شايد يکي از مهمترين اخبار ماههاي اخير خاورميانه، خبر برگزاري چند دور مذاکرات ميان ايران و عربستان سعودي باشد که تاکنون آورده محسوسي نداشته است. فعل و انفعالات منطقه و سياستهاي فرامنطقهاي در فرسايشي شدن مذاکرات ايران و عربستان بيتاثير نبودهاند. در همين حين سفر بايدن به منطقه مطرح شد. سفر پيش روي جو بايدن به منطقه، چندجانبه و طرفهاي متنوعي دارد. اين سفر شديدا ناشي از تحميل سويههاي واقعگرايي به بايدن است. حمله روسيه به اوکراين، پيامدهاي انرژي زايش و بيحاصلي مذاکرات برجام، بايدن را ناچار به چشم پوشي از انحرافات حقوق بشري عربستان کرد. او در عمل در چنبره فونداسيوني از سياستهاي منطقهاي قرار گرفته است که سلفش براي دور دوم رياستجمهورياش چيده بود. بايدن ناگزير از روي آوردن به سرزمين نفت و شن و ماسه است. او پا در مسيري ميگذارد که ترامپ تعيين کرده بود. بر همين اساس با اصرار بر برجام حداقلي، همچنان نان تحريمهاي ترامپ را ميخورد. از سياست اتحاد و ائتلاف عبري عربي حمايت ميکند و اولين رئيسجمهور آمريکاست که مستقيم از اسراييل به عربستان ميرود. مسائل فلسطين، روابط اعراب و اسرائيل، برجام و بحران اوکراين محورهاي اين رايزنيها خواهند بود. نتايج اين سفر ميتواند روي منافع ايران در منطقه تاثيرگذار باشد. عمق مخاطرات سفر خاورميانهاي بايدن را، روسيه نيز درک کرده است. بر همين اساس قرار است هفته آينده ولاديمير پوتين راهي تهران شود تا از زهر مخاطرات آن حداقل در جبهه اوکراين و معادله انرژي بکاهد. عربستان سعودي در مقابل کم لطفيهاي آمريکا از آزادي عمل بيشتري برخوردار است و به گونهاي عمل کرده که بايدن ناگزير زحمت حضور در رياض را بر خود هموار کرد. هر چند جوهر شرايط به صورتي است که ميشود با کمي درايت از تشنج غرب با روسيه بهره لازم را برد و با بازي شناور روسيه را وادار به تمکين به منافع ايران و بايدن را از توافقات يک طرفه مشخصا عدول از برجام و تمسک به راه حلهاي جايگزين بر حذر داشت. رويهاي که مساله زمان نيز در آن بسيار مهم است و بايد مدنظر قرار گيرد.