سالهایی که به دلیل تحریم از حضور در بازارهای اصلی انرژی دورمانده بودیم اما در بازارهای غیررسمی سعی داشتهایم حضور داشته باشیم البته تلاش میکردیم تا از طریق صنایع مالی بتوانیم کانالهای رسمی را هم جذب کنیم. فروش نفت از طریق کانالهای غیررسمی ادامه داشت و مشتریان سنتی نفت ما مانند چین همانند گذشته تمایل به خرید نفت ایران دارند و دیگر مشتریان هم با روشهای خاص خود درحال خرید از نفت ایران هستند. درحال حاضر هم قیمت نفت به رقم مناسبی رسیده و باتوجه به کسر هزینههای مربوط به انتقال منابع و تحریمها، منابعی حتی به صورت جسته گریخته به کشور وارد میشود. البته بسیاری از موارد هم به صورت تهاتر کالاهای ضروری مانند گندم، ذرت، مواد دارویی با پول کالای نفتی ایران مبادله میشود که اگر تحریمها برداشته شود درسال اول قادرخواهیم بود روزانه 1 ونیم میلیون بشکه و درسال دوم روزانه 2 ونیم میلیون بشکه تولید کنیم چیزی که بیشتر کارشناسان بر این باور هستند و براین عقیده هستند که درصورت برداشته شدن تحریمها تامین کنندگان نفت و مشتریان سابق نفتی ایران به بازار خواهند آمد و درآمد نفتی ایران را درسایه نبود رقیب بزرگی چون روسیه دوچندان خواهد کرد. صنعت نفت ایران در سه سال گذشته تحت تاثیر تحریمهای امریکا از بازار جهانی به دور بوده و در حالی میتواند با کنار رفتن تحریمها دوباره به بازار بازگردد که شرایط بازار نسبت به گذشته تغییرات مهمی داشته است. در نگاه نخست ما باید بدانیم که مصرفکنندگان نفت لزوما منتظر نفت ایران نمیمانند و وقتی ما عرضهای به بازار نداریم، آنها به سراغ دیگر فروشندهها میروند. هرچند نفت ایران به شکل سنتی مشتریان خود را دارد و قطعا در صورت عرضه مجدد آنها از ما نفت میخرند اما به دست آوردن این بازار به زمان نیاز دارد و سریعا رخ نمیدهد. از سوی دیگر تحت تاثیر شیوع کرونا، مصرف نفت در جهان کاهش یافته و جز چین که تقریبا توانسته از سد مشکلات بگذرد، دیگر کشورها همچنان با این ویروس درگیرند و اگر بناست ما برنامه جدیدی بریزیم باید به کاهش تقاضا نیز توجه کنیم. در کنار آن، کاهش تقاضا منجر به کاهش قیمت نفت نیز شده که باید در محاسبات ایران لحاظ شود. در کنار کرونا، با توجه به افزایش آلودگیها و توجهی که دولتها به انرژیهای سبز و کمتر آلاینده دارند، در سالهای آینده برنامهریزی برای کاهش مصرف سوختهای فسیلی در دستور کار قرار گرفته و این موضوع میتواند تقاضای جهانی برای نفت را کاهش دهد که قطعا تبعات خاص خود را نیز خواهد داشت. در چنین شرایطی دو موضوع باید در سیاستهای کلان انرژی برای ایران در دستور کار قرار گیرد. نخست آنکه ما باید به سمت تولید کالاهای با ارزش افزوده بیشتر حرکت کنیم و از نفت خام به سمت تولید فراوردههای نفتی حرکت کنیم. این موضوع میتواند از یکسو تهدید کاهش تقاضای نفت را جبران کند و از سوی دیگر ارزش افزوده بالاتر برای کشور و درآمدهای جدید نیز به ارمغان خواهد آورد. از طرف دیگر ما در دو سال گذشته تجربه کاهش وابستگی به نفت را ثبت کردهایم و اگر بنا باشد با دسترسی دوباره به این منابع بار دیگر امور جاری کشور به نفت وابسته شود، قطعا به نفع اقتصاد نخواهد بود. چه دولت و چه مجلس باید به سمتی حرکت کنند که منابع نفتی صرف توسعه زیرساختهای اقتصادی شود و وابستگی گذشته به نفت تکرار نشود.