بستن
کد خبر: ۱۰۳۹۸۳۳

آرزوی «ارشا اقدسی» برای تاسیس مدرسه بدلکاری

آرزوی «ارشا اقدسی» برای تاسیس مدرسه بدلکاری

مراسم نخستين سالگرد درگذشت ارشا اقدسي در حالي برگزار شد که مادر او از آرزوي پسرش براي تاسيس يک مدرسه بدلکاري سخن گفت و مازيار ميري از غيبت ستاره‌هاي سينما در اين برنامه گله کرد. سيدجواد هاشمي در ابتدا بيان داشت: عجيب است که يکسال گذشت و براي برخي از شما هيچ روزي بدون ارشا نگذشت و چقدر گفتيم يادش بخير و خدا رحمتش کند. کسي ميان شما نيست که از او به‌خوبي ياد نکند و قطعا جايگاه او بهشت است و ما براي دوري است که ناراحتيم و اشک مي‌ريزيم و جاي خالي او را سخت يادآوري مي‌کنيم اما براي او که جايش خوب است، سخت نخواهد بود. کساني‌که به مرگ نگاه عجيب داشتند براي يادبودشان بايد جشن گرفت و غم‌گساري نکرد. در ادامه امير ميرآخوري مدير گروه سيزده و از دوستان نزديک «ارشا اقدسي» اظهارکرد: همه شما دوست ارشا بوديد و اگر غير از اين بود اينجا نبوديد و بسياري از افراد مي‌توانستند بيايند و نيامدند. دست تک‌تک کساني‌که در اين يکسال برادرانه به ما کمک کردند را مي‌بوسم. وي افزود: يکسال است که در موقعيت‌هاي مختلف و در لوکيشن‌ها خاطرات و عکس‌هايمان را از ارشا مرور مي‌کنيم و حالمان خوب نيست. اگر خود ارشا هم اينجا بود قطعا کاري مي‌کرد که حال شما هم عوض شود. سينماي ايران گوهري را از دست داد که حالا حالاها جايش پر نمي‌شود.

آرزوي برادرم را برآورده کنيد

بعداز پخش کليپي از فعاليت‌هاي ارشا، رعنا اقدسي، خواهر اين بدلکار فقيد بيان کرد: متاسفانه سال گذشته نتوانستم براي وداع با ارشاي عزيزتر از جانم خود را برسانم و از راه دور شاهد بدرقه او توسط ياران و مردم ايران عزيز بودم. اميدوارم تيم بدلکاري 13 قوي‌تر از گذشته به کار خود ادامه دهد و باعث افتخار همه ما و ارشا عزيز شوند. از صميم قلب آرزو مي‌کنم آخرين و مهم‌ترين آرزوي ارشا، به حقيقت پيوندند و رشته بدلکاري هم به جشنواره فيلم فجر اضافه شود. يادم مي‌آيد به او مي‌گفتم چرا حرص و جوش اين موضوع را مي‌خوري و لابد بعد از آن هم مي‌خواهي سر کانديداشدن و جايزه‌گرفتن حرص بخوري و او مي‌گفت اين رشته اضافه شود، بقيه مسائل مهم نيست. از عزيزاني که اينجا حضور دارند و صداي مرا مي‌شنوند تقاضا دارم که آرزوي کسي که ميان ما نيست به حقيقت بپيوندد. در بخش ديگري از اين مراسم رضا بنفشه‌خواه بيان داشت: به‌نظرم براي رفتن ارشا بسيار زود بود و او مي‌توانست 40 سال ديگر توانايي‌اش را به رخ بکشد. پس از آن مهنوش مرادي همکار ارشا اقدسي در تيم گروه 13 اظهارکرد: خوشحالم اينجا هستم وظيفه خود مي‌دانم که در همه آدم‌هايي که کنار ما بودند و همچنين از کسي‌که زحمات زيادي کشيده و هيچ‌وقت نخواسته ديده شود؛ حسام وهابي تشکر کنم. حسين سليماني بازيگر هم بيان داشت: اگر امروز ارشا در اين مراسم بود از سالن بيرون مي‌رفت زيرا دوست نداشت از او تعريف شود، او آدم قدرشناسي بود و دوست داشت ديده شود ولي با کارش خود را ثابت مي‌کرد. از موزه سينما براي برگزاري چنين مراسمي بدون بوروکراسي و ايجاد ويتريني براي ارشا عزيز تشکر مي‌کنم. در ادامه محمد فلاح يکي از طرفداران ارشا اقدسي تابلويي را به مادر وي هديه داد و مادر ارشا آن را به موزه سينما اهدا کرد. فرزانه موجودي مادر ارشا اقدسي نيز طي سخناني گفت: تولد ارشا به خانواده ما نشاط خاصي بخشيد. پدرش از بازيگوشي‌هاي او لذت مي‌برد و او که خود ورزشکار بود پايه برخي از شيطنت‌هاي او بود. خواهرش که 6 سال از او بزرگ‌تر بود از او طرفداري مي‌کرد و مجالي براي مواخذه من باقي نمي‌گذاشت. ارشا خواهرش را بسيار دوست داشت عاقبت تدبير اين شد که از زبان خواهر که داراي نفوذ کلام در ارشا بود او را از کاري منع و به کاري تشويق کنم. وي ادامه داد: او در کودکي با کاراکترهايي که در انيميشن‌ها مي‌ديد همذات‌پنداري مي‌کرد و ساعت‌ها سرگرم مي‌شد. کودکي او با اسبي خيالي، تفنگي که بر دوش داشت و خميري که از آن اشکال مختلفي مي‌ساخت سپري شد. علاقه او به ورزش‌هاي رزمي باعث شد به ورزش آيکيدو روي آورد و بعدها گفت من کودکي بسيار خوبي داشتم. سال‌ها بعد همزمان با بورسيه‌شدن به ايتاليا عازم شد و شاگرد پيمان ابدي شد. او تيم بدلکاري خود را با نام تيم 13 راه انداخت و معتقد بود 13 عددي است مانند تمام اعداد ديگر و نحس نخواهد بود. او با بدلکاري فيلم جيمز باند در 2013 جهاني شد و يکي از 5 نفر رکوردداران چپ کردن ماشين شد. وي ادامه داد: او بدلکاران را لايق جايزه سينمايي مي‌دانست و ناديده‌گرفتن اين صنف پرخطر را غير قابل توجيه مي‌خواند و دوست داشت مدرسه بدلکاري براي نيروهاي مستعد احداث شود. او پسري جسور و معتقد بود مرگ اتفاق زيبايي است که فقط يکبار رخ مي‌دهد. وقتي دچار سانحه و مرگ مغزي شد متأسفانه طراح انگليسي آن فيلم اتفاق را برعهده نگرفت. مرگ ارشا همانطور که مي‌خواست به موازات زندگي‌اش رقم خورد و همان‌طور که قهرمان زندگي کرد مانند قهرمان هم مرد و بعداز مرگ اعضاي او به بيمارستان اهداي عضو در لبنان سپرده شد و او در يک روز گرم تابستاني 13 مرداد 1400 از دنيا رفت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی