گفتوگو یکی از شکلهای ایجاد تعامل میان افراد جامعه است و گسترش مهارت و آداب گفتوگو بخش مهمی از جامعهپذیری افراد را شکل میدهد. هر انسان، پس از تسلط یافتن به زبان مادری، نیاز دارد تا مهارت انتقال مفاهیم و ارائه درخواست یا شیوههای پذیرفتن و ردکردنِ خواستههای دیگران را نیز کسب کند. اهمیت این موضوع در برقراری روابط انسانی است که باعث شده است تا هنگام یادگیری یک زبان خارجی هم، پس از رسیدن به سطحی از تسلط، تکنیکهای گفتوگو و مذاکره به زبانآموزان یاد داده شود. درصد زیادی از آموزشها، از جمله آداب معاشرت، اعتماد بهنفس، احترام گذاشتن، فن گفتوگو و مذاکره کردن در دوره کودکی و در خانواده انجام میگیرد. در بسیاری از خانوادههای ایرانی پدر و مادر این امکان را برای فرزندان فراهم نمیکنند که خواستهها و مشکلاتشان را از طریق گفتوگو حل کنند. اگر خانوادهها هر چیزی را به سرعت در اختیار فرزندان نگذارند، آنها شیوه مستدل حرفزدن و گفتوگو کردن را یاد میگیرند، کسانی که از کودکی فنون گفتوگو را تمرین کرده باشند، در بزرگسالی میتوانند از این مهارت استفاده کنند. هنوز بسیاری از والدین به شکل سنتی و با فرمولهای قدیمی دارند فرزندانشان را تربیت میکنند. با این حال هستند خانوادههایی که در آنها پدرومادرها اجازه میدهند فرزندانشان ابراز وجود کنند. از طرفی، با کاهش تعداد فرزندان در خانوادهها، فرزندان فرصت و مجال بیشتری برای حرف زدن در خانه دارند. امروزه والدین با وجود مشکلات و گرفتاریهایی که دارند، وقت بیشتری برای فرزندان خود میگذارند. نمیتوانیم از این موضوع مهم غافل شویم که آگاهیهای والدین، بهخصوص مادران، بالا رفته است و این کمک میکند که فرصت بدهند تا بچهها صحبت کنند و خواستهشان را از طریق گفتوگو بهعنوان یک ابزار انسانی پیش ببرند، ولی به نظر میرسد رفتار غالب والدین با فرزندان بهگونهای است که اجازه نمیدهند این مهارت کسب شود، یعنی یا بهشیوهای خواستههای فرزند را بهسرعت تأمین میکنند یا آن را سرکوب میکنند. اعتماد به نفس همچون هر مهارت دیگری آموخته میشود، تمرین میشود و مدیریت میشود. کسانی که اعتماد به نفس دارند، تحسین میشوند و اعتماد دیگران را به خود جلب میکنند، افرادی ریسکپذیرند که با ترسهایشان روبهرو میشوند. اگر اعتماد بهنفس کم باشد یا در کودکی به هر دلیلی آسیب دیده یا کمرنگ شده باشد، در بزرگسالی هم نمیتوانند با استفاده از گفتوگو مشکلاتشان را حل کنند. افراد با اعتماد بهنفس پایین یا هنگام مباحثه از کوره درمیروند و با خشونت برخورد میکنند، یا واکنشهای انفعالی از خود نشان میدهند. ولی حالت سومی هم وجود دارد که حالت قاطعانه است، اینکه فرد بتواند بدون عصبانیت و با قدرت کلام و اعتماد به نفس خواسته خودش را در هر موقعیتی که هست، استاد، کارمند یا ارباب رجوع، مطرح کند. از میان عوامل اجتماعی مؤثر در شیوه تعامل میان افراد یکی هم میزان قدرت طرفین و جایگاه اجتماعی آنهاست. کارشناسان علوم اجتماعی بر این باورند که جایگاه اجتماعی افراد در شیوه سخنگفتن و همینطور انتخاب افراد از میان ابزارهای ارتباطیِ کلامی و غیرکلامیشان تأثیر دارد. گفتوگو در میان افرادی در جایگاههای مختلف اجتماعی (پزشک و بیمار، استاد و شاگرد، رئیس و مرئوس و …) گاه به تعاملی سخت و نفسگیر برای طرف ضعیف تبدیل میشود. همه ما که سخنگفتن را در خانواده میآموزیم، باید در کنار آن رفتارهای دیگری را هم بیاموزیم و باید بتوانیم اگر مشکلی داریم آنرا حل کنیم. اگر این عناصر در خانواده نهادینه شوند و در سطح جامعه هم گسترده شوند، بسیاری از مشکلات جامعه رفع خواهند شد. وظیفه دستگاههای آموزشی، آموزش و پرورش، مهد کودکها و صداوسیما در رواج چنین عادات رفتاری مهم است. افراد جامعه باید از کودکی بیاموزند که به قانون احترام بگذارند، یاد بگیرند که گذشت کنند و یاد بگیرند که میشود آرامش را حفظ کرد. آنها باید احترام گذاشتن و حفظ حرمتها و حریمها را یاد بگیرند و این کار وظیفه کسانی است که ابزارهای اطلاعرسانی در اختیارشان است و این یعنی، قبل از همه، صدا و سیما موظف است به این امر بپردازد.