آرمان ملي-فردين کمانگر: پديده دستفروشي کتاب و پهن کردن بساط فروش کتاب بر سنگفرش خيابانها، شايد پديده نوظهور و به گفته بسياري از صاحبنظران و نويسندگان، آن را ناخوشايند تعريف کنند اما اين امر واقعيت امروز دنياي ماست. برخي از نويسندگان به دليل بالا بودن هزينههاي چاپ کتاب و زندگي، ناچارند که براي رفع مشکلات خود، کتابهاي خود را بر سنگفرش خيابانها پهن کنند تا مخاطبان آن را خريداري کنند. «سيده عطيه شيخ احمدي» در سال 1350 در شهر سنندج چشم به دنيا گشود و در سال 1369، از پشت بام منزلشان سقوط کرده و بر اثر اين حادثه دچار معلوليت جسمي شده است و با وجودي که قدرت حرکتي خود را از دست داده اما هرگز در مقابل اين مشکل کوتاه نيامده، معلوليت را به معناي محدوديت براي خود توجيه نکرده است و امروز توانسته در راه کسب علم و دانش موفقيتهايي را به دست بياورد، وي داراي مدرک کارشناسي ادبيات و يکي از نويسندگان در حوزه رمان نويسي است و در طول مدت زمان 24 سال از فعاليت خود در حوزه نويسندگي 37 رمان و 2 کتاب مجموعه شعر را به نگارش درآورده است که به دليل مشکلات اقتصادي، تنها 14 عنوان از کتابهايش را توانسته چاپ و منتشر کند. حس غربت و تنهايي چند سالي است که شهر سنندج، در کنار «شهر خلاق موسيقي جهان»، عنوان پايتخت کتاب ايران را نيز به يدک ميکشد اما نويسندگان و اهل قلم به دليل نبود زيرساختها و عدم حمايت از سوي متوليان امر، در شهري که عنوان پايتخت کتاب را به يدک ميکشد احساس غربت و تنهايي ميکنند. سيده عطيه شيخ احمدي يکي از نويسندگان سنندجي است که تاکنون چندين رمان را تأليف کرده است، نويسندهاي که با تمام کمبودها، مشکلات و موانع همچنان در حال توليد آثار جديد است. شيخ احمدي به دليل شرايط سخت زندگي و تأمين هزينههاي آن، خود ناچار شده که کتابهاي تأليف خود را برسنگفرش يکي از خيابانهاي شهر سنندج پهن کرده تا ٱنها را بفروش برساند. بساط دستفروشي کتابهاي خود را پهن کرده تا بتواند با فروش آنها، گوشهاي کوچک از مشکلات زندگياش را رفع کند. نويسنده سنندجي با اشاره به وجود مشکلاتي در چاپ آثارش، ميگويد به دليل مشکلات اقتصادي و افزايش هزينههاي چاپ در حوزه کتاب کشور و به ويژه استان کردستان از مجموع 39 اثر توليدي تنها 14 اثر را چاپ و منتشر کردهام. امروز هزينه چاپ يک کتاب با تيراژ 200 نسخه 10 ميليون تومان هزينه براي نويسنده در بر خواهد داشت و اين هزينه را بايد خود نويسنده پرداخت کند زيرا بسياري از انتشاراتيها از پذيرفتن کتاب خودداري ميکنند. «سيده عطيه شيخ احمدي» از نبود اسپانسر و حامي براي چاپ کتابها نيز انتقاد ميکند و ميگويد: امروز کسي اسپانسر چاپ کتاب و فعاليتهاي فرهنگي نميشود . وي در ادامه با اشاره به مشکلات خود عنوان ميکند: براي تأمين هزينههاي زندگي و ادامه کار نويسندگي، بساط دستفروشي را در يکي از خيابانهاي شهر سنندج پهن ميکنم و در طول هفته دو يا سه روز در اين مکان حضور پيدا ميکنم. نويسنده سنندجي تصريح ميکند: حضور بنده به عنوان يک نويسنده و يک فروشنده در گوشهاي از خيابان که بساط دستفروشي کتاب را پهن کردم براي بسياري از شهروندان و براي عابران پياده قابل هضم نيست.شيخ احمدي در ادامه ميافزايد: من از مسئولان انتظار ترحم و برخي مسائل را ندارم، من به عنوان يک نويسنده که در عرصه فرهنگي در حال فعاليت هستم از آنها انتظار دارم که مکاني مناسب و درخور شأن يک نويسنده را در اختيار بنده قرار دهند تا بتوانم آثارم را در شهري که عنوان پايتخت کتاب و شهر خلاق موسيقي جهان است عرضه و به فروش برسانم .