رئيسجمهوري ايالات متحده آمريکا در راستاي تحقق سياست خارجه خاورميانهاي خود تلآويو را اولين مقصد سياست خارجي خود در خاورميانه انتخاب کرده و به همين خاطر است که مقامات تلآويو در فرودگاه بنگوريون برايش فرش قرمز پهن کرده و ناقوس اين اتحاد راهبردي در قالب بيانيه اورشليم براي تحقق سياست خارجي خاورميانهاي بايدن بعد از وقفهاي کوتاه به صدا در آمد. بيانيه اورشليم و به عبارتي همان برنامه همکاري راهبردي بر اعلام مواضع مشترک تلآويو و واشنگتن در قبال توان هستهاي، برنامههاي دفاعي، سيستم پهپادي و همچنين گروههاي همپيمان ايران در منطقه غرب آسيا تاکيد ميکند. از منظر نشانه شناسي، بيانيه اورشليم بازتاب پيمان ابراهيم و به نوعي در تداوم دکترين اختاپوس تدوين و تنظيم شده است. اين بيانيه تلاشي براي تمهيد ترتيبات امنيتي و سپس مصونيت از نيات و تهديدات تهاجمي ايران در قبال موجوديت تلآويو در منطقه غرب آسيا است. بنابراين تلاش مقامات تلآويو و واشنگتن در شرايط جديد تغيير در معادلات قدرت در خاورميانه آن است که در سايه توان ملي و قدرت نظامي خود اجازه ندهند ايران بتواند به ادعاي خودشان به سلاح هستهاي دست يابد. افزون بر اين در بيانيه اورشليم بر حق دفاع تلآويو در قبال تهديدات فزاينده ايران تاکيد شده و همين امر سبب شده است که برتري نظامي تلآويو از رهگذر حمايتهاي لجستيکي واشنگتن تقويت شود. به همين خاطر است که واشنگتن به اعطاي کمکهاي 38ميليارد دلاري ده ساله براي برتري نظامي تلآويو و همچنين رسيدگي به تهديدات نوظهور در منطقه حاضر شده است. واشنگتن تلاش دارد در سايه اين کمکهاي نظامي سيستم سخت افزار ليزرهاي ضد پهپاد تلآويو موسوم به پرتو آهنين را تقويت و آسمان اسرائيل را در پي افزايش پرواز پهپادها و هواپيماهاي بدون سرنشين به ويژه پهپادهاي انتحاري ايران در منطقه ايمن سازد. اما بيانيه اورشليم نميتواند بدون چالشها و مخاطراتي براي ايران باشد، چراکه بعيد است که حلقه اتحاد و همکاري راهبردي طبق بيانيه اورشليم فقط به تلآويو و واشنگتن محدود و منحصر شود. محققا اين حلقه استراتژيک با دعوت محافل عربي گستردهتر نيز ميشود. در اين ارتباط عربستان تحت زعامت بنسلمان بيميل در ورود به اين حلقه استراتژيک نيست. انگارههاي ساير محافل عربي نظير آلنهيان در امارات، آلخليفه در بحرين و حتي آلثاني در قطر آن هم به واسطه استقرار پايگاه نظامي آمريکا در آن همچون انگارههاي مقامات تلآويو است و اين مجموعهها رفتارهاي منطقهاي و موشکهاي بالستيکي را عامل اصلي اختلال در نظم ژئوپليتيکي در منطقه غرب آسيا ميدانند. بنابراين تلاش دارند که حلقه اتحاد آنها به منظور مهار ايران گسترش يابد. اين مخاطرات با حضور مداوم آمريکاي بايدن در خاورميانه و با به قدرت رسيدن محتمل نتانياهو در تلآويو افزونتر ميشود.