وضعیت دریاچه ارومیه جالب نیست و این نکتهای نیست که نیاز به کتمان و بیان محتاطانه داشته باشد. بیاحتیاطی و عدم رعایت اصول علمی در برخورد با طبیعت، از جمله عواملی است که وضعیت دریاچه را به شرایط فعلی کشانیده است. همواره روی این نکته تاکید داشتهام که حرکتهای به اصطلاح کاربردی و طرحهای ضربتی در شرایطی راهگشا است که تسلط به سیستم در حد به معنی واقعی بالا باشد. تنها مهندسان سخت افزار به معنی واقعی خبره هستند که با عنایت به اشرافی که به کلیات و جزئیات عملکرد سیستم دارند میتوانند در آن دخل و تصرف کنند و خود البته معترفند که این دخالت نباید بیمنطق و بر مبنای جسارت صرف و ریسکهای بیمنطق باشد. اگر تخصص کم باشد و بینش ناقص، سیستم الکترونیکی به در هم ریختگی عملکرد خواهد انجامید. در حوزه کاری خود مختصر تجربهای دارم ولی به هیچ وجه خود را در آن حد نمیبینم که بخواهم در طبیعت دست ببرم. دانش من در این زمینه بسیار کم است و باید هنوز بیاموزم و به نهایت محتاط باشم. به نظر که آدم جسوری نیستم. اما ظاهرا هستند افرادی که در کشور ما جسورانه وارد دستکاری طبیعت میشوند. در خصوص شاهکار طبیعت در ایجاد دریاچه ارومیه حرف و حدیث بسیار میتوان گفت. به همین نمونه اشاره کنم که این دریاچه منبع خداداد نوعی جلبک تک سلولی است که هم از نظر علوم و هم از نظر ابعاد کاربردی از شگفتیهای طبیعت محسوب میشود. چند سالی میشود که کشور ما به فواید این جلبک آشنا شده است و شرکتهای زیادی برای کار روی آن داوطلب شدهاند. در برخی کشورهای دیگر این جلبک وجود دارد و سرمایهگذاری هنگفتی روی تولید و زادآوری و محصول گیری از آن شده است. این سرمایهگذاری البته مستلزم چند دهه کار علمی صرف و انتشار مقالات دانشگاهی بوده که هنوز هم ادامه دارد. در حال حاضر این جلبک از معدود نمونههایی است که در حال حاضر استراتژیک محسوب میشوند و مورد توجه جهان هستند. تعداد نمونههای استراتژیک معدود است و طبیعت اقیانوسی از این نمونه را در دریاچه ارومیه در اختیار ما قرار داده است. در واقع راه میانبر به معنی واقعی هوشمندانهای به ما معرفی کرده است. با داشتن این منبع خداداد به مراتب از دیگر کشورها جلو هستیم (بودیم) و میتوانیم (می توانستیم) با اتکا به آن گامهای بعدی را برداریم. به همان شکل که ذخایر عالی نفت و گاز داریم و با اتکای به آن، به استخراج و پالایش و فروش آنها دست میزنیم. در یک ارزیابی بسیار سطحی تجارت این جلبک میتوانست برای ما حداقل صدها میلیون دلار عایدی داشته باشد (بسیار کم ذکر کردم) و با کشاورزی برخی گیاهان زراعی نظیر برنج، گندم و دیگر گیاهان استراتژیک رقابت نماید. تنها استفاده هوشمندانه از این نعمت خداداد را لازم داشت. نعمتی که به جای خود باقی بود. آنچه بسیاری کشورهای دنیا حسرتش را میخورند. بههرحال با مشکلات فعلی دریاچه، علاوه بر بسیاری بهرهها، از این نعمت خداداد هم تقریبا محروم شدهایم. میلیاردها دلار از دست رفت و در این میان چند صد میلیون دلار به سبب از میان رفتن منبع استراتژیک این جلبک استراتژیک. با توجه به اینکه در بحران اقتصادی و درگیر معضل تحریمها هستیم این گونه اتلاف سرمایه را چطور باید ارزیابی نماییم؟ این نتیجه یک کار میان بر ضربتی است که قرار است مثلا ما را به چند میلیون دلار ثروت برساند؟