ناسزاگفتن کودکان براي والدين بسيار خجالتآور است، زيرا اگر اين مساله کنترل نشود جزو ثابتي از شخصيت کودک ميشود. از سوي ديگر ناسزاگفتن کودکان باعث زيرسوال رفتن تربيت والدين نيز ميشود بنابراين پرداختن به اين مساله از اهميت زيادي برخوردار است. در اکثر مواقع ناسزاگفتن کودکان يک امر تقليدي است يعني آنها از والدين يا اطرافيانشان ناسزاگفتن و بدزباني را ياد ميگيرند. همچنين امکان دارد آنها از گروه همسن و سال خود در مهدکودک، مدرسه يا کوچه ناسزاگفتن را فرا بگيرند. اغلب کودکان پس از فراگرفتن ناسزا، بدزباني نميکنند اما آنها را در حافظهشان ميسپارند و در زماني ديگر آن را بهکار ميبرند. در اين هنگام نحوه عکسالعمل والدين و اطرافيان به ناسزاگفتن کودکان بسيار اهميت دارد. اغلب اوقات واکنش اطرافيان خنده است و همين امر باعث ميشود تا کودک به انجام و ادامه آن کار تشويق شود. در سن دو تا سه سالگي، والدين بايد نسبت به ناسزاگفتن کودکان با بياعتنايي و بيتفاوتي واکنش نشان دهند. در غير اين صورت کودک متوجه ميشود که ميتواند با ناسزاگفتن والدين را کنترل يا خشمگين کند. در نتيجه بهکار خود ادامه ميدهد. همچنين در اين سن بهتر است کودک از محيطي که کلمات بد را آموزش ديده مانند مهدکودک دور شود يا محيط دوستانش تغيير پيدا کند. اما از سن پنج سالگي به بعد کودک مفهوم کلمات بد را متوجه ميشود؛ بنابراين بياعتنايي ديگر فايدهاي ندارد. در اين سن بهتر است والدين قاطعانه با کودکشان صحبت کنند. آنها در صورت ادامه اين رفتار ميتوانند کودک را از انجام برخي کارها محروم کنند. مثلا آنها براي تنبيه ميتوانند به مدت يک روز اجازه ندهند کودک بدزبان از اسباببازي مورد علاقهاش استفاده کند. اگر کودک در جمع، از کلمات بد استفاده کرد بايد والدين او را به اتاق ديگري ببرند و به او تذکر دهند که بايد رفتارش را تغيير دهد، در غير اين صورت جمع را ترک ميکنند؛ هرچند اين کار تهديد محسوب نميشود اما اگر کودک ناسزاگفتنش را ادامه داد بايد اين تهديد را عملي کنند تا کودک بفهمد که آنها جدي صحبت ميکنند. در ضمن اگر والدين خود ناسزا ميگويند بايد اين رفتار را ابتدا در خودشان اصلاح کنند. همچنين اگر کودک رفتارهاي خشونتآميز، پرتحرک، لجبازي و نافرماني هم انجام ميدهد بايد بهطور جدي اين مساله بررسي شود.