بخشی از شعارهایی که همه مسئولان و مقامات در همه ادوار گفتهاند و بر پایه آنها از ملت رأی گرفتهاند تحقق پیدا نکرده و صرفا همانطور که از نامش نیز پیداست شعارهای انتخاباتی بوده است. حال اینکه تاچه میزان به این شعارها جامه عمل پوشیده شود امری است جدا که باید دید اساسا دولتها چقدر به این مساله همت میگمارند. هر چند که آنچه تاکنون مشاهده شده بخشی از شعارها و وعدهها به عمل و اجرا نمیرسند و لذا خیلی نباید به آنها دل بست و بحث و بررسی کرد. چراکه در طول تاریخ نیز هیچ مقامی نگفته که میخواهم برخلاف حقوق و مطالبات مردم عمل کنم. در نتیجه هر کس که به منصبی میرسد در وهله نخست از مردم خرج میکند که من آمدهام خدمتگزار همه مردم باشم که باید دید در عمل چه دستاوردها و راهکارهایی برای حل مشکلات و تحقق مطالبات مردم خواهند داشت. لذا آقای رئیسی در جایگاه رئیسجمهور وقتی صحبت از مردم میکند باید همه مردم را در نظر داشته باشد و پاسخگوی مطالبات و مرتفع کننده نیازها و خواستههای همه مردم باشد. آنهایی که به وی رأی دادند که رئیسجمهور به آنها متعهد است اما پرسش اینجاست که نوع رویکرد دولت در خصوص همه مردم و حتی آنهایی که به آقای رئیسی رأی ندادند چگونه است و مطالبات آنها نیز در حوزههای مختلف احصاء و در دستور کار قرار میگیرد؟ لذا آقای رئیسجمهور باید نسبت خود را با آن جامعه رایی که به وی رأی ندادهاند مشخص کند که چگونه است و چه تکلیفی را برای آنها در نظر گرفته است. مثلا وقتی گفته میشود که مردم از ما خواستند جلوی اینترنت یا فضای مجازی گرفته شود یا مردم خواستند گشت ارشاد داشته باشیم. از سویی این حرفها درست است چون عدهای این خواسته را داشتهاند. از این جهت است که وقتی صحبت از مردم میشود باید مشخص شود مقصود از مردم آیا همه ملت هستند اگر این موضوع مدنظر باشد؛ از این نظر کاملا مردمسالاری حاکم است.