بستن
کد خبر: ۱۰۴۰۴۰۶

توسعه کشور با اما و اگرها

توسعه کشور با اما و اگرها
هادی حق‌شناس اقتصاددان

 

 

 

در ابتدا بايد يک تعريفي از توسعه کشور داشته باشيم و منظور از توسعه کشور ابعاد اقتصادي و از منظر صرف اقتصادي است. طبيعي است که توسعه رشد همه‌جانبه است. هم در عرصه سياسي، هم در عرصه فرهنگي و هم در عرصه جامعه‌شناسي. درواقع توسعه يک موضوع چندبعدي است اما موضوع بحث ما صرفا از منظر اقتصاد است. در دنياي امروز، کشورها منافعشان به هم تنيده است. به عبارت ديگر کشورها نمي‌توانند بدون همديگر به توسعه دست پيدا کنند. به عنوان يک مثال ساده همين ترکيه وقتي با روسيه چالش پيدا کرد و گردشگران روسيه به ترکيه نيامدند و يا اينکه صادرات محصولات کشاورزي خود را به روسيه انجام نداد، اقتصادش دچار اخلال شد. حجم صادرات و واردات کشورها تقريبا برابري مي‌کند واينگونه نيست که فقط صادرکننده باشند بلکه واردکننده هم هستند. چه اقتصاد آمريکا و چه اقتصاد چين و چه ساير اقتصادهاي بزرگ جهان. پس اگر بپذيريم توسعه اقتصادي کشورها يعني روابط تجاري کشورها با همديگر و بدون روابط تجاري، بدون بخش بازرگاني توليد کشورها تقويت نمي‌شود. به عنوان مثال اگر ما فرآورده‌هاي نفتي، نفت و پتروشيمي نفروشيم و کالاهايي که نياز داريم، وارد نکنيم کشور دچار مشکل خواهد شد. ما در عصري زندگي مي‌کنيم که بايد از تکنولوژي جديد استفاده کنيم. تصور کنيد مثلا الان از خدمات مخابراتي دنيا استفاده نکنيم. يعني به يکباره ارتباط کشور با دنيا قطع بشود، چه فاجعه اقتصادي ايجاد خواهد شد. در همين شهر گاهي اوقات که اينترنت قطع مي‌شود، مردم دچار مشکل مي‌شوند. اين توضيح را دادم که در عصر انفجار اطلاعات نياز داريم که با کشورها ارتباط داشته باشيم. برجام بزرگ‌ترين خدمتي که به اقتصاد ايران کرد اين بود که روابط را مجددا به شرايط نرمال برگرداند. گرچه سال‌هاي 94 تا 97 همه مسائل و مشکلات ما با دنيا حل نشد ولي روابط تجاري، روابط بازرگاني و حتي گردشگري به شرايط عادي برگشت. احياي برجام اگر هيچ سودي به حال کشور نداشته باشد، ديگر براي صادرات و واردات نياز نيست کشورهاي مختلف را دور بزنيم و نياز نيست نفت را چند دلار ارزان‌تر بفروشيم، نياز نيست از تکنولوژي‌هاي دست چندم در بخش صنعت استفاده کنيم و نياز نيست که نگران سهم‌مان در پارس جنوبي باشيم که کشورهاي عربي استخراج مي‌کنند و مسائلي از اين دست. احياي برجام قطعا بخشي از مسائل و مشکلات اقتصاد را حل مي‌کند منتها از دو جنبه حل مي‌کند. يکي از اين جنبه که بالاخره منابعي که زير پاي ملت است استخراج مي‌شود و در اختيار ملت قرار مي‌گيرد و سود دوم اينکه اينها صادر مي‌شود و درآمد ارزي آن صرف اتمام زيربناها خواهد شد. آنچه موجب نگراني برخي مخالفين است اينکه مي‌گويند در سنوات قبل که درآمد ارزي داشتيم به کجا رسيديم؟ آيا مثلا در سال‌هاي 84 تا90 که آن همه درآمد ارزي داشتيم، مشکلات کشور حل شد؟ مثلا در سال 90 که حدود صدميليارد دلار درآمد ارزي داشتيم رشد اقتصادي کشور زير چهار درصد بود پس چرا مشکل حل نشد؟ پاسخ اين است که اگر در کشور سوءتدبير، بي‌تدبيري وجود دارد آيا دليل بر اين مي‌شود که روابطمان را با دنيا تنظيم نکنيم؟ بگوييم چون فساد و سوءتدبير وجود دارد پس روابط اقتصادي خارجي هم ديگر به درد ما نمي‌خورد! البته اين نکته را قبول دارم که بخشي از بحران‌ها و چالش‌هاي جدي که کشور دارد مثل تورم‌هاي دورقمي، بحران صندوق بازنشستگي، بحران آب و خاک طبيعي است که ناشي از سوءتدبيري‌ها بوده و در اين ترديدي وجود ندارد اما نمي‌شود گفت چون بهره‌وري يا سوءمديريت وجود دارد پس فعلا برجام احيا نشود، چون حداکثر 20 تا 30 ميليارد دلار بيشتر درآمد ارزي نصيب کشور مي‌کند و اين ميزان مشکل اقتصادي کشور را حل نخواهد کرد. اين استدلال به نظر مي‌رسد که استدلال محکمي نباشد. شايد بخواهيم دلايل سياسي قوي‌تر بياوريم. مثلا سپر دفاعي کشور را با يک ابزار ديگر تقويت کنيم يا اصلا راهبرد دفاعي کشور ممکن است تغيير کند. آن يک بحث تخصصي ديگر است که در حوزه بحث ما نيست اما از منظر اقتصاد از هر تهديد و فرصت دنيا بايد براي اقتصاد کشور استفاده کرد. اگر مثلا امروز اوکراين و روسيه دچار مشکل هستند چنانچه براي ما نفع اقتصادي دارد که کالايي صادر کنيم و منتفع شويم، چرا چنين کاري نکنيم. البته به اين معنا نيست که شعله جنگ و تنش‌ها را افزايش دهيم بلکه از منظر اقتصاد دارم به قضيه نگاه مي‌کنم. فرصت بي‌نظيري براي کشور بود وقتي بعضي کشورهاي منطقه دچار مشکل شدند و بهره‌برداري اقتصادي انجام دهد. منظورم ترکيه با تمام استفاده‌هايي که از بحران‌هاي منطقه دارد انجام مي‌دهد، نيست اما بايد بپذيريم که ترکيه در همين بحران اوکراين و روسيه چه به لحاظ ديپلماسي سياسي و چه به لحاظ ديپلماسي اقتصادي دنبال منافع خودش است ولي ما در بحران‌هاي کشورهاي منطقه دنبال منافع اقتصادي نيستيم. وقتي قطر با همين کشورهاي عربي دچار مشکل شد، فقط آسمان ايران باز شد تا هواپيماهاي قطري عبور کنند ولي اينکه بتوانيم بخشي از کالاي مورد نياز آنها را تامين کنيم، عملا از اين فرصت، منافع مورد انتظار نصيب کشور نشد. خلاصه اينکه عدم احياي برجام يعني اخلال در بازرگاني کشور، اخلال در تردد کشتي‌ها چه نفتي و چه غيرنفتي، اخلال در ترانزيت کالاها، اخلال در بهبود ناوگان هوايي. مگر مسئولين مربوطه ذکر نکردند که تقريبا از يک چهارم ظرفيت موجود ناوگان هوايي داريم استفاده مي‌کنيم. چرا برجام احيا نشود تا ناوگان‌هاي زميني و دريايي و هوايي نوسازي بشود؟ درواقع احياي برجام مي‌تواند بخشي از مسائل کشور را حل کند اما ما هم مي‌دانيم که همه مسائل کشور مساله برجام نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی