امنيت با تمام ابعادش يکي از ضروريترين نيازهاي جامعه بشري در تمام ادوار است؛ نظير امنيت اجتماعي، امنيت نظامي، امنيت غذايي. اين مولفه هم نظير ديگر مولفههاي مربوط به جوامع با تحولات سبک زندگي انسان تغيير کرده به گونهاي که امروزه امنيت سايبري هم به ليست نيازمنديهاي انسان براي ادامه حيات اضافه شده است. امنيت انرژي ديگر مولفهاي است که يک دهه ميشود روز به روز بر اهميت آن اضافه و در برخي موارد هم منجر به دعواهاي سياسي و نظامي ميان کشورها شده است. در واقع با وجود پيشرفتهاي گوناگوني که در تامين نيازهاي بشر شکل گرفته است، همچنان موضوع تامين انرژي براي همه کشورهاي جهان در بالاترين اولويت قرار دارد. براي قدرتهاي بزرگ جهاني، به ويژه آمريکا، تامين امنيت انرژي جايگاه مهمتري را به خود اختصاص داده است به همين دليل سياستهاي سرمايهداري از مصرف سوختهاي فسيلي حمايت ميکند؛ چرا که بهرههاي اقتصادي قدرت بيشتري نسبت به مساله حفظ محيطزيست و توسعه پايدار دارد. همه کشورهاي صنعتي پيشرفته جهان به واردات انرژي وابسته هستند و نقش آن در حيات و سرنوشت کشورهاي صادرکننده نيز بسيار مهم است. براي نمونه در روسيه 20 درصد توليد ناخالص داخلي، 65 درصد درآمد ارزي و دستکم30درصد درآمدهاي دولت فدرال از محل صدور منابع انرژي بهدست ميآيد. رقمهاي نجومي فراواني هم در خاورميانه به سبب تامين انرژي در دنيا رد و بدل ميشود؛ در حقيقت بيش از 70سال است که خاورميانه و خليجفارس مهمترين منبع استراتژيک تأمين انرژي جهان به حساب ميآيد. بالغ بر 22 درصد واردات انرژي آمريکا، 36 درصد انرژي کشورهاي OECD (کشورهاي عضو سازمان همکاري اقتصادي و توسعه)، 40درصد انرژي مورد نياز چين، 80 درصد منابع انرژي موردنياز ژاپن و کره جنوبي و 60 درصد انرژي هند در سال 2006از اين منطقه تأمين شد. کانادا هم 45 درصد نفت وارداتي خود را از اين منطقه تأمين ميکند. در اين ميان چين و هند با بيشترين مصرف و نياز روزافزون از اهميت چشمگيري برخوردار هستند. اين کشورها تا سال 2030 بالغ بر80 درصد انرژي خود را بايد از خاورميانه و خليجفارس تأمين کنند. در کنار اين خريد و فروشها، ارزان بودن انرژي در کشورمان بيشک از اهميت تجديدپذيرها کاسته است. در واقع با شرايط موجود کدام انديشه موافق با محيطزيست ميتواند از اهميت استفاده از انرژيهاي تجديدپذير بگويد؟ تجربه ثابت کرده است استفاده از انرژيهاي تجديدپذير در کشورهايي رشد زيادي داشته است که به دليل کمبود انرژي از نرخ بسيار بالايي برخوردار بوده حال اين توصيه که نرخ انرژي را بالا ببريم تا راه براي توسعه استفاده از تجديدپذيرها باز شود هم اشتباه است؛ به هر حال بجز اهميت محيط زيست، شرايط مطلوب کشور در بهرهگيري از انرژيهاي تجديدپذير و اين نعمات خدادادي از يک سو و از سويي ديگر جريان تجديدناپذير بودن سوختهاي فسيلي، خود دليل قانع کنندهاي است که به اين نوع انرژي روي بياوريم. در واقع با اينکه سوختهاي فسيلي رو به اتمام است، اما ارزان بودن انرژي در کشور ما باعث شده است رفتار مناسبي در مصرف آن نداشته باشيم. به گفته پژوهشگران استفاده از انرژي تجديدپذير، منافع کوتاه، ميان و بلندمدت قابل ملاحظهاي را بههمراه دارد. امنيت عرضه انرژي، توسعه پايدار صنايع محلي، ايجاد اشتغال و پايداري زيست محيطي تنها بخشي از منافع اين انرژي است. لازمه استفاده از فناوريهاي انرژي تجديدپذير و توسعه بازارها، برطرف کردن موانع مالي، قانوني، مقرراتگذاري و سازماني موجود است. نخستين گام براي بهره گيري از تجديدپذيرها در کشور تغيير نگاه سرمايهداري است.