي تغيير ميدهند. نمونههاي مشکوک از اين مواد در محيط و تهيه غذا، بيس فنول A و فتالاتها (نوعي مواد شيميايي صنعتي و آلي) هستند که در بسياري از پلاستيکهاي مورد استفاده در بستهبندي مواد غذايي يافت ميشوند. اين مواد به داخل غذاهاي فرآيند شده، منتقل شده يا در آنها ذخيره ميشوند.