باز هم 28 مرداد ديگري رسيد. درباره آنچه در آن روز رخ داد بايداذعان داشت روشنفکران، فرهنگيان، معلمان، کارمندان و قضات ايراني حامي مصدق بودند چون به چند صفت مصدق اطمينان داشتند. يکي دستپاکي و درستکاري مصدق بود، دومي وطنپرستي او اما در اين ميان مسائل و مشکلاتي پديد آمد که موجب کمرنگ شدن آثار افتخارآميز مليشدن صنعت نفت ايران شد. دکتر مصدق بعد از سي تير- که يک قيام ملي او را به کار برگرداند- فکر ميکرد تمام ملت با وي هستند. حزب توده که تا پيش از سي تير غير از خرابکاري در کار مصدق و عليه او کار ديگري نکرده بود، از آن روز به بعد وقتي احساس کرد مصدق ديگر از آمريکا رويگردان شده، براي تخريب روابط ايران و غرب بهخصوص آمريکا که هدف دولت شوروي و حزب توده بود، با قدرت و نظم و با انسجام درونياي که داشت، وارد ميدان شد. در نتيجه بعد از سي تير هر يک از اين گروهها به زعم خودشان شروع به سهمخواهي کردند. در اين ميان افسران ارتش که بسيار به شاه نزديک بودند، از خودنمايي حزب توده بسيار نگران شدند. بعضي هم استدلال ميکنند حزب توده آنچنان قدرتي نداشت که بتواند کاري بکند، اما توانسته بود آنچنان قدرتنمايي بکند که تصور شود ميتواند کاري بکند. اين قدرتنمايي نهتنها افسران را نگران کرد بلکه روحانيوني که به بازگشت مصدق کمک کرده بودند را هم نگران کرد. عدهاي از بازاريان هم نگران شده بودند. از سوي ديگر دولت آمريکا هم که عوض شده و يک دولت جمهوريخواه دستراستي سرکار آمده بود، بهشدت ضدکمونيست بود و در داخل آمريکا جريان مککارتيسم را راه انداخته و خيليها را به کمونيست بودن متهم کرده بود. متاسفانه در چنين زماني مرحوم مصدق که ديگر فرمانده کل قوا هم شده بود براي تثبيت قدرت خودش 130 نفر از امراي تحصيلکرده ارتش را بازنشسته کرد و کنار گذاشت. آنها هم مانند هر انسان ديگري چنين اقداماتي را که در قالب ارتش ايران براي سرکوب توطئهگران؛ چه در کردستان، چه در وقايع خراسان و خوزستان انجام ميشد، در شأن خودشان نميديدند. آنها از يکسو نسبت به نفوذ کمونيستها نگران بودند و از سوي ديگر نسبت به منافع خودشان. از سوي ديگر با توجه به اينکه شاه را به مصدق ترجيح ميدادند، فرصت را غنيمت شمردند و تصميم به کودتا گرفتند. در اين اقدام افراد بسياري هم کشته شدند مانند رئيس کل شهرباني. بنابراين از مدتها پيش چنين اقدامي پيشبيني شده بود . مهمترين خطاي مصدق در اين جريان انحلال مجلس بود. مصدق با اين کار، اين بهانه را به کودتاچيان داد تا آنها اين مساله که مصدق مجلس را از بين برده است پس فرمان شاه ميتواند به تنهايي يک نخستوزير ديگر را بر سر کار بياورد را دستاويز مخالفتهاي خود بکنند.